پشتصحنه طراحی صدای «Nuremberg»؛ چگونه مایکل بابکاک با جزئیات شنیداری، انسانیت و شرارت هرمان گورینگ را همزمان نشان داد

فیلم تاریخی «Nuremberg» به نویسندگی و کارگردانی جیمز وندربیلت، با بازی راسل کرو در نقش هرمان گورینگ — فرمانده ارشد نازی در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم — روایتی از دوران بازداشت و محاکمه او به جرم جنایت جنگی است. نکته برجسته فیلم، و به ویژه بازی کرو، توانایی در انسانیسازی شخصیت بدون تضعیف تصویر او بهعنوان نماد شرارت مطلق است.
یکی از عوامل کلیدی در تحقق این ظرافت، طراحی و میکس صداست؛ بخشی که مایکل بابکاک بهعنوان Supervising Sound Editor (ناظر ارشد تدوین صدا) و Re-recording Mixer (میکسکننده صدا پس از ضبط) بر عهده داشت. او با رویکردی کاملاً حساس و پژوهشمحور، تلاش کرد فضاهای فیلم بهویژه سلول زندان گورینگ، فشار روانی و نزدیکی نفسگیر گفتوگوها را منتقل کنند.
بابکاک میگوید نخستین گفتوگوی عمیقش با وندربیلت «بیشتر درباره بازیگری بود تا صدا»، چرا که هدف فیلم ایجاد تعادل میان انسانیت و عدم همدلی با شخصیت گورینگ بود. او با تحقیق روی صداهای واقعی آلمان دهه ۴۰ — از قطارها گرفته تا صدای محیط — وارد کار شد اما تصمیم گرفت طراحی صدا کاملاً تابع بازیگران باشد.
«همه شخصیتها اهداف قوی دارند اما هیچکدام فکر نمیکنند که در حال دستکاری دیگریاند. پس صدا هم نباید دستکاری کند. همه چیز عریان است.»
یکی از مهمترین بخشهای «Nuremberg» گفتوگوهای گورینگ با وکیلش (رامی ملک) و دادستان دادگاه نورنبرگ (مایکل شنون) است. بابکاک میگوید طراحی صدای سلول، برای القای حس، نیازمند «تمام حقههایی بود که در طول کار یاد گرفته بودم».
او از تکنولوژیهای دو تا سه سال اخیر استفاده کرد (نه هوش مصنوعی) تا نویزهای اضافی را حذف و سپس فضای صوتی دوره تاریخی را بازسازی کند، و دوباره صداها را به گونهای برگرداند که «انگار هیچکاری روی صدا انجام نشده». هدف: حس حبس و بیراه گریزی از گفتوگوهای سنگین میان دو نفر.
محل دیگر رخدادهای اصلی فیلم، دادگاهی بود که در یکی از ساختمانهای بمبارانشده ساخته شده بود. بابکاک تلاش کرد این حس تخریب و تاریخ را منتقل کند: استفاده از طنین برای سنگین کردن فضا، افزودن صداهای «نفس کشیدن» ساختمان با ترکها و صداهای چوب و فلز، و حتی خرید یک ماشین تندنویسی اصل دوره از eBay برای غنای شنیداری.
اگرچه موضوع فیلم سنگین و تاریک بود — از جمله صحنه اعدام که باید «همزمان واقعی، شوکآور و جسمانی» باشد — اما بابکاک بخشهایی از کار را با لذت تجربه کرد، مانند یافتن صداهای واقعی قطارها، اتومبیلها، ماشینهای قدیمی و فلاش دوربینها.
«در فیلمهای تاریخی احساس میکنم خودم بازیگرم؛ هر فرصتی برای اضافه کردن صدا به هر چیزی که در پسزمینه میبینم استفاده میکنم.»
بابکاک میگوید همیشه بررسی میکردند که آیا صدا «بیش از حد هالیوودی» شده یا نه. هدف، غوطهور کردن مخاطب در تجربه تاریخی بود؛ از سکوتهای سلول گورینگ تا همهمه سنگین دادگاه، بدون هیچ جلوه گزافهگو. این صداقت شنیداری، به فیلم کمک کرده تا هم فضای مستندگونه حفظ شود و هم بار دراماتیک صحنهها تقویت گردد.





