دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد «خون‌آشام‌ها» (Los Vampires)؛ هالیوودی که شبانه قربانی می‌گیرد

تاریخ سینما پر از فیلم‌هایی است که پشت صحنه ساختشان به‌اندازه داستان روی پرده جذابیت دارد. «خون‌آشام‌ها» (Los Vampires) یکی از همین حاشیه‌های تاریخی را برمی‌دارد و آن را به قصه‌ای درباره رقابت، حسادت، قتل و میل به جاودانگی تبدیل می‌کند. کریگ میچل در نخستین فیلم بلند داستانی خود پس از چند دهه، به سراغ تولید هم‌زمان دو نسخه از «دراکولا» در سال ۱۹۳۱ رفته است؛ نسخه انگلیسی‌زبان تاد براونینگ با بازی بلا لاگوسی روزها فیلم‌برداری می‌شد و گروه نسخه اسپانیایی‌زبان به کارگردانی جرج ملفورد، شب‌ها از همان دکورها استفاده می‌کردند. این واقعیت تاریخی به‌خودی‌خود آن‌قدر عجیب است که حتی بدون حضور یک خون‌آشام واقعی هم ظرفیت تبدیل شدن به فیلمی رازآلود را دارد.

داستان حول محور لوئیس د اوساریو با بازی هنری ایان کاسیک شکل می‌گیرد؛ بازیگر اسپانیایی مهاجری که روزهای درخشان حرفه‌اش را پشت سر گذاشته و حالا برای بازی در نقش کنت ولاد به استودیوی یونیورسال آمده است. مسئولان استودیو از او می‌خواهند تصاویر ضبط‌شده نسخه انگلیسی را تماشا کند و شب‌هنگام تمام حرکات، لحن و حالات بازیگر اصلی را به زبان اسپانیایی تکرار کند. برای لوئیس که زمانی مجلات به او لقب «شیخ اسپانیایی» داده بودند، این پیشنهاد فقط یک دستور کاری نیست؛ نوعی تحقیر هنری است. هالیوود او را نه به چشم یک بازیگر خلاق، بلکه به‌عنوان بدل زبانی ستاره‌ای مهم‌تر می‌بیند.

آن ستاره مهم‌تر، کورت اورلوف با بازی توماس کرتشمن است؛ بازیگری رومانیایی که پیش‌تر نقش دراکولا را با موفقیت روی صحنه اجرا کرده و به جایگاه خود اطمینان دارد. البته این اعتمادبه‌نفس خیلی زود چهره دیگری نشان می‌دهد. اورلوف همان‌قدر که مغرور است، از حضور بازیگری دیگر در لباس، دکور و نقشی مشابه احساس خطر می‌کند. شاید لوئیس مجبور باشد حرکات او را تقلید کند، اما همین تقلید می‌تواند این پرسش ناخوشایند را به وجود بیاورد که چه مقدار از شکوه یک ستاره واقعا متعلق به خود اوست و چه مقدار را لباس، نورپردازی، تبلیغات و دستگاه ستاره‌سازی استودیو می‌سازند.

بهترین بخش Los Vampires همین رویارویی دو مردی است که بیشتر از آنچه حاضرند اعتراف کنند، به یکدیگر شباهت دارند. هردو مهاجرند، هردو آینده‌شان را به یک نقش گره زده‌اند و هردو از فراموش شدن می‌ترسند. اختلافشان فقط بر سر شیوه بازی نیست؛ آن‌ها برای تصاحب تصویری رقابت می‌کنند که ممکن است یکی را جاودانه و دیگری را به حاشیه تاریخ پرتاب کند. ورود ویانکا سوگورا با بازی دنیلا کوسو نیز به این کشمکش بعدی عاطفی و اروتیک می‌دهد. ویانکا بازیگری جوان و کم‌تجربه است که ظاهرا از یک صومعه در مکزیک آمده، اما آرامش مرموز و انگیزه‌های پنهانش اجازه نمی‌دهند او را صرفا قربانی بی‌دفاع ماجرا بدانیم.

فیلم در ابتدا حال‌وهوای یک کمدی تلخ پشت‌صحنه‌ای را دارد. غرور زخمی لوئیس، خودنمایی اورلوف و شرایط عجیب گروهی که شب‌ها کار می‌کنند و گاهی داخل تابوت‌های صحنه می‌خوابند، موقعیت‌هایی طعنه‌آمیز می‌سازند. بااین‌حال، کشف فیلم‌هایی خصوصی که ظاهرا برای اخاذی ضبط شده‌اند و انتشار خبر قتل بازیگر قبلی نقش ویانکا، مسیر داستان را تغییر می‌دهد. مرگ‌های بیشتری رخ می‌دهند و اجساد بی‌خون پیدا می‌شوند. از اینجا به بعد، مرز میان فیلمی که گروه در حال ساخت آن است و واقعیتی که بیرون قاب جریان دارد، آرام‌آرام فرو می‌ریزد.

این تغییر لحن همیشه بدون لغزش انجام نمی‌شود. فیلمنامه میچل می‌خواهد هم‌زمان یک معمای جنایی، وحشتی فراطبیعی، کمدی سیاه، ادای دین به هیولاهای کلاسیک یونیورسال و تحلیلی از مناسبات قدرت در هالیوود باشد. نتیجه در برخی لحظات جذاب و چندلایه است، اما گاهی خرده‌داستان‌ها فرصت کافی برای رشد پیدا نمی‌کنند و شوخی‌ها درست زمانی وارد می‌شوند که تعلیق به تمرکز بیشتری نیاز دارد. طراحی صدا نیز همیشه به‌اندازه تصاویر حساب‌شده نیست و برخی دیالوگ‌های انگلیسی وضوح و تاثیر لازم را ندارند.

با وجود این ضعف‌ها، فضای رویاگون «خون‌آشام‌ها» بخش بزرگی از کاستی‌های روایی را جبران می‌کند. سایمون کوول با استفاده از فوکوس نرم، نورهای قرمز و قاب‌هایی که راهروها، پرده‌ها و دیوارهای مصنوعی را در هم می‌پیچند، استودیو را به هزارتویی ذهنی تبدیل کرده است. دکورهای ریکاردو جاتان با قبرستان‌های مصنوعی، ماه‌های غول‌پیکر نقاشی‌شده و پلکان‌های گوتیک، هم محدودیت بودجه را آشکار می‌کنند و هم جذابیت دست‌ساز هالیوود قدیم را زنده نگه می‌دارند. تمام فیلم داخل استودیو ساخته شده و همین محدودیت به نفع مضمون اصلی کار می‌کند؛ جهان بیرون کم‌کم محو می‌شود و سینما مانند قلعه دراکولا شخصیت‌ها را درون خود زندانی می‌کند.

تدوین ایوان میلارد نیز تماشاگر را در آشفتگی زمانی لوئیس شریک می‌کند. کار شبانه، کمبود خواب، درد دندان و ماده آرام‌بخشی که او مصرف می‌کند، تشخیص زمان و واقعیت را دشوار می‌سازند. بعضی برش‌ها چند ساعت یا چند روز را می‌بلعند و ما هم مثل او نمی‌دانیم در فاصله میان دو تصویر چه اتفاقی افتاده است. این ابهام فقط ترفندی برای پنهان کردن پاسخ معما نیست؛ بازتاب وضعیت بازیگری است که آن‌قدر در نقش فرو رفته که دیگر نمی‌تواند تشخیص دهد چه زمانی بازی می‌کند و چه زمانی خودش است.

هنری ایان کاسیک این سقوط تدریجی را با ترکیبی از خشم، اضطراب و خودبزرگ‌بینی اجرا می‌کند. لوئیس گاهی مضحک به نظر می‌رسد، اما کاسیک اجازه نمی‌دهد درد تحقیرش فراموش شود. توماس کرتشمن نیز با وقار سرد و شکننده‌اش، اورلوف را از یک رقیب متکبر فراتر می‌برد. دنیلا کوسو شاید غافلگیری اصلی گروه بازیگران باشد؛ او ویانکا را میان معصومیت، اغواگری و تهدید معلق نگه می‌دارد، بدون آنکه راز شخصیت را زودتر از موعد برملا کند. اسکار نونیز نیز در نقشی مکمل، حضوری گرم و قابل‌اعتماد دارد.

مقایسه فیلم با «سایه خون‌آشام» اجتناب‌ناپذیر است؛ اثری که پشت صحنه «نوسفراتو» را به این خیال پیوند می‌زد که شاید بازیگر نقش خون‌آشام واقعا موجودی فراطبیعی بوده باشد. Los Vampires همان بازی را با نسخه اسپانیایی «دراکولا» انجام می‌دهد، اما تاکید بیشتری بر مهاجرت، هویت و نابرابری صنعتی دارد. نسخه اسپانیایی در واقعیت، سال‌ها فراموش شد و هرگز شهرت فیلم بلا لاگوسی را به دست نیاورد؛ همان‌طور که کارلوس ویلارییاس، با وجود عمر طولانی‌تر، به افسانه‌ای هم‌تراز لاگوسی تبدیل نشد. فیلم از دل این بی‌عدالتی تاریخی، پرسشی تلخ بیرون می‌کشد: اگر سینما وعده جاودانگی می‌دهد، چه کسی حق دارد جاودانه شود؟

در نهایت، «خون‌آشام‌ها» زمانی بهترین تاثیر را می‌گذارد که خود سینما را موجودی خون‌خوار می‌بیند؛ صنعتی که جوانی، هویت و آرامش هنرمندان را می‌مکد و در مقابل، فقط احتمال ماندن در حافظه تماشاگران را پیش رویشان می‌گذارد. پایان‌بندی که چند دهه به جلو می‌پرد، این مضمون را با لحنی غم‌انگیز و غیرمنتظره کامل می‌کند. فیلم بی‌نقص نیست و میان ایده‌های فراوانش گاهی راه را گم می‌کند، اما فضای مسحورکننده، بازی‌های خوب و نگاه هوشمندانه‌اش به هالیوود کلاسیک آن را به تجربه‌ای تماشایی تبدیل می‌کنند. بعضی بازیگران در نقش خود گم می‌شوند؛ بعضی دیگر برای همیشه به آن تبدیل می‌شوند.

امتیاز - ۶٫۱

۶٫۱

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا