وداع با زیهنی گوکتای؛ سخنان فرزندانش در مراسم یادبود همه را متاثر کرد

زیهنی گوکتای (Zihni Göktay)، از چهرههای فراموشنشدنی تئاتر ترکیه، در ۸۱ سالگی درگذشت. این بازیگر پیشکسوت که بیش از همه با نقش «رضا» در نمایش موزیکال «زندگی لوکس» (Lüküs Hayat) در ذهن مخاطبان ماندگار شده بود، با مراسمی احساسی در صحنه حربیه محسن ارطعرول (Harbiye Muhsin Ertuğrul Sahnesi) بدرقه شد.
در این مراسم، جمع زیادی از هنرمندان، دوستان و دوستداران او حضور داشتند تا در آخرین وداع، این چهره ارزشمند تئاتر را تنها نگذارند. فضای مراسم از ابتدا تا پایان، آمیخته با اندوه، احترام و خاطرات سالها حضور درخشان ذهنی گوکتای روی صحنه بود.
یکی از تاثیرگذارترین لحظههای این مراسم، سخنان پسرش عمر گوکتای (Ömer Göktay) بود. او با صدایی بغضآلود از بزرگترین آرزوی پدرش گفت و توضیح داد که ذهنی گوکتای همیشه دوست داشت فرزندانش را بر صحنه تئاتر ببیند. عمر گوکتای در این باره گفت: «پدرم با حسرت نرفت. وصیتش این بود که ما را روی صحنههای تئاتر ببیند و ما هم آن را عملی میکنیم.» این جملات چنان بار احساسی زیادی داشت که بسیاری از حاضران نتوانستند جلوی اشکهایشان را بگیرند.

خانواده این هنرمند فقید همچنین از روزهای پایانی زندگی او نیز صحبت کردند و گفتند که عشق به تئاتر تا آخرین لحظه در وجودش زنده بود. به گفته نزدیکانش، ذهنی گوکتای در آغاز سال و در جریان تور نمایشی آنکارا دچار شکستگی لگن شده بود و پس از آن، مشکلات جسمیاش بیشتر شد؛ اما با این حال، امید بازگشت به صحنه را هرگز از دست نداد. اعضای خانواده او تاکید کردند که این هنرمند پیشکسوت تا روزهای آخر، آرزوی دیدار دوباره با تماشاگران و شنیدن صدای تشویق را در دل داشت.
در بخش دیگری از مراسم، زینب گوکتای (Zeynep Göktay)، دختر این بازیگر، نامهای را که پدرش سالها پیش برای او نوشته بود، برای حاضران خواند. این نامه که در آن از صداقت، سختکوشی و احترام به حرفه سخن گفته شده بود، سکوتی عمیق در سالن به وجود آورد. یکی از جملههای این نامه بیش از همه در ذهنها ماند؛ جایی که او نوشته بود: «امروز به من میگویند دختر ذهنی گوکتای، امیدوارم در آینده بگویند پدر زینب گوکتای.» همین جمله به یکی از ماندگارترین و احساسیترین لحظات مراسم یادبود تبدیل شد.
درگذشت زیهنی گوکتای، ضایعهای بزرگ برای تئاتر ترکیه به شمار میرود؛ هنرمندی که نهتنها با نقشآفرینیهای ماندگارش، بلکه با منش حرفهای و عشق بیپایانش به صحنه، جایگاهی ویژه در دل همکاران و مخاطبانش داشت.





