نگاهی به آینده احتمالی سریال اشرف رویا (Eşref Rüya)

چیزی به شروع پخش سریال بلندپروازانه کانال دی «Eşref Rüya» (اشراف رویا) محصول Tims&B باقی نمانده. در این اثر دمت اوزدمیر نقش «نیسان» و چاعاتای اولوسوی نقش «اشرف» را ایفا میکنند …
قسمت اول سریال «اشرف رویا» ۲۹ اسفند ماه (چهارشنبه شب) از کانال دی پخش میشود. اخیرا دو پوستر از کارکترهای رسمی سریال منتشر شد که میتوانید از این لینک مشاهده نمایید.
«اشرف رویا» به جای سریال مادرم آنکارا پخش خواهد شد. باوجود آنکه مقایسه این دو سریال کار عاقلانهای نیست و به هر حال احتمال کسب ریتینگ بالاتر برای «اشرف رویا» وجود دارد؛ اما رقابت سختی در انتظارش خواهد بود.
در واقع انتخاب کانال دی برای شروع سریال هوشمندانه بود. چیزی به پایان فصل باقی نمانده و عملا تا انتهای فصل حدود ۱۰ الی ۱۲ هفته داریم. با توجه به شیوه تصمیمگیریهای کانال دی برای آینده سریالها، این مدت زمان به شبکه و تهیهکننده این امکان را میدهد که اگر ریتینگ مناسب نبود، به شکلی آبرومندانه سریال را تمام کند. امری که یقینا هم دمت اوزدمیر و هم چاعاتای اولسوی هنگام امضای قرارداد بر آن تاکید داشتهاند.
اما اگر رتبه سریال خوب باشد، دو انتخاب پیشروی کانال دی خواهد بود؛ ادامه سریال در طول تابستان و استحکام رتبهبندی در ایامی که عملا جدول پخش اکثر شبکهها خالیست یا اعلام پایان فصل اول و شروع فصل دوم از شهریور ماه.
اولوچ بایراکتار کارگردانی و اتهم اوزیشیک و لقمان مارال نگارش فیلمنامه را عهدهدارند. نجیب مملی، بوشرا دولی، احمد رفعت شونگار، تولگا تکین، گورکم سویندیک، جرن بندرلی اوعلو، ابرار کاراباکان، اوموت کاراداع، کان تورگوت، آشکین شنول، شنر ساواش، احمد ییلدیریم، کرم آلپ کابل، بارتو زیتینجی، گوکچم چوبان، ولکان اویگون، تایلان گولدره، فریها ایوب اوعلو و ماجد کوپر دیگر ستارگان سریال هستند.
اشرف مردی بی پروا با قدرت، پول و همه چیز است اما اسیر عشقی شده که نامش را نمی داند. در سوی دیگر نیسان، نوازنده جوانی که قلب اشرف را برای اولین بار پس از رویا به تپش می اندازد… اشرف پس از آنکه یتیم شد و از روی تنهایی در سنین جوانی به دنیای جنایت رانده شد و در طول سال ها هویتی به خود گرفت که بر دنیای جنایت مسلط بود. برای او بچه های یتیم خواهر و برادرش هستند و با آنها خانواده از دست رفته اش را جایگزین آنها می کند… با این حال این خانواده در میانه دنیای جنایت روزگار میگذراند.
اشرف از یک سو مسئولیت سنگین ریاست سازمان های زیرزمینی را به دوش می کشد و از سوی دیگر جست و جو برای آرامش درونی او که همیشه خواهانش بوده، هرگز پایان نمی پذیرد. نیسان که به طور غیر منتظره در برابر وی ظاهر می شود، او را همچون باد به سمت و سویی غیرقابل پیش بینی می کشاند.





