پس از ۹ سال نبرد حقوقی ، تهیه کننده فیلم « سه راه » پیروز شد

بالکن پروداکشنز، تهیه کننده فیلم سینمایی «سه راه» یا « تقاطع » ( Üç Yol ) در دعوی که علیه شرکت پخش طرح کرده بود، پیروز شد.
بالکن پروداکشنز، تهیه کننده فیلم سینمایی «سه راه» که در سال ۲۰۱۳ اکران شد، برنده شکایتی که علیه شرکت پخش ارائه کرده بود، شد. پخش این فیلم در آن زمان بر عهده پینما فیلم بود، اما ادعا می شد که شرکت دیگری به نام پینمارت که بعداً در قرارداد رسمی ظاهر شد، توزیع را انجام داده است. شرکت تولیدی با بیان اینکه این شرکت ، توزیع را با بی دقتی انجام داده، اعلام کرد که دعوای آنها پس از ۹ سال به نتیجه رسیده است. دادگاه حکم داد که پینما باید بدهی را با بهره بپردازد.
«سه راه» فیلمی داستانی به کارگردانی و قلم فیصل سویسال است.
اولین فیلم این کارگردان با نام «سه راه» با حمایت وزارت فرهنگ و به تهیه کنندگی مشترک TRT فیلمبرداری شد و در تاریخ ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۳ در ترکیه به نمایش درآمد.
تقاطع ( سه راه ) ؛ بازآفرینی مدرنِ داستان یوسف و بنیامین در بینش سینمایی شاعرانه بین واقعیت و رویا از طریق داستان قربانیان جنگ بوسنی پیش می رود.

فیلم داستان کسانی را روایت می کند که پس از جنگ در بوسنی و هرزگوین در دهه ۱۹۹۰ در گورهای دسته جمعی به دنبال بستگان خود می گردند.
یوسف و بنیامین با پدرشان یعقوب و مادرشان در حسنکیف زندگی می کنند. به دلیل علاقه پدر و دختر مورد علاقهاش زلیخا به یوسف، دوران کودکی بنیامین همیشه سرشار از حسادت بود.
بنیامین یک روز در حال بازی باعث می شود که زلیخا از پل ملا آبادی به زمین بیفتد و غرق شود. بنیامین نمی تواند دوباره این واقعه را فراموش کند، نمی تواند از گناه خود خلاص شود و با فرار به مکان های دور و نیکی کردن به دیگران به دنبال راه حل است. پس از جنگ بوسنی و هرزگوین، او داوطلبانه به بوسنی می رود. در آنجا مشغول یافتن اجساد مفقودین از گورهای دسته جمعی است.

بنیامین چند روز قبل از بازگشت به ترکیه با زرینکا که سعی دارد خود را از پل موستار به پایین پرت کند، ملاقات می کند. زرینکا یک روانشناس نیمه صرب و نیمه بوسنیایی است که آسیب های پس از جنگ و تمایلات خودکشی را مطالعه می کند. او خانواده و نزدیکترین دوستان خود را در جنگ از دست داد. دنیای اسرارآمیز و گناه آلود شاعرانه بنیامین او را مجذوب خود می کند. زرینکا عاشق می شود. بنیامین در نتیجه رویاهای پیچیده و گورهای دسته جمعی بیمار می شود. زرینکا از نظر روانی به او کمک می کند. زمانی که بنیامین بهبود می یابد، به زادگاهش حسنکیف باز می گردد تا با برادر بزرگترش یوسف و پدرش روبرو شود تا به نوعی سزاوار عشق زرینکا باشد. زرینکا مدت زیادی است که از بنیامین خبری ندارد. یک روز در خواب می بیند که برای بنیامین اتفاق بدی افتاده است. او برای کمک به بنیامین و یافتن پاسخی برای عشق خود به حسنکیف می رود. سورپرایزهای دیگری مانند رویاهای تازه ای در انتظار زرینکا هست ، چیزی که او را به عشق واقعی باز می گرداند.






