نقد و بررسی فیلم «Asteroid City» (شهر سیارکی – استروید سیتی)

اسکارلت جوهانسون، تام هنکس، استیو کارل، هونگ چائو و مارگوت رابی از جمله افرادی هستند که در این کمدی کیهانی درباره عشق، خانواده و نوابغ نوشکفته حضور دارند.
بهتر است یک نکته مهم را از قبل روشن کنم، من از وس اندرسون متنفر نیستم. من می فهمم که او در بین کارگردانان معاصر آمریکایی قابل قبول است، با آن ذوق و سلیقه اش برای طراحی هنرمندانه تئاتر همراه با پشتکارش، برای کادربندی و انتخاب های حرکتی دوربین که از یک مایل دورتر قابل شناسایی هستند، شخصیت پردازی خوب و طرح هایی که بی باکانه در اثر غوطه ور میشوند. هنگامی که همه عناصر در جای خود قرار می گیرند، جهان های ساختهی اندرسون می توانند چیز جذابی برای تماشا باشند. یا میتوانند سازههای خفهکنندهای باشند که تمام جذابیتهای سبک داستانسرایی او را از بین ببرند. که این نکته ها ما را به شهر سیارکی (استروید سیتی) می رسانند.
این فیلم جدید و جذاب که در رقابت اصلی کن پیش از اکران در ۲۳ ژوئن به نمایش درآمد، به جمع آثار دورتر اندرسون، به ویژه The Darjeeling Limited (دارجلینگ محدود) و The Life Aquatic With Steve Zisso (زندگی در آب با استیو زیسو) میپیوندد.

اندرسون همیشه مانند یک بچه باهوش بوده که با اسباب بازیهای عجیب و غریب بازی میکند. در اینجا، این کاملاً به معنای واقعی کلمه است، زیرا او در سال ۱۹۵۵ جمعی از مردم را در یک شهر کوچک صحرایی خیالی در جنوب غربی آمریکا با جمعیت ۸۷ نفر سرگردان می کند و آنها را پس از برخورد با بیگانگان در آنجا منزوی می کند که باعث می شود دولت وارد عمل شود و حکومت نظامی را تحمیل کند.

در مرکز همه این هیجانات، گروهی از نوجوانان و جوانان که به همراه والدینشان همراهی میشوند، به یک کنوانسیون ستارگان جوان میروند، جایی که مراسمی در حوضه دهانهی شهابسنگ بزرگی برگزار میشود، و از آن ها به خاطر اختراعات علمی حواسانگیزشان تجلیل میشوند.
تیلدا سوینتون را به عنوان یک ستاره شناس عجیب و غریب که به یک دانشجوی خوش شانس فضایی بورسیه تحصیلی سالانه اعطا می کند، در نظر بگیرید، و چه چیزی می تواند بیشتر از آن اندرسونی باشد، درست است؟ از نظر تئوری بله، اما درگیر شدن با شخصیتها و موقعیتهایی که احساس میکنند بسیار مطالعه شدهاند، آنقدر در فیلمنامهای گیر کردهاند که به ندرت اجازه رشد عاطفی را به آنها میدهد – به خصوص وقتی که خود کارگردان به نظر میرسد تا این حد از آنها دور شده است.

استثناهای اصلی عبارتند از آگی استاین بک (جیسون شوارتزمن)، عکاس جنگی که اخیراً بیوه شده است، و میج کمپبل (اسکارلت جوهانسون)، ستاره سینما که سابقه ای با مردان خشن دارد. در مبادلاتی که توسط پنجره های رو به رو خانه های ییلاقی آنها در متل موتور کورت قاب شده است، یک رابطه عاشقانه زودگذر اما شدید ایجاد می شود. در همان زمان، عشق جوان بین فرزندان آنها، وودرو (جیک رایان) و دینا (گریس ادواردز) شکوفا می شود.

شوارتزمن و جوهانسون برجستهترین ها هستند که عنصری از اشتیاق تند و تلخ را به شخصیتهایشان وارد میکنند. اما هر بار که موضوع آنها تهدیدی محتوایی میشود، اندرسون از یک داستان بیمعنی یا یک کار پیچیده که باعث میشود کل گالری پرجمعیت شخصیتها دور از دسترس به نظر برسد، کنار میکشد.
بخش بزرگی از آن دستگاه قاببندی بسیار پیچیده است، یک ویترین تلویزیونی سیاه و سفید که توسط میزبانی ناشناس (برایان کرانستون) معرفی شده است، که شهر سیارکی را به عنوان نمایشنامهای از کنراد ارپ (ادوارد نورتون) معرفی میکند.

این به این معنی است که ما اغلب نگاههای آشکاری از بازیگرانی داریم که در تلویزیون نقشآفرینی میکنند. و به طراح تولید آدام استاکهاوزن اجازه میدهد تا با پسزمینههای نقاشی شده از تختهای خالخالی کاکتوس و سنگها و کوههایی که احتمالاً از فوم ساخته شدهاند، خلاقیت به خرج دهد. اما این کمدی شکاف بین هوشمندانه و سرگرم کننده را آشکار می کند.
علیرغم انتخاب دورهای عمیق از آهنگهای کانتری پرطرفدار و آهنگهای پرشور اسکیفل درباره سفر با قطار – یک راهآهن قدیمی در شهر میگذرد، همراه با ماشینهای پلیسی که متناوبا در تعقیب جنایتکاران تصادفی هستند.
نکته داستان – فیلمنامه آندرسون بر اساس ایده ای که با رومن کاپولا توسعه داده است – این بوده که ارتباط انسانی، روشنگری و شفا حتی در فضای پارانویای ریشه دار و در سایه ابر قارچی آزمایش اتمی امکان پذیر است.

شهر سیارکی مرا برای غم و اندوه زیبای خانواده آشفته در رویال تننبامز، دردهای رو به رشد نوجوانان راشمور، نوستالژی روح ماجراجویانه دوران کودکی در پادشاهی طلوع ماه یا تراژیک کمدی ترسناک هتل بزرگ بوداپست، به وجد می آورد. آنقدر لایه بندی شده که تقریباً بار تماشا همخوانی ندارد. به نظر میرسد که جدیدترین اثر اندرسون به مثابه تقلیدهایی توسط هوش مصنوعی که در سراسر تیکتاک و تویتتر در حال رشد است، قابل تشخیص نیست.
از جمله بازیگرانی که کم تر مورد استفاده قرار گرفته اند می توان به هونگ چائو اشاره کرد که تنها یک صحنه به عنوان همسر در حال قدم زدن در نقش زن برودی، بدون هیچ حس تاسفی دارد و مارگوت رابی به عنوان بازیگر مالیخولیایی که صحنه او به عنوان همسر مرده اوگی از بازی حذف شده است. فراتر از علاقه ای که احتمالا به کار این کارگردان وجود دارد، آنچه تام هنکس را به سمت نقش پدرزن ناخشنود اوگی کشانده، مذاکره بر سر جایگاهی در زندگی نوه هایش و در عین حال باز ماندن در مورد نفرت او از پدرشان است.
تعداد کمی از افرادی که برای مدت طولانی در شهر سیارکی گیر کرده اند، عواقب زیادی برایشان در کار است. این شامل والدین ستاره منجم با بازی لیو شرایبر، هوپ دیویس و استفن پارک می شود. استیو کارل بهعنوان مدیر متل، نقشههای کوچکی از املاک و مستغلات بیابانی را میخرد. مایا هاوک به عنوان یک معلم مدرسه ای اختصاصی که بر اتوبوسی از بچه ها نظارت می کند. روپرت فرند در نقش گاوچرانی که به آرامی عاشق میشود. مت دیلون به عنوان یک مکانیک خودرو محلی؛ و جفری رایت در نقش ژنرال ممتازی که از کنوانسیون ستارگان بازدید میکند و بعداً بر حکومت نظامی نظارت میکند.
مثل همیشه با وجود اندرسون، عناصر محیطی بی عیب و نقص هستند، از جمله دکورهای استوکهاوزن، لباس های قدیمی شیک میلنا کاننرو و فیلمبرداری رابرت یومن، آغشته به رنگ های خیره کننده فیلم ۳۵ میلی متری کداک و روح بخشیدن به سوژه های هنری و هنرمندانه فراوان و آهنگهای متن زیبا. همچنین باید گفت که هر بازیگری ۱۰۰ درصد به دیدگاه کارگردان متعهد است، مانند مجسمه های عجیب و غریب در دنیای اسباب بازی های مینیاتوری.
مشکل این است که در اینجا فقط کافی نیست بیننده را فراتر از زیبایی شناسی تجاری به طور کامل درگیر کند – بدون کشش عاطفی یا احساس طولانی مدت و خنده های واقعی بسیار کم. برای فیلمی که به طرز عجیبی بی وزن به نظر می رسد به شدت از خودش راضیست و لحظات جادویی آن تقریباً فوراً از بین می روند.
تریلر فیلم را از این لینک یا در زیر تماشا کنید:
عوامل فیلم
محل برگزاری: جشنواره فیلم کن (مسابقه)
شرکت های تولید: قلم مو هندی، امپریال آمریکایی
بازیگران: جیسون شوارتزمن، اسکارلت جوهانسون، تام هنکس، جفری رایت، تیلدا سوینتون، برایان کرانستون، ادوارد نورتون، آدرین برودی، لیو شرایبر، هوپ دیویس، استفن پارک، روپرت فرند، مایا هاوک، استیو کارل، مت دیلون، هانگ چاو، ویلم دفو، مارگو رابی، تونی رولوری، جیک رایان، جف گلدبلوم، گریس ادواردز، آریستو میهان، سوفیا لیلیس، اتان جاش لی
کارگردان و فیلمنامه نویس: وس اندرسون
داستان: وس اندرسون، رومن کاپولا
تهیه کنندگان: وس اندرسون، استیون رالز، جرمی داوسون
تهیه کنندگان اجرایی: آتیلا صالح یوسر، رومن کاپولا، هنینگ مولفنتر، کریستوف فیسه، چارلی ووبکن
مدیر فیلمبرداری: رابرت یومن
طراح تولید: آدام استوکهاوزن
طراح صحنه و لباس: میلنا کاننرو
موسیقی: الکساندر دسپلات
ویراستار: بارنی پیلینگ
ناظر جلوه های بصری: تیم لدبری
دارای رتبه PG-13، ۱ ساعت و ۴۴ دقیقه





