هر آنچه که باید قبل از تماشای فصل سوم «آکادمی آمبرلا» (Umbrella Academy) به خاطر بیاورید
پس از گذشت تقریبا دو سال، پر هرج و مرج ترین خانواده قدرتمند تلویزیون به زودی وارد میدان می شود. فصل سوم آکادمی آمبرلا نتفلیکس در روز چهارشنبه، ۲۲ ژوئن ( ۱ تیر) با ۱۰ قسمت جدید، پس از پایان انفجاری فصل دوم که خواهر و برادر هارگریوز را در موقعیت سخت دیگری قرار داد، وارد بازار خواهد شد.
The Umbrella Academy ، اگر نگوییم داستانش فوقالعاده آشفته نیست، فصل دوم قطعاً داستان سنگینی داشت. لوتر (تام هاپر)، دیگو (دیوید کاستاندا)، آلیسون (امی راور-لمپمن)، کلاوس (رابرت شیهان)، پنج (آیدان گالاگر) و ویکتور (الیوت پیج) پس از سفر در زمان از سال ۲۰۱۹ در دهه ۱۹۶۰ پراکنده شدند. پیش از پخش فصل ۳ چیزهای زیادی برای تجدید خاطرات وجود دارد، بنابراین ما قصد داریم نکات کلیدی داستان را که باید قبل از تماشای فصل جدید به خاطر بیاورید، تجزیه و تحلیل کنیم.
ادامه مطالب حاوی اسپول از فصل دوم می باشد.
آکادمی آمبرلا (The Umbrella Academy)، قسمت اول فصل سوم ، چهارشنبه، ۲۲ ژوئن (۱ تیر) از شبکه نتفلیکس پخش خواهد شد.
خانواده هارگریز در دهه ۱۹۶۰ زندگی جدیدی برای خود ساختند

در آغاز فصل دوم، اکثر هارگریزها پس از سفر در زمان برای جلوگیری از آخرالزمان در پایان قسمت فصل قبلی، در دالاس دهه ۶۰ – در سالهای مختلف – مستقر شدند. برخی بهتر از دیگران سازگار شدند و مجبور شدند مردم را پشت سر بگذارند تا به اپیزود نهایی برسند: برای آلیسون، این همسرش، ریموند (یوسف گیتوود) بود که با او در جنبش حقوق مدنی مشارکت داشت. ویکتور سیسی (مارین ایرلند) و هارلان (جاستین پل کلی) را ترک کرد، مادر و پسری که برای او پرستاری کردند و پس از از دست دادن خاطراتش به آنها نزدیک شد.
در همین حین “کلاوس” – با روح برادرش بن (جاستین اچ مین) – فرقه ای را راه اندازی کرد که در نهایت می خواست از آن فرار کند، دیگو به دلیل تلاش برای اثبات ارزش خود با توقف ترور آینده جان اف کندی در یک آسایشگاه روانی گیر افتاد. و لوتر برای گانگستر جک روبی (جان کاپلوس) کار می کرد. ” شماره پنج ” به تاریخ (۲۵ نوامبر ۱۹۶۳)، لحظاتی قبل از پایان جهان، پرش زمانی داشتند. هیزل (کامرون بریتون) ظاهر شد و او را به ۱۰ روز قبل برگرداند، و توضیح داد که سفر در زمان باعث قیامت شده است. “پنج” بار دیگر مشغول به جمع آوری خانواده شد تا بتوانند یک بار دیگر آخرالزمان را متوقف کنند – ناگفته نماند، ترور جان اف کندی به نوعی در مرکز همه چیز قرار داشت، که فقط چند روز قبل رخ داده بود.
خواهر و برادرها با رجینالد هارگریوز ملاقات کردند – و او تصمیم داشت کاری را انجام دهد

این گروه که در نهایت دوباره متحد شدند، با پدر خوانده خود (کولم فیور) قبل از اینکه او حتی از وجود آنها مطلع شود، ملاقات کردند. هیزل، قبل از مرگ، فیلمی از رجینالد هارگریز را به “پنج” ارائه داد که به طرز مشکوکی نزدیک به صحنه ترور جان اف کندی بود، بنابراین آنها می دانستند که او نقش بازی کرده است. پس از اینکه دیگو و پنج برای کسب اطلاعات بیشتر وارد دفتر او شدند، متوجه شدند که رجینالد بخشی از یک گروه دولتی است.
سرانجام، پس از چندین بار برخورد با خواهر و برادرها، رجینالد درخواست حضور آکادمی آمبرلا در یک شام را کرد. گروه سعی کردند از او کمک بگیرند تا جهان را نجات دهند و همه چیز را در مورد فرزندخواندگی و قدرت هایشان به او گفتند – طبیعتاً تنشی ایجاد شد – و دیگو بدون هیچ شانسی خواستار دانستن بیشتر در مورد ترور قریب الوقوع شد. البته، این جلسه قرار بود بر روی جدول زمانی تاثیر بگذارد، و حال را بیش از پیش تحت تاثیر قرار دهد. به علاوه، در صحنه ای دیگر متوجه شدیم که رجینالد آنطور که به نظر می رسد انسان نیست – او در واقع یک موجود بیگانه است که کت و شلوار پوستی پوشیده است.
بن برای نجات ویکتور (دوباره) مرد

اف بی آی با تصور اینکه او یک جاسوس روسی است، ویکتور را شکنجه و به او مواد مخدر تزریق کرد. در نتیجه، آنها در داخل یک کابوس توهم زا به دام افتادند و زمانی که خاطرات او شروع به بازگشت کردند، اساسا به یک بمب ساعتی تبدیل شدند. در طول دوره کاری خود در کمیسیون، دیگو آینده را روی تابلوی بی نهایت دید و متوجه شد که قدرت های ویکتور ساختمان اف بی آی را در طول بازجویی وی منفجر می کرده – که دقیقاً در کنار ماشین عبوری جان اف کندی قرار دارد. کندی در این نسخه از جدول زمانی زندگی می کرد، اما این انفجار در عوض یک جنگ هسته ای را بین روسیه و آمریکا آغاز کرد (معروف به آغاز آخرالزمان ۱۹۶۳). آلیسون، کلاوس و دیگو قبل از اینکه دیر شود سعی کردند ویکتور را نجات دهند، اما این “بن” بدون بدن فیزیکی بود که میتوانست به ویکتور نزدیک شود بدون اینکه تحت تأثیر انرژی او قرار بگیرد. بن در ذهن ویکتور پرید و قبل از اینکه منفجر شود او را آرام کرد. پس از آن، بن منحل شد و احتمالاً در نهایت از بین رفت. فداکاری بن مانع از آخرالزمان شد.
هارگریوز کمیسیون را شکست داد و هندلر مرد

با این حال، حتی با جلوگیری از رستاخیز، هارگریوز واضح نبود. لیلا (ریتو آریا) و هندلر (کیت والش) با خواهر و برادرها در مزرعه سیسی روبرو شدند و به عنوان رئیس جدید کمیسیون، هندلر قصد خود را برای اعدام کسانی که هیئت مدیره کمیسیون را کشتند اعلام کرد. ماموران کمیسیون توسط صدها نفر حاضر شدند و ویکتور آنها را با یک انفجار قدرتمند به خاک و خون کشید – اما لیلا، سلاح مخفی هندلر ، تقریباً آکادمی آمبرلا را با انفجار مشابه خودش کاملاً از بین برد.
در پایان، هندلر به هارگریز و لیلا شلیک کرد، سپس او توسط تنها قاتل سوئدی که هنوز زنده بود مورد اصابت گلوله قرار گرفت. (شخصیت کریس هولدن-رید، بخشی از سه نفری که در ابتدای فصل از سوی کمیسیون مأموریت داده شد تا هارگریز را بکشند، مرگ دو برادر خود را به دستکاری های هندلر نسبت داد.) اما همه چیز از دست نرفته بود – پنج، به سختی زنده ماند و به عقب سفر کرد. چند ثانیه قبل از اینکه هندلر آنها را بکشد. همه دوباره زنده بودند، اما سوئدی هنوز هم می توانست هندلر را بکشد، و به نظر می رسد این بار برای همیشه از شر خطر رهایی یابند …
لیلا از طریق سفر در زمان از نبرد فرار کرد

در طول نبرد نهایی، خانواده هارگریز متوجه شدند که دوست دختر دیگو، که آنها در آسایشگاه روانی با او آشنا شدند، در واقع یک مامور مخفی برای دختر هندلر بود. (لیلا نیز یکی از بچه هایی است که در ۱ اکتبر ۱۹۸۹ متولد شده است، مانند آکادمی آمبرلا) لیلا می خواست والدینش را بکشد. سرپرست سال ها پیش به او دستور داده بود که پدر و مادرش را بکشد. بنابراین او می توانست از قدرت لیلا برای منافع خود استفاده کند. لیلا پرسید که آیا مادر خواندهاش واقعاً او را دوست داشته است یا خیر، اما سرپرست قبل از پاسخ دادن فوت کرد. ما، بینندگان، می دانیم که موضع واقعی هندلر چه بود – او به معنای واقعی کلمه لحظاتی قبل به لیلا شلیک کرد – اما لیلا احتمالاً نمی داند که این اتفاق قبل از پرش زمانی ” پنج” رخ داده است. لیلا کیف مسافرتی هندلر را گرفت و از لایه زمانی خارج شد، بنابراین احتمالا در فصل سوم، او هنوز یک جایی در لایه های زمانی است.
هارلان هنوز برخی از قدرت های ویکتور را داشت

زمانی که هارلان در فصل دوم غرق شد، ویکتور او را به زندگی بازگرداند و در این روند برخی از قدرت های او به کودک منتقل شد. در فینال، هارلان نوعی گرداب انرژی ایجاد کرد و به نظر می رسید که ویکتور بلافاصله پس از نبرد نهایی با هندلر و کمیسیون، قدرت ها را پس می گیرد. با این حال، هنگامی که هارلان و مادرش از مرز عبور می کردند، نوعی ابر قدرت در هارلان وجود داشت که احتمالاً در فصل ۳ به نوعی ایفای نقش خواهد کرد.
خانواده هارگریز، رجینالد را در زمان حال زنده یافتند که آکادمی اسپارو را هدایت می کند

همه اقدامات آنها در سال ۱۹۶۳ بدون شک در زمان حال تأثیر داشت. یک بار در سال ۲۰۱۹، درست زمانی که آکادمی آمبرلا فکر می کرد همه چیز خوب است، آنها با مشکل بزرگ دیگری مواجه شدند: رجینالد زنده است، و آنها پس از ملاقات با خواهر و برادران در دهه ۶۰، انتخاب های بسیار متفاوتی انجام دادند. در آن زمان آکادمی آمبرلا وجود ندارد. در عوض، رجینالد آکادمی اسپارو را ساخت، با اعضای کاملاً متفاوت ، البته بدیهی است که با نسخه ای کاملاً متفاوت از شخصیت ها.





