نقد و بررسی فیلم «روز پیتر هوجار» (Peter Hujar’s Day)
«روزی در زندگی یک هنرمند؛ گفتوگوی بیپایان با پیتر هوجار در قلب نیویورک دهه ۷۰

در سال ۱۹۷۴، لیندا روزنکرانتز، نویسنده آمریکایی، ضبطی از گفتوگویی طولانی با دوست نزدیکش، عکاس مشهور پیتر هوجار انجام داد؛ گفتوگویی که با پرسشهای او آغاز شد و با واکاوی ریزترین لحظات «روز گذشته» هوجار ادامه یافت. این پروژه قرار بود بخشی از کتابی درباره شیوه گذران روز هنرمندان باشد، اما هرگز شکل چاپی به خود نگرفت. دههها بعد، تنها نسخه مکتوب آن نوار صوتی باقی مانده بود؛ تا اینکه آيرا ساکس، کارگردان و نویسنده، در فیلم «روز پیتر هوجار» بار دیگر آن لحظات را با ظرافت تصویر کرد.
فیلم، بیدرنگ وارد گفتوگو میشود: روزنکرانتز (با بازی ربکا هال) و هوجار (با بازی بن ویشاو) از جزئیات روز پیش میگویند. مکالماتی که دامنهاش از مذاکرات کاری درباره پروژههای عکاسی تا کارهای روزمره و پیشنهادهای گاهوبیگاه برای مهمانی یا روابط شخصی را دربرمیگیرد. روزنکرانتز با پرسشهای پیدرپی، او را به یادآوری بیشتر وامیدارد؛ از احساسات گرفته تا لحظات معمولیای که معمولا بهسرعت از ذهن میروند.
برای عکاسی مانند هوجار، این جزئیات میتواند شامل یادآوری آب دادن به گلدانها پیش از رفتن به خانه آلن گینزبرگ، مقایسه کار خود با آثار ریچارد آودون، انجام رختشویی، یا حتی تلاش برای قانع کردن گینزبرگ برای ژست پرتره باشد. در میان روایت اتفاقات، دوستان و چهرههای نامدار آن دوران — از سوزان سانتاگ و فران لبوویتز تا ویلیام باروز — بهطور طبیعی در مکالمه ظاهر میشوند، چون برای هوجار روزمرهاند.
ساکس «روز پیتر هوجار» را نه بهصورت یک زندگینامه کلاسیک، بلکه مانند یک کپسول زمان ساخته است. فیلم با جلوههای خاص ویدئویی، نماهای داخلی آپارتمان روزنکرانتز، و ریتم آزاد مکالمه، حس دهه ۱۹۷۰ را بازآفرینی میکند. تصویربرداری روی نگاتیو ۱۶ میلیمتری، حتی با لحظاتی که حلقه فیلم تمام میشود، به آزادی و بیتکلفی گفتوگو رنگی مستندگونه میدهد.
در فاصله میان مکالمات، ساکس با سکانسهای عکاسی پرتره، ضربآهنگ فیلم را تغییر میدهد؛ به تماشاگر یادآوری میکند که موضوع اصلی، نه عکسها بلکه مردی است که پشت دوربین زندگی میکند.
بن ویشاو، با اجرای بینقص، چنان طبیعی خاطره میگوید که گویی واقعا از ذهنش بیرون میآید. قطع کردن جملهها، اضافه کردن جزئیات تازه، و شوق مرور خاطرات به بازی او نیرویی زنده میدهد. ربکا هال، با وجود لهجه برانکس نهچندان مطمئن، نقش مقابل او را با زیرکی و طنز ملایم اجرا میکند؛ حاضر و مشتاق برای بیرون کشیدن جزئیات شخصی و واقعی از زندگی هوجار.
فیلم پر است از برشهایی از زندگی نیویورک آن دهه — شیوه ارتباط گرفتن با یکدیگر، قیمت کالاها، و سادهترین لذتها. هوجار با طنازی از خرید سیگار ۵۶ سنتی، هاتداگ ۸۹ سنتی، و دو وعده غذای چینی با قیمت ۷ دلار و ۴۳ سنت یاد میکند. همین جزئیات، فضای نوستالژیک فیلم را تقویت میکنند و حس ملموسی از زمان و مکان ایجاد میکنند.
هرچند مکان فیلم محدود به آپارتمان روزنکرانتز است، ساکس ترکیبی استادانه از میزانسن و جابهجایی کاراکترها را به کار میگیرد تا حس ایستایی از بین برود. مانند نسخه متحرک «My Dinner With Andre»، گفتوگو از سالن نشیمن به آشپزخانه، میز غذا، پشتبام برای کشیدن سیگار، درازکش روی زمین، و در نهایت، رقص بههنگام غروب آفتاب کشیده میشود.
با گذر ساعات و کمشدن نور، گرمای مکالمه جای خود را به نرمی غمانگیز میدهد. تماشاگر میداند که این نوار به پایان میرسد، درست همانطور که مهمانیها و داستانهای آن روزگار روزی خاتمه مییابند. ساکس به شکل غیرمستقیم یادآوری میکند که هوجار، بیش از ده سال پس از این مکالمه، در سال ۱۹۸۷ و کمتر از یک سال پس از تشخیص ایدز، درگذشت. اما فیلم به جای تمرکز بر فقدان، تصویر مردی را نشان میدهد که در تعادل میان لحظات ماندگار و بهظاهر فراموششدنی، زندگی و کار میکرد.
«روز پیتر هوجار» بیش از آنکه درباره آثار او باشد، درباره انسانی است که با دوستان، کارها، دغدغهها و شوخیهای روزانهاش، بخشی از بافت هنری نیویورک دهه ۷۰ بود. با ترکیببندی بصری شاعرانه آيرا ساکس، بازی بیتلاش اما ظریف بن ویشاو، و حس نوستالژیک جزئیات روزمره، فیلم به ادای احترام آرام و عمیقی به هنر زیستن بدل میشود.





