نگاهی به سریال پرسروصدای چینی «عشق، آتشبازی دارد»؛ از شکست عشقی تا همخانه شدن با آدمی جاهطلب

سریال مدرن چینی «عشق، آتشبازی دارد» (Love Has Fireworks) این روزها به یکی از آثار پرحاشیه و پربحث ماه تبدیل شده؛ درامی که با ترکیب عشق، رقابت شغلی، دوستی و بحرانهای زندگی بزرگسالی، تصویری آشنا از دشواریهای نسل جوان ارائه میدهد. این مجموعه نشان میدهد وقتی زندگی آنطور که انتظارش را دارید پیش نمیرود، باید یاد بگیرید از تلخیها راهی تازه بسازید.
هشدار: ادامه این مطلب بخشی از اتفاقات داستان را فاش میکند.
داستان با چیان فی با بازی وانگ چو ران آغاز میشود؛ زنی زیبا، باهوش و شاغل در حوزه مالی که برخلاف انتظار اطرافیانش، فقط یک هدف در زندگی دارد: ساختن یک خانواده شاد و باثبات. او برای رسیدن به این رویا، همه فرصتهای حرفهایاش را کنار گذاشته است. اما درست وقتی فکر میکند به هر چیزی که میخواسته نزدیک شده، دوستپسر قدیمیاش ناگهان او را ترک میکند و نامزدیشان را به هم میزند؛ اتفاقی که نه فقط رؤیاهای عاطفی او، بلکه کل چشمانداز زندگیاش را فرو میریزد. چیان فی یکشبه بهجای خانهای که قرار بود شروع زندگی مشترکش باشد، با قلبی شکسته، قسط وام سنگین و حتی بیکاری روبهرو میشود.
در این میان، راهحل مشکلات او، یا دستکم گرفتاریهای مالیاش، در قالب لی یی فی با بازی تان جیانتسی از راه میرسد؛ مدیر نخبه سرمایهگذاری که مصمم است بیرون از سایه کسبوکار پدرش برای خودش نامی دستوپا کند. او مردی تیزهوش، جذاب و بلندپرواز است که حاضر نیست به چیزی کمتر از آنچه حقش میداند رضایت بدهد. برای رسیدن به خواستههایش، حتی آماده است خانه و ماشینش را بفروشد و همه وقت و دلش را پای کار بگذارد. در نهایت هم بیخانه و تنها میماند، اما جاهطلبی و توان موفق شدن را از دست نمیدهد.
اولین برخورد این دو شخصیت هم درست به همان اندازهای که انتظار میرود، پر از تنش و غافلگیری است. از همان لحظهای که مسیرشان به هم میخورد، آشوب شروع میشود و تقریباً هیچ لحظهای بین آنها بدون حادثه یا اتفاقی غیرمنتظره نمیگذرد. با مجموعهای از تصادفها، شانس و شاید هم سرنوشت، این دو آدم بسیار متفاوت و در عین حال شبیه به هم، سر از یک خانه درمیآورند و همخانه میشوند؛ همان خانهای که چیان فی زمانی فکر میکرد قرار است خانه زندگی مشترکش باشد. همین همزیستی روزمره، فرصتی فراهم میکند تا آنها به شکلی کاملاً پیشبینینشده، یکدیگر را بشناسند.
پشت چهره سرد، بدبین و فاصلهگذار لی یی فی، مردی مهربان و ملاحظهکار پنهان شده که بهسادگی به دیگران دل نمیدهد، اما غذای مجانی صاحبخانهاش را هم هیچوقت رد نمیکند. هرچه در کنار چیان فی راحتتر میشود، وجه کودکانهتر و بامزهتر شخصیتش هم بیشتر بیرون میزند؛ مردی که خیلی وقتها با شیطنتها و رفتارهای عجیب او همراه میشود. در این میان، تان جیانتسی بار دیگر نشان میدهد در نقش مردی بداخلاق اما دوستداشتنی و کمی دستوپاچلفتی، کاملاً درخشان ظاهر میشود. اگر مخاطبان بازیهای جدیتر او را دوست داشته باشند، وجه کمدیاش هم به همان اندازه تماشایی است.
در سوی دیگر، شخصیت چیان فی در شروع داستان شاید کمرمق یا حتی خالی از پیچیدگی به نظر برسد، اما این دقیقاً بخشی از طراحی او در مراحل ابتدایی روایت است. او در آغاز زنی است که تمام زندگیاش را حول ایده همسر شدن تعریف کرده؛ سادهدل و تا حدی بیخبر از واقعیتهای بیرونی. اما وقتی این جهانبینی فرو میریزد، او این بار آیندهاش را بر اساس رویاهای شخصی خودش بازسازی میکند. هرچند بخشی از سادگیاش را حفظ میکند و همین او را گاهی به هدفی آسان برای دیگران تبدیل میکند، اما در عین حال آنقدر مقاوم هست که خودش را دوباره جمعوجور کند و از دل سختیها عبور کند.

رابطه عاشقانه در این سریال هم خیلی سریع شعلهور نمیشود و با حوصله شکل میگیرد. در قسمتهای ابتدایی، این دو از همخانههایی کمی آزاردهنده به دوستانی ناخواسته و بعد به شریک جرمهایی بامزه تبدیل میشوند. کمکم تنش عاطفی و شیمی میان آنها از دل همراهی طبیعی و درک متقابل شکل میگیرد و به پایه رابطه آیندهشان تبدیل میشود. اینکه هر دو در یک حوزه کاری فعالاند هم به نزدیکتر شدنشان کمک میکند و تحسینی که نسبت به تواناییهای هم پیدا میکنند، آرامآرام به علاقه تبدیل میشود.
با این حال، محور اصلی سریال همچنان روی هدفهای فردی این دو نفر باقی میماند. چیان فی تلاش میکند دوباره کنترل مسیر شغلیاش را به دست بگیرد و لی یی فی نیز در مسیر تثبیت موفقیت شرکت خودش پیش میرود. هرچند او تا حدی نقش راهنما و مشوق را برای چیان فی پیدا میکند، اما قرار نیست مرکز زندگی او شود. با وجود اینکه گاهی انگار عمداً دیگران را عصبانی میکند، همیشه آماده است کنار او بایستد، بیشتر هلش بدهد و کمکش کند توانایی واقعی خودش را نشان بدهد.
در مجموع، «عشق، آتشبازی دارد» (Love Has Fireworks) بعد از فراز و نشیبهای فراوان، حالا بالاخره به نقطهای رسیده که میتواند گرما، سرگرمی و جذابیتی را که از دو بازیگر مطرحی مثل وانگ چو ران و تان جیانتسی انتظار میرود، به مخاطب ارائه کند. تنها نکته منفی شاید به خط داستانی شخصیت مرد دوم مربوط باشد، اما اگر مخاطب بتواند از بعضی تدوینهای نهچندان دلچسب یا لحظات کمی اغراقآمیز عبور کند، با سریالی روبهروست که واقعاً تماشای آن لذتبخش است.





