پشتصحنه «Frankenstein» گیلرمو دلتورو؛ از چالشهای ساخت تا وفاداری به دیدگاه هیولا

فیلم جدید و تحسینشده «Frankenstein» به کارگردانی گیلرمو دلتورو اکنون با اکران محدود توسط نتفلیکس در سینماهاست و آماده میشود تا در مسیر دریافت مجموعهای چشمگیر از نامزدیهای اسکار — بهویژه در بخشهای فنی و هنری — قرار گیرد. این اثر که قرار است از ۷ نوامبر ۲۰۲۵ در نتفلیکس استریم شود، بهگفته منتقدان یکی از کاملترین پروژههای دوران کاری دلتوروست و بار دیگر نشان میدهد او چگونه به جزئیات هنری در سینما وسواس دارد.
جی. مایلز دیل، تهیهکننده فیلم، در گفتوگوی خود جزئیات شکلگیری و تولید این پروژه را شرح داده است. دیل پیشتر با تهیه «The Shape of Water» (برنده اسکار بهترین فیلم ۲۰۱۸) و «Nightmare Alley» و «Pinocchio» تجربهای وسیع روی آثار پرهزینه و پرجزئیات کسب کرده بود.
دلتورو نخستین بار فیلم «Frankenstein» ساخته جیمز وِیل را در هفتسالگی دید و رمان کلاسیک مِری شِلی را در یازدهسالگی خواند. او سالها درباره ساخت این فیلم با دیل گفتوگو کرده بود، اما بسیاری از سرمایهگذاران ایده او را رد کردند. سرانجام با حمایت نتفلیکس و بودجه ۱۲۰ میلیون دلاری پروژه آغاز شد. دیل میگوید:
«وقتی فهمیدیم قرار است واقعاً آن را بسازیم، میدانستیم کوه سختی پیش روی ماست. چون دلتورو سالها به آن فکر کرده بود و سطح انتظارات بسیار بالا بود.»
دلتورو معتقد است ساخت یک فیلم بزرگ بر چهار ستون بنا میشود: طراحی لباس، طراحی صحنه، فیلمبرداری، و گریم و آرایش مو. همه باید هماهنگ کار کنند، از کدگذاری رنگ و کنتراستها تا نورپردازی. این هماهنگی با طراح کانسپت باسابقه او، گای دیویس، و الهامگرفتن از کتاب مصور «Frankenstein» اثر برنی رایتسون آغاز شد. تیم طراحی حتی پارچهها را ساخت، رنگآمیزی دقیق انجام داد، و «تیم خزه» وظیفه داشت با دقت خزهکاری کند تا جزئیات محیط زنده باشد.

۹ هفته مانده به فیلمبرداری، اندرو گارفیلد بهدلیل تداخل برنامه، کنار رفت. طراحی موجود بر اساس چهره و بدن او انجام شده بود. جایگزین، جیکوب الوردی، ۱۹۸ سانتیمتر قد داشت که چالش بزرگی برای پیکرهساز مایک هیل بود؛ او ۴۲ قطعه را مخصوص گارفیلد ساخته بود. الوردی که مشتاق نقش هیولا بود، اما پس از بازی در سریال جنگجهانیدومی «The Narrow Road to the Deep North» وزن زیادی کم کرده بود. دیل میگوید:
«باید روز خود را با پیتزا و غذاهای پرکالری میساخت تا هیولایی بزرگ و قدرتمند شود. هر روز یک چالش تازه داشتیم.»
در ابتدای فیلم، الوردی در نقش هیولای شنلسیاه، عظیم و هراسانگیز دیده میشود. بخشی از فیلم روی دریاچه یخزده چندساعتی شمال تورنتو ضبط شد، جایی که ویکتور فرانکشتاین (اسکار آیزک) با سورتمه در میان برف و طوفان — ساختهشده توسط موتورهای بزرگ فولکسواگن — وارد میشود.

یکی از شاهکارهای طراحی صحنه، کشتی بادبانی قرن نوزدهمی با دکلهای واقعی بود که در پارکینگ استودیوی تورنتو ساخته شد. این سازه ۱۳۰ فوت طول داشت و ظرفیت بیش از ۱۰۰ نفر از ملوانان و عوامل را فراهم میکرد، روی یک گیمل غولپیکر قرار گرفت تا صحنههای فشار و حرکت واقعی باشند.
آزمایشگاه و برج فرانکشتاین شامل هشت صحنه مجزا بود: ورودی عظیم، لابی، لابراتوار در نسخههای مختلف، محل اقامت مهمانان، بالای برج، مخفیگاه هیولا و مسیر فرار آبی — که بهعنوان استعارهای از «کانال تولد» طراحی شده بود. سازه اصلی چهار ماه طول کشید تا ساخته شود و طی سه روز فیلمبرداری استفاده شد. حتی ماکتهای دستساز نیز ساخته شد تا استفاده از جلوههای کامپیوتری به حداقل برسد.
نسخه نهایی فیلم دو ساعت و نیم است که از بیش از سه ساعت کاهش یافته. بحث ساخت دو فیلم وجود داشت، اما تصمیم بر یک قسمت شد. برای دلتورو وفاداری به متن اصلی مِری شِلی اهمیت داشت. دیل میگوید:
«دلتورو با هیولاها همذاتپنداری میکند. او میخواست دیدگاه هیولا را بهدرستی بیان کند؛ در فیلم ما، هیولا حرف میزند و شخصیتش را کاملاً منتقل میکند. این همان چیزی است که اثر ما را منحصر بهفرد میکند.»





