دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجینگاهی اجمالی

پیروزی به بهای شکست؛ کری کوون از پایان تکان‌دهنده فصل سوم عصر طلایی و سرنوشت برتا راسل می‌گوید

گفت‌وگو با کری کوون درباره فینال دراماتیک فصل سوم عصر زرین

پایان فصل سوم سریال عصر طلایی (The Gilded Age) برای خانواده راسل، به‌ویژه برتا (با بازی کری کوون) تلخ و شوکه‌کننده بود. جرج راسل (مورگان اسپکتور) با کمک دکتر کرکلند از مرگ نجات پیدا می‌کند، اما اعتماد و اتحاد این زوج قدرتمند زیر ضربه سنگینی فرو می‌ریزد. گلادیس، دختر خانواده، حالا دوشس شده و از زندگی با همسرش راضی است، اما جدایی عاطفی جرج و برتا در صحنه پایانی، نه‌تنها قهرمان قصه بلکه تماشاگر را هم غافلگیر و دل‌شکسته کرد.

در این گفت‌وگو، کری کوون به بازخوانی این پایان و تصمیمات بحث‌برانگیز برتا در طول فصل می‌پردازد.

«برتا دنیا را به دست آورد، اما همه چیز را از دست داد»

سؤال: در صحنه آخر، برتا از پنجره نگاه می‌کند و جرج را می‌بیند که از او دور می‌شود. آیا او در آن لحظه، دنیا را به‌ دست آورده ولی همه‌چیزِ مهم را از دست داده است؟

کری کوون: بله، دقیقاً همین‌طور است. او درگیر جاه‌طلبی و پیروزی‌های اجتماعی بود و متوجه نشد چه شکافی زیر پای رابطه‌اش با همسر و حتی پسرش ایجاد شده است. برتا احساس حقانیت دارد، اما این حس برایش خیلی گران تمام شده. بازی این لحظات برای من و مورگان بسیار دشوار و متاثرکننده بود.

شکاف در زوج رویایی سریال

از ابتدای عصر طلایی، جرج و برتا به‌عنوان زوجی بی‌رقیب و متحد شناخته می‌شدند؛ مشارکتی برابر و محترمانه که در عصر محدودیت‌های زنان، ستودنی بود. اما به گفته کوون، این اتحاد که به جذابیت دوچندان سریال کمک می‌کرد، در فصل سوم ترک برداشت:

«امیدوارم فرصتی برای ترمیم آن پیدا کنیم.»

ازدواج گلادیس؛ انتخاب مادر یا دختر؟

یکی از خطوط اصلی داستان، فشار برتا برای ازدواج گلادیس با فردی دارای مقام و جایگاه بود. کوون یادآور می‌شود که:

  • در آن دوره، حتی زنان ثروتمند امکان پیشبرد اهداف شخصی زیادی نداشتند و تنها ابزار نفوذشان ازدواج و فعالیت‌های خیریه بود.
  • برتا که خود از روی عشق ازدواج کرده بود، جایگاه اجتماعی گلادیس را بالاتر می‌دید و بنابراین حاضر نبود آزادی کامل انتخاب را به او بدهد.
  • او معتقد بود «عشق جوانی» بنیانی محکم برای ازدواجی طولانی‌مدت نیست و جایگاه اجتماعی، آینده‌ای با نفوذ و هدف می‌سازد.

شبهه ریاکاری و «عشقِ مشروط»

اگرچه ازدواج خودش از روی عشق بود، برتا به دخترش چنین فرصتی نداد. کوون می‌گوید برتا از دریچه نگاه خودش این تصمیم را گرفت و با تمام عشق به گلادیس، انتخاب او را مدیریت کرد. حتی اشاره می‌کند که این داستان شباهت‌هایی به سرگذشت واقعی آلوِا بلمونت و دخترش کنسویلو دارد.

چرا این‌بار برتا در انتخاب لری دخالت نکرد؟

برتا برخلاف رفتار با گلادیس، با رابطه لری با ماریان (لوییزا جاکوبسن) مخالفت جدی نکرد. دلیلش، به گفته کوون:

  • احترام برتا به شخصیت و جاه‌طلبی ماریان، علیرغم نداشتن ثروت و تبار.
  • آگاهی از اینکه باید با دادن این امتیاز به لری، نظر جرج را دوباره جلب کند و اتفاقات پس از ماجرای گلادیس، را جبران کند.
  • اعتماد به توانایی لری در موفقیت مستقل از ازدواج.

تأثیر تیر خوردن جرج بر رابطه

برتا تصور می‌کرد نزدیک‌بودن جرج به مرگ، آن‌ها را به یکدیگر نزدیک‌تر خواهد کرد، اما نتیجه برعکس شد:

«جرج تغییر کرده و برتا دیگر به او دسترسی ندارد. رویدادهای تکان‌دهنده گاهی دیدگاه‌ها را برای همیشه تغییر می‌دهند.»

هدف برتا چیست؟

در پایان، برتا همچنان اهدافش را روشن می‌بیند: حفظ ازدواج، تثبیت جایگاه فرزندان در جامعه و رویارویی با چالش‌های بعدی. اما او عمق تغییر ایجادشده در جرج را دست‌کم گرفته است.

پیروزی‌های چشمگیر پیش از بحران

پیش از دوشس شدن گلادیس، برتا موفق شد خانم استور (دونا مورفی) را در «جنگ اپرا» شکست دهد و نفوذ اجتماعی خود را تثبیت کند. با این حال، جشن موفقیتش با بی‌مهری خانواده و انتقاد جرج مبنی بر بی‌ارزش بودن این دستاوردها تلخ شد.

پایانی غم‌انگیز اما نه برای همیشه

در صحنه پایانی، برتا حتی نمی‌تواند به جرج بگوید که قرار است پدربزرگ شود. کوون این لحظه را همزمان با غم و جرقه امید توصیف می‌کند:

«او لحظه‌ای غصه می‌خورد، اما بعد به فکر نقشه‌ای برای بازسازی رابطه می‌افتد. برتا هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شود.»


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا