دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

نقد و بررسی فیلم «زنی در کابین شماره ۱۰» – سفری پر رمز و راز، اما با امواجی نه‌چندان مهیج

فیلم «زنی در کابین شماره ۱۰» که به‌تازگی از نتفلیکس منتشر شده، اقتباسی از رمان پرفروش روث ور است که این‌بار با تغییرات عمده در شخصیت اصلی و برخی نقاط داستان، به کارگردانی و هم‌نویسندگی سایمون استون جان تازه‌ای گرفته… یا حداقل تلاش کرده چنین کند. لورا «لو» بلکلاک (با بازی کیرا نایتلی) دیگر یک نویسنده سفر نیست، بلکه خبرنگار تحقیقی جان‌سخت روزنامه گاردین شده که پس از یک پرونده تلخ و پر تبعات، به سفری دریایی لوکس دعوت می‌شود. سفری که قرار است به دل آرامِ آب‌های نروژ ختم شود، اما به آرامش نمی‌رسد و از همان ابتدا بوی سوء‌ظن، راز و خطر از عرشه کشتی بلند می‌شود.

برخلاف نسخه ادبی، شخصیت لورا در فیلم به‌عنوان خبرنگار تحقیقی ترسیم می‌شود، تغییری که در ظاهر قرار است جدیت و بار دراماتیک را افزایش دهد، اما در منطق داستانی مشکلاتی ایجاد کرده است. در رمان، حضور یک نویسنده سفر در یک کشتی تفریحی لوکس کاملاً طبیعی جلوه می‌کرد، اما در فیلم، پذیرش سفر «مجلل و بی‌دغدغه» توسط یک خبرنگار که در کارش با خطر و پرونده‌های حساس سروکار دارد، کمی غیرقابل‌باور به نظر می‌رسد و بخشی از اعتبار روایی را تضعیف می‌کند.

یکی از نقاط قوت فیلم، بدون تردید طراحی صحنه و دکورهای ظریف و واقع‌گرایانه آن است. کشتی «شفق شمالی» با جزئیات بصری چشم‌نواز — از پلکان مارپیچ صدفی‌شکل گرفته تا سطوح منحنی و انعکاس‌دار — کاملاً حس یک فضای لوکس و گران‌قیمت را منتقل می‌کند. همین فضاها علاوه بر زیبایی‌شناسی، بار نمادین نیز دارند؛ انعکاس‌های متعدد و سطوح براق، به‌نوعی بازتاب شخصیت‌های دو‌سویه و رازهای پنهان آن‌هاست. با این حال، فیلم نتوانسته از این فضا برای خلق تنش واقعی و حس محصوربودن بهره کامل ببرد؛ چیزی که در یک تریلر دریایی می‌توانست به شاه‌کلید تعلیق تبدیل شود.

فیلم «زنی در کابین شماره ۱۰»

بزرگ‌ترین سرمایه این اثر، بازی کیرا نایتلی است. نقش‌آفرینی او ترکیبی از ظرافت و استقامت روانی را نشان می‌دهد که برای شخصیت لورا حیاتی است. نایتلی می‌تواند فشار و اضطراب را در چهره و حرکات خود منتقل کند و روایت را حتی در لحظات کم‌رمق جلو ببرد. در کنار او، بازی‌های کوتاه اما قابل‌توجهی از هانا وادینگهام، گای پیرس و دیوید موریسی دیده می‌شود، هرچند متأسفانه شخصیت‌پردازی آن‌ها آن‌قدر سطحی و گذراست که مخاطب فرصت پیدا نمی‌کند به پیچیدگی روانی‌شان پی ببرد.

سایمون استون در این اقتباس تلاش کرده نوعی روایت نسبتاً کلاسیک و خطی ارائه دهد، اما این انتخاب باعث شده بخش‌هایی که نیاز به ضرب‌آهنگ تند، درهم‌ریختگی دیدگاه یا ایجاد شوک دارند، به‌طرز عجیبی صاف و بی‌انرژی بمانند. فیلم به‌جای استفاده از تکنیک‌های بصری برای نشان دادن اضطراب یا پارانویا، بیشتر به روایت مستقیم و دیالوگ‌های توضیحی متکی است. نتیجه این است که در نیمه دوم فیلم، وقتی رازها باید آشکار شوند و تنش به اوج برسد، حس تعلیق به‌وضوح افت می‌کند.

نُت‌های موسیقی بنجامین والفیش با ساختاری مرموز و در عین حال آرام، به فیلم کمک می‌کند تا حداقل در سطح شنیداری حس رمزآلود خود را نگه دارد. با این حال، همان‌طور که فیلم از نظر بصری گاهی کدر و بیش از حد متمایل به رنگ‌های سبزآبی و خاکستری-بژ است، نورپردازی و فیلم‌برداری بن دیویس نیز همیشه موفق در حفظ وضوح و جاذبه قاب‌ها نیست. این انتخاب رنگی شاید تعمداً برای ایجاد حس سردی و بی‌روحی فضای شمالی طراحی شده باشد، اما در عمل، گاهی منجر به خستگی بصری مخاطب می‌شود.

در ژانر معمایی و تریلر، ریتم و تنش قلب ماجراست، اما «زنی در کابین شماره ۱۰» این ضربان را زود از دست می‌دهد. از همان ابتدای سفر می‌دانیم لورا بر حق است و آنچه دیده واقعی است، پس بخش مهمی از تعلیق از بین می‌رود. فیلم باید شک و تردید مخاطب نسبت به ذهنیت قهرمان را نگه دارد، اما این حس خیلی سریع جای خود را به انتظار مستقیم برای کشف حقیقت می‌دهد. مقایسه این اثر با اقتباس‌های مشابه («دختر در قطار» و «زنی پشت پنجره») نشان می‌دهد مشکل مشترک این فیلم‌ها، از دست دادن تنش پیش از پایان است.

نهایتا، «زنی در کابین شماره ۱۰» با وجود طراحی صحنه لوکس، موسیقی خوش‌ساخت و بازی قابل‌تحسین کیرا نایتلی، در انتقال هیجان و تعلیق داستانی‌ای که از یک تریلر دریایی انتظار می‌رود، کم می‌آورد. سایمون استون نتوانسته از پتانسیل فضا، شخصیت‌ها و منبع اقتباس برای خلق یک تجربه نفس‌گیر استفاده کند و نتیجه اثری است که بیش از آنکه موج‌دار باشد، در سطحی یکنواخت پیش می‌رود.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۲

۶٫۲

متوسط

«زنی در کابین شماره ۱۰» اقتباسی شیک و چشم‌نواز از رمان روث ور است که با بازی درخشان کیرا نایتلی آغاز امیدوارکننده‌ای دارد، اما در میانه راه ضربان تعلیق خود را از دست می‌دهد. نتیجه، تریلری است که ظاهری لوکس دارد اما هیجان و عمق لازم برای ماندگار شدن را پیدا نمی‌کند.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا