مریم اوزرلی از زیبایی تا حسادت …

مریم اوزرلی، بازیگر مشهور با استعداد بینالمللی، در شماره آوریل ۲۰۲۵ مجله L’Officiel ترکیه و به عنوان چهره الهامبخش مجموعه بهاره-تابستان «لاو مای بادی» (Love My Body) که زیر نظر گروه مد آدیل ایشیک فعالیت میکند، به صحبت درباره حسادت و احساس زیبایی پرداخت.
او در این باره گفت: «راستش، نمیتوانم بگویم که اولین بار کی خود را زیبا احساس کردم. با گذر زمان، مفهوم زیبایی هم تغییر میکند، حداقل برای من. در دنیای رسانه، زیبایی معمولاً بر اساس یک ترند تعریف میشود. برای من، جوان بودن، یعنی سالم و خوشحال بودن، همیشه اهمیت بیشتری داشته است. زمانی که نتوانم این احساس را داشته باشم، بسیار ناراحت میشوم. اما گاهی اوقات، احساس زیبایی نداشتن چندان هم مرا آزار نمیدهد. زیرا زیبایی در واقع چیست؟ آیا باید به یک ترند پایبند باشیم یا باید با نوری درونی که از احساس سلامتی و خوشحال بودن نشأت میگیرد، بدرخشیم؟ وقتی در کنار کسانی هستم که واقعاً دوستم دارند و آنها مرا به خاطر زیبایی ظاهریام نمیسنجند، بلکه به خاطر ارزش و زیبایی قلبم همراه من هستند، احساس زیبایی میکنم.»
مریم همچنین به این نکته اشاره کرد که همیشه بدنش را در هر مرحله از زندگیاش پذیرفته و دوست داشته است. او افزود: «من همیشه بدنم را در هر مرحله از زندگی، با هر شرایط یا اندازهای که باشم، دوست داشتم و پذیرفتم. چیزی که واقعاً مرا آزار میدهد، این است که دیگران سعی میکنند به من احساس کبود یا نقص در بدنم بدهند. اما به جای تغییر احساساتم درباره خودم، تصمیم گرفتم اطرافیانم را تغییر دهم.»
در مورد حسادت، اظهار داشت: «وضعیت هورمونی مردان خیلی متفاوت از زنان است. به عنوان یک زن، در طول یک ماه احساسات مختلفی را تجربه میکنیم. احساساتی که به طور غیرمنتظره ظاهر میشوند و مرا شگفتزده میکنند، فقط زمانی بروز میکنند که به چیزی در گذشتهام مرتبط و هنوز حل نشده باشد. اما من بعد از اینکه یک احساس مرا شگفتزده میکند، به این موضوع پی میبرم. من با حسادت ارتباط زیادی ندارم. اما اگر در یک رابطه باشم، این احساس ممکن است گاهی پیش بیاید. اما به اعتقاد من، یک شریک درست واقعاً نمیتواند باعث بروز چنین احساسی شود.»
در پایان پیرامون شناخت و تجربیات درونی، گفت: «در واقع من فکر نمیکنم که این یک ترند جدید یا تم مد باشد. این همیشه وجود داشته است. همیشه فیلسوفان بزرگ، روانکاوان و دانشمندان روحانی وجود داشتهاند. این افراد همواره به خودسازی، تحول و حالات روحی علاقهمند بودهاند. این، سفر فردی زندگی است. همیشه چنین بوده و همیشه خواهد بود. من نمیتوانم به “خط پایان” زندگی فکر کنم… متأسفانه نمیتوانم این را انجام دهم، زیرا فکر به مرگ مرا بسیار میترساند و درونم را با موضوعات مختلف پر میکند. اما تحول تا مرگ ادامه دارد و حتی شاید بعد از آن هم ادامه یابد…»





