نقد فیلم «طرح فنیقی» (The Phoenician Scheme)

همانند ژاک تاتی، وودی آلن و لوئیس بونوئل، هیچ شکی در تشخیص فیلمی که وس اندرسون آن را نوشته و کارگردانی کرده وجود ندارد.
اندرسون به معنای واقعی کلمه یک هنرمند است؛ نقاشی که با کلمات و تصاویرش ما را بیچون و چرا وارد دنیایی میکند که خودش میخواهد ببینیم. از شاهکار برنده اسکارش «هتل بزرگ بوداپست» تا انیمیشنهای تحسینشده «جزیره سگها» و «آقای روباه شگفتانگیز» و کمدیهای محبوبی مانند «خانواده سلطنتی تاننبام»، «دارجلینگ محدود»، «شاهزاده ماه» و تازهترین کوتاه برنده اسکارش «داستان شگفتانگیز هنری شوگر»، او همواره سبک خاص و بیهمتای خود را حفظ کرده است.
خوشبختانه پس از فیلم نسبتاً ضعیف و پرحرف «شهر سیارک»، «طرح فنیقی» با بازگشتی قدرتمند به بخش مسابقه جشنواره کن آمده است.
برخلاف تمرکز روی چند شخصیت در آثار قبلی، در این فیلم همه چیز حول محور بنیسیو دل تورو در نقش زسا کوردا میچرخد؛ صنعتگری ثروتمند و مرموز که کل داستان را در دست دارد، درست مانند نقشهای پیشین اندرسون مانند «زندگی در آب با استیو زیسو». در کنار حضور کوتاه ستارگان متعدد، تمرکز اصلی روی زساست؛ مردی که در دهه ۱۹۵۰ اروپا دنیای کسبوکار و اقتصاد جهانی را درست مثل ایلان ماسک امروز تحت سلطه داشت؛ مردی ثروتمند، پرتنش و مشکوک.

زسا که شش بار از سقوط هواپیما جان سالم به در برده و در آغاز فیلم با یک سقوط تازه روبرو میشود، حتی در خیال خود ایزد یا گروهی از رهبران مذهبی را میبیند که نقش درمانگر را بازی میکنند. در حالی که گروهی از تروریستها او را تهدید میکنند، زسا آخرین طرحش به نام «طرح زیرساختی زمین و دریا فنیقی کوردا» را دنبال میکند؛ طرحی که دختر ۲۰ سالهاش، لیسل (با بازی میا تریپلِتون)، را که در راه راهبه شدن است، وارد تجارت پیچیدهاش میکند، چون معتقد است لیسل بهتر از نُه پسرش میتواند جای او را بگیرد.
هدف این طرح، ساخت زیرساختی در منطقهای ناشناخته از زمین است که استخراج منابع آن سود سرشاری به همراه دارد و شرکت زسا ۵ درصد از این ثروت را دریافت میکند. برای این منظور، او باید سرمایهگذاران ثروتمندی را از حوزههای کشتیرانی، معدن، راهآهن، بانکداری، املاک و بازار سیاه گرد هم آورد؛ افرادی که هویتشان در جعبههای کفش خاصی نگهداری میشود.
اولین ملاقات با شاهزاده فاروق (ریز احمد) است؛ مردی که در بهرهبرداری از ثروت طبیعی پادشاهی خود بسیار زیرک است. سپس در تونلی زیرزمینی با للند (تام هنکس) و ریگان (برایان کرانستون)، دو بارون راهآهن، دیدار میکند. جعبهای دیگر ما را با مارسیس باب (ماتیو آمالریک)، گانگستری صاحب باشگاه شبانه، آشنا میکند که میخواهد تروریستها دست از تیراندازی بردارند. همچنین یک تاجر کشتیرانی (جفری رایت)، دخترخالهای به نام هیلدا (اسکارلت جوهانسون در نقشی کوتاه) و در نهایت عموی مکار و زیرک، عمو نوبار (بندیکت کامبربچ بسیار بامزه) نیز حضور دارند.
لیسل همزمان با تلاش برای حل معمای قتل مادرش (که احتمالاً کار عمو نوبار است) و مدیریت امور مالی پدرش، در مسیرهای متفاوتی حرکت میکند. سومین شخصیت اصلی این مثلث، بیورن (مایکل سِرا)، معلم نروژی و محقق حشرات است. اندرسون درباره زسا میگوید: «او نوع خاصی از تاجران است که همیشه میتواند مسیرش را تغییر دهد و هیچ تعهدی به حقیقت ندارد.»
هرچند الهامات واقعی زیادی از شخصیتهای تاریخی در خلق این شخصیت دیده میشود، تأثیر دونالد ترامپ و ایلان ماسک به وضوح در آن مشهود است؛ اگرچه این داستان پیش از ظهور آنها نوشته شده است.
مانند سایر فیلمهای اندرسون، تولید «طرح فنیقی» در استودیو بابلزبرگ آلمان و عمدتاً در صحنههای داخلی انجام شده است. فیلمبرداری مجلل برونو دلبونل، طراحی تولید آدام استاکهاوزن، طراحی لباس میلنا کانونرو و موسیقی الکساندر دسپلات همگی در اوج هستند.
فیلم متعلق به بنیسیو دل تورو است که نقش میلیاردری به سبک اوناسیس را بازی میکند و به خوبی با ریتم دیالوگهای اندرسون هماهنگ شده است. بازی میا تریپلتون در نقش لیسل و مایکل سرا به عنوان تازهواردان به گروه اندرسون نیز بسیار چشمگیر است. ریز احمد و بندیکت کامبربچ هم خوش درخشیدهاند. حضور ریچارد آیود به عنوان رهبر تروریست، و همچنین ویلم دفو و اف. موری آبراهام، از دیگر نکات جالب فیلم هستند.





