دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «آنا و شاه» (Anna and the King)

آنا و شاه؛ رمانس باشکوهی که زیر پوستش حقیقتی تلخ جریان دارد

«آنا و شاه» به کارگردانی اندی تننت و با بازی جودی فاستر و چاو یون‌فات، بازخوانی غیرموزیکال داستان مشهور اما مناقشه‌برانگیز «آنا و شاه سیام» است؛ قصه‌ای که سال‌ها در قالب نمایش و فیلم‌های موزیکال (از جمله «The King and I»‌) به مخاطبان عرضه شده و همواره از زیر بار نگاه انتقادی نسبت به روابط قدرت و جنسیت، گریخته است. این نسخه در ظاهر تلاش می‌کند با لحنی جدی و واقع‌گرایانه به متن بپردازد، اما همچنان ریشه‌های مشکل‌دار این داستان و روابط را با خود حمل می‌کند.

فیلم روایتگر ورود آنا لئون‌اونز – معلم انگلیسی بیوه – به دربار شاه مونگکوت در قرن نوزدهم است. آنا با پسر خردسالش آشنا می‌شود تا فرزندان شاه را – که گفته می‌شود تعدادشان به حدود ۶۸ نفر می‌رسد – آموزش دهد. ماموریت او نه تنها آموزش علوم و زبان، بلکه آوردن «تمدن» بریتانیایی به قلب فرهنگی کاملاً متفاوت است؛ تمدنی که خود حامل نژادپرستی، امپریالیسم و معیارهای دوگانه اخلاقی بوده، اما در ظاهر، رفتارهایی چون به زنجیر کشیدن زنان را «غیرمتمدنانه» می‌دانسته.

شاه مونگکوت، مردی با ۲۳ همسر و ۴۲ معشوقه، در عین جذابیت و شوخ‌طبعی، بی‌رحم است؛ تا حدی که حاضر می‌شود زن و معشوقش را بخاطر رد و بدل یک نامه عاشقانه، اعدام کند. این ترکیب پیچیده – جنایتکار و در عین حال «قادر به تغییر» – محور اصلی کشمکش داستان است.

فیلم تلاش می‌کند جاذبه بین آنا و شاه را در قالب رابطه‌ای پرچالش و همراه با احترام متقابل نشان دهد. اما واقعیت تلخ آن است که این رابطه، در ذات خود، عمیقاً متأثر از قدرت و نابرابری است. شاه، صاحب اختیار مطلق حیات و آزادی ده‌ها زن، به آنا علاقه‌مند است چون او با اعتماد به نفس در برابرش می‌ایستد و حتی او را سرزنش می‌کند. آنا جذب شاه شده، شاید بیشتر به خاطر جذابیت قدرت و شخصیت کاریزماتیک او، تا هر معیار اخلاقی.

همان‌طور که هنری کسینجر گفته: «قدرت، قوی‌ترین محرک جنسی است» – و مونگکوت این محرک را به اوج رسانده است. اما این جاذبه هیچ‌گاه به رابطه فیزیکی کامل منجر نمی‌شود، و فیلم نیز با فاصله‌گذاری آگاهانه، آن را به یک رمانس دست‌نیافتنی بدل می‌کند.

جودی فاستر یکی از هوشمندترین بازیگران سینماست، و همین موضوع در اینجا چالش‌آفرین شده است. ایفای نقش زنی که باید «باهوش اما محدود به باورهای کهنه» باشد، برای بازیگری با این سطح از آگاهی دشوار است؛ چراکه فاستر در واقع‌گرایی خود، ناخودآگاه فاصله از نقش ایجاد می‌کند. در بسیاری لحظات، به جای دیدن یک معلم قرن نوزدهم، انگار با زنی مدرن روبه‌رو هستیم که مشغول خودداری از گفتن واقعیت‌های تلخ است.

این لایه پنهان از بازی فاستر، شاید باعث شود بسیاری از صحنه‌های عاشقانه یا احساسی فیلم، کمتر باورپذیر باشند، اما از سوی دیگر، سطح ظرافت اجرای او را افزایش داده‌اند.

در نقش شاه، چاو یون‌فات حضوری متین و کنترل‌شده دارد. برخلاف اجرای خودنمایانه و مغرور یول برینر در نسخه موزیکال، چاو به شخصیت مونگکوت، قداست و آرامشی خاص می‌بخشد که تا حدی از تلخی اعمالش می‌کاهد. این انتخاب بازیگری، به نفع فیلم است؛ زیرا رابطه با آنا را از یک جدال محض قدرت، به شکلی از گفت‌وگوی فرهنگی نیز تبدیل می‌کند.

یکی از بخش‌های احساسی فیلم، ماجرای توپتیم (بای لینگ)، دختری زیبا که به‌عنوان هدیه از سوی پدر تاجرش به شاه داده شده، اما عاشق مرد دیگری است. رابطه عاشقانه توپتیم پایان تلخی دارد و یادآور واقعیت خشن جامعه درباری آن زمان است.

در کنار این، بخش «توطئه علیه تاج و تخت» و سفر پرزرق‌وبرق با فیل، یک خط داستانی فرعی است که بیش از آن‌که جدی و واقع‌گرایانه باشد، به اغراق و تصنع نزدیک می‌شود. حتی «حقه نظامی» شاه در این بخش، بیشتر یادآور یک نقشه کارتونی و غیرقابل باور است تا استراتژی حکومتی تاریخی.

در روایت فیلم «آنا و شاه»، نقاط قوت و ضعف در هم تنیده‌اند و هرکدام بر تجربه کلی مخاطب تأثیر می‌گذارند. از جنبه‌های مثبت می‌توان به حذف زوائد موزیکال – مانند ترانه معروف «I Whistle a Happy Tune» – اشاره کرد که به اثر امکان می‌دهد با لحنی جدی‌تر و تمرکز بیشتر بر بستر تاریخی پیش برود. شیمی متعادل میان بازیگران اصلی، جودی فاستر و چاو یون-فات، نیز باعث می‌شود رابطه آن‌ها از قالب کلیشه‌زده عاشقانه‌های هالیوودی فاصله بگیرد و بیشتر بر تعامل فرهنگی و شخصیتی تکیه کند. علاوه بر این، فیلم تا حدی موفق می‌شود تناقضات فرهنگی و اخلاقی قرن نوزدهم میان آسیای جنوب‌شرقی و امپراتوری بریتانیا را به تصویر بکشد، هرچند این نمایش کامل و بی‌پرده نیست.

در سوی دیگر، ضعف‌های روایی مانع آن می‌شوند که فیلم به اثری ماندگار در ژانر درام تاریخی تبدیل شود. لحن یکنواخت و کشدار روایت، به‌ویژه در صحنه‌هایی که ظرفیت بالایی برای عمق تاریخی یا دراماتیک دارند، گاه باعث افت ریتم و کاهش درگیری عاطفی مخاطب می‌گردد. نگاه رمانتیک به شخصیتی چون شاه مونگکوت – که همزمان جذاب و جنایتکارانه عمل می‌کند – بدون نقد جدی بر رفتار خشونت‌آمیز و تبعیض سیستماتیک او، از اعتبار تاریخی و تحلیلی اثر می‌کاهد. همچنین برخی خطوط داستانی فرعی نظیر توطئه سیاسی یا سفر نمایشی با فیل، بیشتر حالت تزئینی و تخیلی دارند تا کارکردی واقعی در پیشبرد قصه، و در نهایت، از انسجام روایی می‌کاهند.

«آنا و شاه» تلاش می‌کند داستانی که دهه‌ها به‌عنوان یک فانتزی موزیکال و بدون نگاه انتقادی اجرا شده را، در قالبی واقع‌گرایانه بازآفرینی کند. انتخاب جودی فاستر و چاو یون‌فات برای نقش‌های اصلی، به فیلم وقار و عمق می‌بخشد، هرچند نگاه انتقادی فاستر به نقش، به‌طور آشکار با متن رمانتیک اثر تضاد دارد.

این فیلم، اگرچه نسبت به نسخه‌های موزیکال به حقیقت تاریخی و تلخی روابط قدرت نزدیک‌تر است، هنوز درگیر همان تناقض بنیادین است: تلاش برای خلق یک رمانس دلپذیر میان معلم انگلیسی و پادشاه مقتدری که زندگی و آزادی ده‌ها زن را کنترل می‌کرد.

در نهایت، «آنا و شاه» اثری است که ارزش دیدن دارد، اما بیش از آن‌که بیننده را با یک عشق تاریخی گرم کند، او را با پرسش‌هایی درباره واقعیت پشت افسانه و مرزهای اخلاق در روابط قدرت رها می‌سازد.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۵

۶٫۵

متوسط

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا