دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانانتخاب سردبیرپیشنهاد تماشاسینما زیر ذره بیننگاهی اجمالی

«ما فرشته نیستیم» (We’re No Angels): کمدی فراموش‌شده‌ای که سزاوار بازبینی دوباره است

چرا کمدی نیل جوردن با بازی رابرت دنیرو و شان پن، امروز بیشتر از همیشه ارزش تماشا دارد؟

خواننده عزیز، به شما دروغ گفته‌اند! تاریخ سینما پر است از فیلم‌هایی که ناعادلانه مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند؛ چه به‌خاطر نقدهای شتابزده، چه تبلیغات ضعیف و چه بی‌تفاوتی عمومی. وقت آن است که برخی از این آثار را از لیست «اشتباه فهمیده‌شده‌ها» بیرون بکشیم و نگاه منصفانه‌تری به آن‌ها داشته باشیم.

یکی از این آثار، فیلم «ما فرشته نیستیم» (We’re No Angels) است. این فیلم که در سال ۱۹۸۹ به عنوان فیلم کریسمس کمپانی پارامونت و آخرین فیلم دهه برای این استودیو اکران شد، با واکنش‌های سرد منتقدان و فروش نه‌چندان قوی در گیشه روبه‌رو شد. باورش شاید امروز در دوران محبوبیت دنیرو در کمدی‌هایی مثل «ملاقات با والدین» (Meet the Parents) دشوار باشد، اما در آن زمان کسی علاقه‌ای به دیدن رابرت دنیرو در یک کمدی پررنگ نداشت؛ حتی اگر در کنار شان پن و با فیلمنامه‌ای از دیوید مَمِت ظاهر شود.

کمدی‌ای که هرگز فرصت درخشش پیدا نکرد

شهرت فیلم، سال‌ها بعد هم بهتر نشد و حتی سازندگانش نیز به ایرادات آن اذعان کردند. دیوید مَمِت در خاطراتش «Everywhere an Oink Oink» کارگردان نیل جوردن را مقصر خراب شدن فیلمنامه دانست و جوردن هم با شوخی گفته بود: «نباید اجازه بدهند من کمدی بسازم!»

اما حالا «ما فرشته نیستیم» با نسخه ویژه و باکیفیتی توسط شرکت Cinématographe روی بلوری عرضه شده و تماشای فیلم، دور از فضای آن زمان و حاشیه‌های پر سروصدای طلاق پن و مدونا، باعث می‌شود شهرت متوسطش عجیب به نظر برسد. این فیلم ساختاری منسجم، طراحی صحنه فوق‌العاده و بازی‌های کمدی درخشان دنیرو و پن را دارد و به یک قدمی تبدیل شدن به یک کلاسیک می‌رسد.

این فیلم بازسازی کمدی سال ۱۹۵۵ به کارگردانی مایکل کورتیز (سازنده «کازابلانکا» (Casablanca)) است؛ فیلمی که با وجود حضور همفری بوگارت، هیچ‌وقت به یک کلاسیک واقعی تبدیل نشد. مَمِت اما ایده سه زندانی فراری را به دو نفر تقلیل داده (با جدا شدن جیمز روسو از پن و دنیرو) و آن‌ها را مجبور می‌کند برای پنهان شدن از قانون، خود را به عنوان کشیش‌های مسافر جا بزنند.

بخش بزرگی از کمدی فیلم از تضاد میان دو آدم خشن و زمخت (گرچه شان پن بیشتر یک دست و پا چلفتی است تا قلدری واقعی) با فضای معنوی و باورمندانه ناشی می‌شود. شاید اگر پارامونت دیرهنگام تصمیم نمی‌گرفت فیلم را PG-13 کند، مَمِت و جوردن می‌توانستند حتی بیشتر از این پتانسیل بهره ببرند.

برخلاف انتظار، مَمِت زیاد برای خنده‌های سطحی فشار نمی‌آورد و گاهی از شوخی‌های دم‌دستی می‌گذرد تا به پرسش‌های جدی‌تری درباره هویت و ایمان بپردازد. در واقع، فیلم به نوعی سوال کورت وانه‌گات در رمان «شب مادر» (Mother Night) را مطرح می‌کند: اگر تمام وقتت را صرف تظاهر به بودن کسی کنی، آیا واقعاً همان می‌شوی؟

برای ند (با بازی دنیرو)، جواب منفی است (هرچند در اوج داستان با کمی کمک الهی، جان یک نفر را نجات می‌دهد)، اما جیم (شان پن) در مسیر جست‌وجوی معنوی قرار می‌گیرد و حتی پیش از فرار از زندان، با سوالات معنوی سلول هم‌بندی‌اش را کلافه می‌کند. هرچه فیلم جلوتر می‌رود، جیم بیشتر در بین کشیشان جا می‌افتد و همین باعث گفت‌وگوهای کمدی عالی میان او و دنیرو می‌شود که فقط می‌خواهد از شهر فرار کند.

مَمِت با وجود شهرتش به بدبینی، طیف باورهای شخصیت‌ها را با احترام و نگاه باز به تصویر می‌کشد؛ از راهب ساده‌دل (جان سی. رایلی) تا کارگر جنسی بی‌دین (دمی مور). این احترام به تفاوت‌ها، فیلم را از یک کمدی سطحی فراتر می‌برد و باعث می‌شود حتی در اوج موقعیت‌های مضحک، شخصیت‌ها واقعی و دوست‌داشتنی باشند.

بازیگری و هنرآفرینی در اوج

بزرگ‌ترین لحظات خنده‌دار فیلم نه از فیلمنامه مَمِت، بلکه از بازی فیزیکی و پرشور دنیرو و پن می‌آید؛ جایی که هر دو با اغراق و شوخی‌های بدنی، تماشاگر را به خنده می‌اندازند. شاید منتقدان آن زمان این اغراق را دوست نداشتند، اما امروز می‌دانیم که همین «زیاده‌روی» منبع لذت است؛ مثل ایراد گرفتن از رنگ زیاد در «کفش‌های قرمز» (The Red Shoes) یا خشونت در «جان ویک» (John Wick)!

خوشبختانه، همان تماشاگرانی که در ۱۹۸۹ با این شوخی‌ها کنار نیامدند، ۱۱ سال بعد عاشق همین سبک دنیرو در «ملاقات با والدین» شدند. اما حتی اگر کمدی «ما فرشته نیستیم» برایتان بامزه نباشد، باز هم نمی‌شود از زیبایی‌های دیگر فیلم گذشت. جوردن شاید خودش را کارگردان کمدی خوبی نداند، اما بی‌تردید استاد خلق فضای افسانه‌ای و جادوی معنوی در داستان مامِت است.

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای فیلم، طراحی صحنه خارق‌العاده و ساخت شهری مرزی بین آمریکا و کاناداست که ولف کروگر (Wolf Kroeger) از پایه ساخته و کاملاً واقعی و زنده حس می‌شود. این شهر یادآور فضای فیلم «مک‌کیب و خانم میلر» (McCabe and Mrs. Miller) ساخته رابرت آلتمن است و به فیلم هویتی منحصربه‌فرد داده.

تمام اجزای فیلم با وسواس و هنر ساخته شده‌اند؛ از فیلمبرداری فیلیپ روسلو (Dangerous Liaisons, Interview with the Vampire) و موسیقی جورج فنتون تا طراحی صحنه و لباس، همه در خدمت ساخت اثری ماندگار هستند.

ارزش تماشا و بازنگری

نسخه ویژه بلوری Cinématographe، با دفترچه تحلیلی و ویژه‌برنامه‌های پشت صحنه (از جمله گفت‌وگوی جدید با جوردن)، خود یک اثر هنری ارزشمند است و فرصتی عالی برای تماشای فیلمی است که همیشه بیش از آنچه دریافت کرد، شایسته توجه بوده است.

«ما فرشته نیستیم» کمدی‌ای است که به لطف بازی‌های بی‌نظیر، فیلمنامه هوشمندانه و پرداخت جدی به معنویت و هویت، امروز بیش از همیشه می‌تواند مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. اگر به دنبال کمدی‌ای متفاوت با لایه‌های عمیق‌تر و ساختاری هنرمندانه هستید، این فیلم را از دست ندهید—حتی اگر سال‌ها نادیده گرفته شده باشد!


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا