دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «تابستان ۶۹» (Summer of 69)

تابستان ۶۹؛ کمدی دبیرستانی با طعم نوستالژی و جسارت زنانه

«تابستان ۶۹» نخستین تجربه کارگردانی جیلین بل است؛ بازیگری کمدی که سال‌ها با نقش‌آفرینی‌های هوشمندانه و اغلب از تحسین‌ جامانده در آثار استودیویی شناخته شده و حالا با اعتماد به نفس وارد عرصه کارگردانی شده است. حاصل کار، کمدی دبیرستانی‌ای است که در امتداد جریان فیلم‌های زن‌محور پرانرژی مانند «Booksmart» اثر اولیویا وایلد و «The To-Do List» از مگی کری حرکت می‌کند، اما با نگاهی تازه به مسیر بلوغ جنسی و اجتماعی یک دختر نوجوان، سعی دارد حرف خودش را هم بزند.

قهرمان قصه، «ابی» (سم مورلوس) است؛ دختر نوجوانی که در آخرین روزهای دبیرستان کاتولیک خود بیشتر شبیه یک سایه زندگی می‌کند. نه دوستی دارد و نه دیده می‌شود. بعد از مدرسه، وقتش را صرف استریم کردن بازی‌های ویدیویی می‌کند که برای ناشناس ماندن، همیشه با ماسک‌های هالووین مقابل دوربین ظاهر می‌شود. با نزدیک شدن به فارغ‌التحصیلی، او تصمیم می‌گیرد از پوسته تک‌روی بیرون بیاید و در زندگی اجتماعی واقعی حضور پیدا کند.

هدفش، «مکس» (مت کورنت)، همکلاسی و عشق دیرینه‌اش است. حالا که مکس از مرسدس – یکی از محبوب‌ترین دختران مدرسه – جدا شده، ابی فرصت کوتاهی برای نزدیک شدن به او پیدا کرده است. شنیدن شایعه‌ای عجیب از زبان ماسک مدرسه مبنی بر اینکه مکس علاقه ویژه‌ای به «۶۹» دارد، جرقه ماجراجویی ابی را می‌زند؛ او تصمیم می‌گیرد با نمایش مهارت اروتیک خود، دل مکس را به دست بیاورد… هرچند در واقعیت هیچ تجربه‌ای ندارد.

برای یادگیری این مهارت‌ها، ابی به یک باشگاه شبانه به نام Diamond Dolls می‌رود و درست در لحظه اجرای «سانتا مونیکا» (کلوئی فینمن) وارد می‌شود. از همین دیدار، نقشه‌ای شکل می‌گیرد: پرداخت همه پولی که برای خرید ماشین پس‌انداز کرده، به سانتا مونیکا تا به او درباره مسائل اروتیک و اعتماد به نفس آموزش دهد.

در سوی دیگر این ماجرا، باشگاه شبانه در آستانه تعطیلی است. «بتی» (پائولا پل)، صاحب باشگاه، برای جلوگیری از تصاحب آن توسط مردی زن‌ستیز و منفعت‌طلب به نام «ریک ریچاردز» (چارلی دی)، نیاز به ۲۰ هزار دلار دارد. سانتا مونیکا تصمیم می‌گیرد پول ابی را به‌عنوان سرمایه برای خرید باشگاه استفاده کند. با این توافق، داستان دو خط موازی پیدا می‌کند: مسیر یادگیری و اعتماد به نفس ابی، و تلاش سانتا مونیکا برای نجات محل کارش، در حالی که خودش با احساس شکست شخصی و نزدیکی سالگرد فارغ‌التحصیلی‌اش دست به گریبان است.

مورلوس و فینمن به‌عنوان زوج استاد-شاگرد، شیمی طنز فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کنند. اختلاف سنی، تفاوت نژادی و فاصله تجربه و جایگاه اجتماعی، به تعاملاتشان لایه‌های بامزه و گاهی پرمعنا می‌دهد. حضور بازیگران کمدی باتجربه مانند لیزا کوشی (آنجل) و نیکول بایر (دستینی) فضایی گرم و صمیمی برای «Diamond Dolls» خلق کرده که نه‌تنها به‌عنوان محل کار شخصیت‌ها بلکه به‌عنوان یک جامعه کوچک حس‌شدنی است.

از سوی دیگر، چارلی دی در نقش شرور زن‌ستیز کلیشه‌ای، همان‌طور که باید، اغراق‌آمیز و بی‌رحم است؛ و کورنت به‌عنوان مکس، نقش «عشقِ زیبا» را با حداقل دیالوگ‌ها پر کرده، اما موفق می‌شود در پرده سوم فیلم، بیشترین استفاده را از حضورش ببرد.

جیلین بل در «تابستان ۶۹» به‌وضوح وامدار کمدی‌های نوجوانانه دهه ۸۰ است. رابطه ابی و مکس، انعکاسی از زوج سامانتا بیکر (مولی رینگوالد) و جیک رایان (مایکل شوئفلینگ) در «Sixteen Candles» دارد. سانتا مونیکا نیز فیلم «Risky Business» را به ابی معرفی می‌کند؛ انتخابی که باعث می‌شود مخاطب، «تابستان ۶۹» را در مقایسه، اثر بسیار ملایم‌تری ببیند.

این جنس ارجاعات و «کال‌بک»ها نشان‌دهنده وضعیت فعلی ژانر کمدی نوجوانانه است؛ مشابه آنچه در ژانر وحشت دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ اتفاق افتاد، جایی که همه فرمول‌ها مصرف شده و بنابراین رجوع به آثار گذشته به یک عادت تبدیل شده است.

برای کارگردانی نخستین فیلم بلند، بل مسیری امن اما حساب‌شده را انتخاب کرده است. توانایی او در هدایت بازیگران کمدی و خلق صحنه‌هایی با ریتم مناسب نشان می‌دهد پتانسیل بالایی برای ادامه کارگردانی دارد. با این حال، فیلم در بخش‌هایی بیش‌ازحد به کلیشه‌های آشنای کمدی دبیرستانی و نوستالژی تکیه می‌کند، به‌جای آن‌که مسیر جدیدی برای روایت تجربه‌های دختران جوان در کشف جنبه‌های جسورانه زندگی بیابد.

با وجود این، «تابستان ۶۹» به‌عنوان یک اثر جمع‌وجور، سرگرم‌کننده و سبک، توانسته همان کاری را بکند که برایش طراحی شده: ارائه یک تجربه خنک و مفرح با پتانسیل بالای جذب مخاطب نوجوان و جوان.

«تابستان ۶۹» ترکیبی از قصه بلوغ، دوستی، کشف جسارت شخصی و نجات یک محل کار زنانه است که در چارچوب یک کمدی دبیرستانی کلاسیک اجرا می‌شود. شیمی قوی بین مورلوس و فینمن، حضور گروه مکمل کمدی، و فضای گرم «Diamond Dolls» نقاط قوت اصلی فیلم هستند. هرچند تکیه بر ارجاعات سینمایی و کلیشه‌های تکراری، مانع دیده شدن یک نگاه کاملاً تازه شده، اما برای شروع کار بل، این فیلم موفقیتی امیدوارکننده محسوب می‌شود.

اگرچه مخاطبان ژانر احتمالاً بیشتر از نوستالژی و شوخ‌طبعی فیلم لذت خواهند برد تا نوآوری، اما این اثر همچنان یک «تابستان سینمایی» لذت‌بخش را وعده می‌دهد؛ درست مثل روزهای گرم و بی‌دغدغه‌ای که عنوانش یادآور آن‌هاست.

جمع بندی

امتیاز - ۷

۷

قابل قبول

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا