دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال های ترکی

نگاهی نزدیک به خصیت‌های سریال پیوندهای سرنوشت (Kader Bağları)

پیوندهای سرنوشت (Kader Bağları) به تهیه کنندگی «Süreç Film» اینجی گوندوعدو و اسماعیل گوندوعدو ۳۰ سپتامبر ساعت پخش خود را آغاز کرد …

در حالی که سرکان چای اوغلو و آیچا آیشین توران نقش‌های اصلی سریال را به اشتراک می‌گذارند، بازیگران موفقی مانند آرزو غامزه کیلینچ، بتول چوبان اوغلو، سانم بابی، مهمت آیکاچ، زینب کوسه، نازلی بولوم، تولگا ایسکیت، یوسف آکگون و … نیز در این اثر حضور دارند.

پیوندهای سرنوشت عشق پرشور و دیوانه‌وار دو جوان که مسیرهایشان در یک تاکستان تلاقی می کند را به تصویر خواهد کشید.  اما بیایید شخصیت ها را از نزدیک بشناسیم …

کرم سپاهی‌اوغلو – سرکان چای اوغلو

کرم، به عنوان تنها پسر خانواده و تنها وارث سپاهیواوغلوها، مانند یک شاهزاده بزرگ شد، زیرا می‌دانستند که با رسیدن آن روز، رئیس خانواده خواهد شد. او عمارت را ترک می‌کند، جایی که حتی ساعت‌های سر میز نشستن، خوابیدن، بلند شدن و هواخوری از قبل مشخص شده است و عاشق دختری از میان مردم عادی می‌شود و تمام دنیای با این عشق و تغییر خواهد کرد. امتحان او در این دنیا بین خانواده اش و زنی که دوستش دارد سخت خواهد بود.

سودا گونش – آیچا آیشین توران

سودا یکی روح آزاده است، رها از دنیا، درست مثل مادرش پریحان. مادرش به او درباره اشتیاق، عشق و زندگی کامل توصیه می کرد… سودا با وجود دردی که تجربه کرد هرگز شادی و اشتیاق به زندگی را از دست نداد، اما با عشقی بزرگتر از توانایی‌اش آزمایش خواهد شد. گردن او که هرگز خم نمی شود، ولی برای اولین بار در برابر عشق خم خواهد شد …

رانا هانی‌اوغلو – سانم بابی

رانا (رعنا) که اصالتاً عثمانی است والدین خود را در فرانسه از دست داد، جایی که در کودکی زندگی می کرد و بعد به استانبول آورده شد و توسط خانواده سپاهی‌اوغلو بزرگ شد. رانا که دو چهره متفاوت و دو زندگی متفاوت دارد، هر کاری از دستش بر بیاید انجام می دهد تا عشق دوران کودکی اش کرم را در اختیار باشد.

نوزت سپاهی‌اوغلو – آرزو غمزه کلیچ

به نظر می رسد که واژه «زن حکمران» برای نورت گفته شده باشد. او حافظ نظم مستقر نیست، بلکه این نظم خودش است. خانواده اش مقدم بر همه چیز هستند. حتی اگر کاری که انجام داده خیلی بزرگ بوده باشد، هرگز احساس پشیمانی نمی کند، زیرا قطعاً این کار را برای خانواده خود و برای تداوم این خاندان انجام داده است. وقتی اسرار او فاش شود، چهره ظالم او نیز آشکار خواهد شد.

فوزیه سپاهی‌اوغلو – زینب کوسه

فوزیه دختر بزرگ خانواده است. او از عمه اش نورت اطاعت می کرد و همیشه علایق و تداوم خانواده را بر جان خود مقدم می داشت. فوزیه که فردی آرام و خانواده دوست بود، هنگام ازدواج تحت تأثیر عمه اش قرار گرفت و ازدواجی ناخوشایند و بدون فرزند با سلیم داشت. وقتی سودا وارد عمارت می شود، او نیز زنانگی خود را کشف خواهد کرد.

عالیه سپاهی‌اوغلو – نازلی بولوم

عالیه فرزند وسط خانواده است. بر خلاف اوضاع غم انگیز و منظم خانه، او یک زن جوان بشاش، پرانرژی، دلسوز و خوب است. تنها ترس او عمه اش نوزت است. با این حال، با این که می ترسد، ولی مانند مادرش ثریا که هرگز او را ندیده، روحی سرکش دارد.

ودات سپاهیوغلو – آلپتکین سردنگچتی

تنها عشق وی در استانبول به خاطر نوزت دوام نیاورد و از دستش خارج شد. زندگی او در واقع آن روز به پایان رسید، اما او همچنان برای فرزندانش نفس می کشید. او مردی بسیار عاطفی، خوش نیت و فهمیده است. او به کرم و عالیه بسیار علاقه دارد. با این حال، همانطور که نوزت در زندگی او دخالت می کرد، در روابطش با فرزندانش نیز دخالت می کرد و از او فاصله می گرفت. نوزت ظالمانه ترین چهره خود را به او نشان خواهد داد.

پریهان کورکماز – بتول چوبن‌اوغلو

همانطور که می گویند «آدم های زیبا سرنوشت زیبایی ندارند» این ضرب المثل برای پریهان گفته شد. وقتی برای اولین بار به پریهان نگاه می کنید، زیبایی او جلب توجه می کند، سپس تسلط او در ایستادن و تنها ماندن و مراقبت از فرزندانش تحت هر شرایطی. با اینکه ازدواج با ناجی بزرگترین اشتباه او بود، اما این ازدواج دو فرزند دلبندش به نام های سودا و ممو را به ارمغان آورد. با این حال، این اشتباه او را تا زمان مرگ آزار خواهد داد.

ساواش تانییورک – مهمت آیکاچ

ساواش پسر سلطان و بحری، کارمندان عمارت است. او جوانی سرکش است که از کودکی در خانواده سپاهیوغلو بزرگ شده است. او در دانشکده حقوق تحصیل می کند. او عاشق سودا است. او در زندگی دو هدف دارد: داشتن قدرت و رسیدن به عشق. جاه طلب، مصمم و سرکش است، دوست ندارد ببازد.

سلیم کاراگوز – تولگا ایسکیت

سلیم شوهر فوزیه، داماد خانواده سپاهیوغلو است. او یک داماد مرموز، ناراضی و جاه طلب است که به همسرش فوزیه خشونت عاطفی وارد می کند. برای سلیم، همسرش فوزیه هیچ تفاوتی با دوست دوران نظامش ندارد و به او خیانت می کند. در واقع او دشمن خانواده سپاهیوغلو است که به نام داماد استتار شده.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا