دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

نقد و بررسی «یتیم» (Orphan)؛ بلوغ دردناک در سایه تاریخ، میان ویرانه‌های بوداپست

لازلو نمش، فیلمساز تحسین‌شده مجارستانی، پس از هفت سال با فیلم «یتیم» (Orphan) بازگشته و این بار نیز، همچون آثار قبلی‌اش، به سراغ تاثیرات ویرانگر جنگ و آشوب‌های سیاسی بر زندگی افراد عادی رفته است. او این بار، با الهام از خاطرات پدرش، روایتی نئورئالیستی و شخصی از دوران پساجنگ در بوداپست خلق می‌کند؛ روایتی که بحران هویت، فروپاشی خانواده و جستجوی امید را در بستر اجتماعی متلاطم و خشن نمایش می‌دهد.

در سال ۱۹۵۷، چند سال پس از پایان جنگ جهانی دوم و سرکوب خونین قیام دانشجویی مجارستان توسط ارتش شوروی، نوجوانی به نام آندور (بوجتوریان باراباش) که در یتیم‌خانه بزرگ شده، به خانه مادرش کلارا (آندره واشکوویچ) بازمی‌گردد؛ مادری که او را نمی‌شناسد و خود نیز با تلخی‌های زندگی و شرایط اجتماعی دست‌به‌گریبان است. آندور که هنوز به بازگشت پدرش – مردی که سال‌ها پیش، قربانی اردوگاه‌های نازی شده – امید دارد، ناگهان با ورود مردی قوی‌هیکل و مرموز به نام میهای (گرگوری گادبوا) مواجه می‌شود که ادعا می‌کند پدر واقعی اوست.

میهای، قصاب روستایی، مردی خشن و میگسار است که با رفتارهایش، هم مادر آندور را آزرده می‌کند و هم دنیای ذهنی و هویتی آندور را به هم می‌ریزد. برای آندور، مواجهه با این مرد بیشتر از یک بحران خانوادگی، یک فاجعه شخصی و قومی است؛ به‌خصوص آن‌که میهای نه یهودی است و نه هیچ سنخیتی با گذشته خانوادگی آندور دارد.

در سایه این بحران هویتی، آندور در خیابان‌های بمباران‌شده بوداپست، با دوست دخترش ساری (الیز سابو) – که برادرش از رهبران قیام سرکوب‌شده است – وقت می‌گذراند. میان این ویرانه‌ها، نوجوانی و عشق و بازی‌های کودکانه با واقعیت تلخ سیاست، خشونت و ناامنی گره می‌خورد؛ جایی که داشتن یک اسلحه می‌تواند مرز بقا و نابودی باشد و خاطره «زادگاه موعود» تنها در نقل‌قول‌های سفره عید پسح باقی مانده است.

«یتیم» تصویری واقع‌گرایانه و تلخ از بوداپست پساجنگ ارائه می‌دهد؛ شهری که هنوز از زیر سایه جنگ و اشغال بیرون نیامده و در آن، افراد برای بقا مجبور به سازش با قدرت‌های جدید و حتی دشمنان دیروز هستند. فیلم، علاوه بر بحران‌های خانوادگی، فضای عمومی سرکوب، وحشت و بی‌ثباتی سیاسی را به خوبی بازتاب می‌دهد:

  • کلارا و مادر ساری، در عین پنهان‌کاری، به دنبال راهی برای فرار دادن فرزندان‌شان از کشور هستند.
  • برادر ساری، به جرم مشارکت در قیام، در ترس و مخفی‌کاری روزگار می‌گذراند.
  • یهودیان باقی‌مانده، میان امید به آینده و واقعیت مرگبار گذشته سرگردان‌اند.

آندور، با چهره و منش یک قهرمان نئورئالیستی، عصیانگر، خشمگین و زخم‌خورده است؛ نوجوانی که میان آرمان‌های کودکانه و واقعیت بی‌رحم دنیای بزرگ‌ترها دست‌وپا می‌زند. بازی بوجتوریان باراباش، با کمترین دیالوگ و بیشترین تأثیرگذاری تصویری، قابل تحسین است.
کلارا، مادری سرسخت اما عمل‌گرا، با بازی اندره واشکوویچ، نماینده نسلی است که دیگر به «زادگاه موعود» ایمان ندارد و برای نجات خانواده مجبور به مصالحه با شرایط و حتی افرادی نامطلوب است.
میهای (گرگوری گادبوا)، با فیزیک و حضور تهدیدآمیزش، به‌خوبی نقشی چندوجهی می‌آفریند؛ همزمان همدرد و دشمن، هم منجی و هم عامل فروپاشی.

نمش، همچون آثار قبلی‌اش («پسر شائول»، «غروب»)، به جای تکیه بر صحنه‌های عظیم و پرخرج، با بهره‌گیری از فیلم‌برداری ۳۵ میلی‌متری و قاب‌هایی با نور و رنگ سپیا، فضایی نوستالژیک اما تلخ و سرد می‌آفریند. فیلم به‌شدت به سبک نئورئالیسم ایتالیایی و آثاری چون «دزدان دوچرخه» و «آلمان سال صفر» نزدیک است؛ هم در رویکرد مینیمالیستی و هم در نگاه به سرنوشت کودکان در ویرانه‌های جنگ.
فیلمبرداری ماتیاش اردِی، با قاب‌بندی‌های خلاق و استفاده از فضاهای شهری نابودشده، به اثر هویت بصری منحصربه‌فرد می‌دهد. موسیقی متن، با ترکیبی از قطعات کلاسیک روسی و پاپ دهه ۳۰، به فضاسازی تاریخی فیلم عمق بیشتری می‌بخشد.

نقاط قوت

  • بازآفرینی هنرمندانه فضای بوداپست پساجنگ
  • شخصیت‌پردازی واقع‌گرایانه و بازی‌های قوی، به‌ویژه نقش آندور و میهای
  • فیلمبرداری چشمگیر و سبک بصری منحصربه‌فرد
  • پیوند هوشمندانه بحران هویت فردی با بستر تاریخی و اجتماعی
  • تعلیق و تنش روانی مستمر بدون نیاز به سکانس‌های پرهیجان کلیشه‌ای

نقاط ضعف

  • روایت گاه بیش از حد مینیمالیستی و فقدان فراز و نشیب عاطفی قوی
  • تمرکز بیش از اندازه بر نمادگرایی و گاه ایجاز بیش از حد در شخصیت‌پردازی
  • عدم پرداخت کافی به خطوط فرعی، مانند بحران سیاسی و سرنوشت برادر ساری

در نهایت، «یتیم» اثری جدی، تلخ و درخشان است که در بستر واقعیت اجتماعی و سیاسی مجارستان دهه ۵۰، داستان بلوغ و فروپاشی کودکی را روایت می‌کند که ناچار است در دنیایی بی‌رحم، میان امید و تسلیم دست به انتخاب بزند.

نمش با مهارت، بحران هویت فردی و جمعی را به هم پیوند می‌زند و با قاب‌هایی شاعرانه و اجراهایی ملموس، مخاطب را وادار می‌کند نه فقط به گذشته، که به معنای بقا، خانواده و هویت فکر کند. هرچند فیلم از نظر عاطفی گاه سرد و از نظر روایی کمی کند به نظر می‌رسد، اما در سطح سینمای هنری اروپا، نمونه‌ای اصیل و قابل تأمل است.

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۵

۷٫۵

موفق

«یتیم» پرتره‌ای است رئالیستی و تلخ از نوجوانی در دل ویرانه‌های بوداپست پس از جنگ، که میان جستجوی هویت، عشق و بقا سرگردان است.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا