دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی «مارپیچ» (The Spiral)؛ رقص شیطان در ضیافت ثروتمندان و قراردادهای بی‌پایان

اگر در میان هیاهو و آثار سنگین و فلسفی جشنواره‌های سینمایی، دلتان یک تریلر روان‌شناختی پرانرژی با چاشنی وحشت فراطبیعی و طنزی گزنده می‌خواهد، اثر جدید پائولو استریپولی دقیقاً همان چیزی است که به دنبالش هستید. این کارگردان جوان ایتالیایی که پیش‌تر با آثاری چون «جریان» و «پسر مقدس» توانایی خود را در خلق فضاهای ترسناک و تنش‌های تاریک خانوادگی نشان داده بود، این‌بار با «مارپیچ» گام به بخش اصلی رقابتی جشنواره فیلم ونیز گذاشته است؛ انتخابی شجاعانه که یک تریلر مهیج را به قلب یک رویداد هنری می‌آورد. استریپولی در این اثر به سراغ نهاد مقدس خانواده‌های مرفه ایتالیایی رفته و هراس بیمارگونه آن‌ها از خدشه‌دار شدن تصویر بی‌نقص و آبرومندشان در جامعه را دستمایه روایتی تماشایی قرار داده است؛ خانواده‌هایی که ترجیح می‌دهند روحشان را به شیطان بفروشند اما شاهد نقصی در فرزندانشان نباشند.

داستان The Spiral با ورود اضطراب‌آلود آنا (با بازی درخشان یاسمین ترینکا) به رم در میان یک طوفان سهمگین آغاز می‌شود. او بدون اطلاع قبلی به آپارتمان دخترش آلیس می‌رود؛ دختری که به عنوان طراح لباس تئاتر فعالیت می‌کند و روابط چندان گرمی با مادرش ندارد. آنا با حالتی پریشان فاش می‌کند که تمام خاطرات و هویت خانوادگی آن‌ها بر دروغی بزرگ بنا شده است و سپس فیلم در چهار فصل مجزا (دختر، پسر، پدر و مادر) به بیست‌وپنج سال پیش بازمی‌گردد. در سال ۱۹۹۹، این خانواده در شهر باری، ثروت کارگاه خیاطی پدربزرگ را به یک بوتیک اشرافی تبدیل کرده و در عمارتی باشکوه زندگی می‌کنند. اما در جریان یک میهمانی مجلل در باغ که برای خودنمایی ترتیب داده شده، دختر هفت‌ساله خانواده، آلیس، مورد حمله سگ خانگی قرار می‌گیرد و خطر قطع عضو پایش مطرح می‌شود.

آنای مستأصل در کلیسای بیمارستان به دعا می‌نشیند، اما به‌جای معجزه الهی، با زنی مرموز و شیک‌پوش با پالتوی شتری و سیگاری بر لب (با هنرنمایی کم‌نظیر والری برونی تدسکی) روبه‌رو می‌شود. این غریبه ناشناس از تمام اسرار خانواده آگاه است و پیشنهادی وسوسه‌انگیز می‌دهد: حفظ پای آلیس در ازای قربانی کردن سلامتی پسر بزرگ‌تر خانواده، توبیا. آنا این معامله تاریک را می‌پذیرد، غافل از اینکه این تصمیم آغاز یک سقوط دومینووار است.

در «مارپیچ» ریشه فاجعه بیش از آنکه حاصل یک شرارت بیرونی باشد، زاییده غرور و خودشیفتگی والدین است. وقتی توبیا به خاطر اضافه‌وزن شدید و بیماری، از رویاهای فوتبالی‌اش بازمی‌ماند، پدرش والتر (با بازی آدریانو جانینی) به جای دلسوزی، از شرمساری خشمگین می‌شود. فیلم‌نامه مشترک استریپولی و سالواتوره ده کیریکو این مفاهیم را با طنز سیاه، نقد وسواس‌های بدنی و تحمیل آرزوهای ناکام والدین بر فرزندان ترکیب می‌کند. تقابل‌های کلامی ترینکا و تدسکی به نقطه عطف The Spiral تبدیل شده‌اند؛ جایی که تدسکی با شیطنتی جذاب و کاریزماتیک، هر بار شروط قرارداد شیطانی‌اش را سنگین‌تر می‌کند.

از نظر فنی و زیبایی‌شناسی، «مارپیچ» با فیلم‌برداری کریستیانو دی نیکولا و قاب‌های گیج‌کننده و معلق، حس بی‌ثباتی روانی شخصیت‌ها را منعکس می‌سازد. طراحی صدای کوئنتین کولت در کنار موسیقی متن الکترونیک و پرالتهاب راب (رابین کودرت) و استفاده از قطعات خاطره‌انگیز، اتمسفری سرشار از تعلیق آفریده است. اگرچه ساختار فلش‌بک‌ها در میانه راه تا حدی از ریتم فیلم می‌کاهد و برخی غافلگیری‌ها زود افشا می‌شوند، اما پایان‌بندی جنون‌آمیز و فضاسازی منسجم اثر تماشاگر را تا انتها مجذوب نگه می‌دارد.

The Spiral یک سرگرمی جذاب، خوش‌ساخت و هجوآمیز از کهن‌الگوی فاوست در عصر مدرن است که نقد اجتماعی و وحشت عامه‌پسند را درهم می‌آمیزد و مسیر حرفه‌ای سازنده‌اش را در عرصه بین‌المللی تثبیت می‌کند. پیام پایانی فیلم ساده اما تکان‌دهنده است: در این دنیای پرفریب، پیش از پذیرش هر معامله‌ای، حتماً بندهای ریز قرارداد را با دقت بخوانید.

امتیاز - ۶٫۸

۶٫۸

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا