پیشنهاد هفته | بهترین فیلمهای دادگاهی

[ad_1]
مدیوم سینما به مقتضیات ذات و فرعیات خود، پهنهی وسیعی از داستانهای مختلف در قالبها و ژانرهای گوناگون را در خود دیده است. این مدیوم به علت مهمترین ویژگیِ ذاتی خود یعنی «تصویر متحرک» آنهم در یک پیوستگی از رویدادهای مهم زندگانی که یک «قصه»ی قابل پیگیری را برای مخاطب موجب میشود توانسته از ابتدای ظهور خود، رابطهی سهل و در عین حال عمیقی در سراسر جهان با مردمان ملتها از فرهنگها و زبانهای گوناگون پیدا کند. به دنبالِ پیشرفتهای مدیوم سینما از همان ابتدای قرن بیستم و تبدیل شدن این مدیوم به هفتمین هنر خلق و شناخته شده توسط بشر، رویدادهای سینمایی متعددی در سراسر جهان حول این پدیدهی جذاب و البته هنری شکل گرفت. فستیوالها و جشنوارههایی که اعتبار خود را از پرداختِ سالیانه به این مدیوم توانستهاند کسب کنند و البته متقابلاً با دستچین کردن بهترین آثار سال مطابق معیارهای خود، دست مخاطبان را برای انتخاب از میان آثار بسیاری که در طول یک سال در کشورهای مختلف تولید و اکران میشود باز گذاشتهاند.
از این رو نیز جمعی از نویسندگان ماتصمیم گرفتهاند فیلمهای محبوب خود را تحت موضوع و پروندهای هفتگی (جمعهها) برای شما مخاطبان به اشتراک و معرفی گذاشته و یادداشتِ کوتاهی دربارهی آنها به رشتهی تحریر در آورند.
«پیشنهاد هفته» :
این هفته دو تن از نویسندگان ما(آرش دارابی و مهران زارعیان) تصمیم گرفتهاند یکی از آثار محبوب خود در باب بهترین فیلمها با مضمون و فضای دادگاه یا اصطلاحاً درامهای دادگاهی را انتخاب کرده و یادداشت کوتاهی بر آن بنویسند؛ برای خواندن یادداشتها و مشاهده این لیست با ادامهی این متن و ماهمراه باشید.
.
آرش دارابی :
The Devil’s Advocate – ۱۹۹۷

قطعاً «وکیل مدافع شیطان» از آن دست فیلمهایی نیست که حتی هر چند سال یک بار ایدهی ساختش عملی شده و تولید شود؛ خاص بودن بیش از حَدِ داستانسرایی و دخالتِ کشمکشهای بیرونی به عمقِ تفکراتِ وکیل قصه «کِوین» دیدنی و تنشزا است. مجرمانِ تبرئهشدهی گناهکار در دادگاهی به وسعتِ شاید یک دنیا! کشف و درکشان لذت بخش و چالش برانگیز است؛ جوانبِ بسیار مختلفِ بینظیری در این عنوان حضور دارند که هر کدام مانندشان در آثار مشابع بسیار کم است.
دلهره و اوج درگیریهای وکیلِ ماجرا در تمامیِ دقایق نیمهی دوم فیلم و البته وسواس به جا در اجرای نقشها و گفتارها یا نحوهی برملاشدنِ رازِ اصلی روایت، مخاطب را در درازمدت با این روایت نامرسوم، دعوتِ به همراهی بی وقفه و فوقالعادهای میکند؛ روی کاغذ شاید «مجرم» شخص یا موجودی استعارهای به نام شیطان باشد، ولی قطعاً فیلم عناصر زیادی برای فهماندن اینکه انسانها چگونه «هستند و نیستند» ارائه میدهد، که این موضوع ارزشِ دقت بیشتر در تجربه را به همراه دارد و موجبِ تأمل بیشتر میشود.
«وکیل مدافع شیطان» از کشمکشهای حقوقیِ دادگاهها شروع شده و با عواقب تصمیماتِ اشتباه، تکبر در زندگی اجتماعی و شخصی راهش را ادامه میدهد و شاید در انتها به مشخصکردنِ ارزشِ گزارههایش در دنیایی بزرگتر میپردازد! شاید متفاوت بودن و خاص شمردن یک اثر دلیل لازم و کافی برای «بهترین»ها نباشد، امّا در برخی موارد استثنائی، باید فاکتور اصلی را همین موضوع در نظر گرفت؛ برای این «پیشنهاد هفته»، خاص بودن بیش از حَدِ «وکیل مدافع شیطان» این عنوان را به یکی از چند فیلمی تبدیل میکند که حتماً مخاطبِ متفاوتپسند باید آن را تجربه کند.
.
مهران زارعیان :
۱۲ Angry Men – ۱۹۵۷

جایی برای شک کردن
«۱۲ مرد خشمگین» به گواهی لیست IMDb یکی از محبوبترین فیلمهای تاریخ سینماست، اما چه دلیلی دارد که فیلمی بدون اکشنبازی، طنز یا استفاده از سوپراستارهای خوشچهره انقدر محبوب شود؟ راز ماندگاری و محبوبیت «۱۲ مرد خشمگین» را باید در درام تمام عیار آن جستجو کرد. اگر طبق تعریف کلاسیک، درام را مساوی با داستانِ دارای کشمکش و تقابل بدانیم، «۱۲ مرد خشمگین» یک نمونهی برجسته است که در آن فیلمنامهنویس صرفا به کمک دیالوگ و شخصیتپردازی دقیق، کشمکشهای میخکوبکننده ایجاد میکند. همین نکته است که این فیلم را به تئاتر شبیه کردهاست، اما کلوزآپهای سیدنی لومت بر روی چهرههای مردد فیلم برای ایجاد مکث و تأمل در قضاوت مخاطب، ابدا از عهدهی تئاتر بر نمیآید.
از طرف دیگر، محتوای برآمده از فرم این فیلم تکاندهنده است. شاید مهمترین کلیدواژه برای دانستن منظومهی درونمایهی فیلم، “تردید” باشد. تردید به تمام پیشفرضها و تصورات ابتداییمان از یک موضوع. «۱۲ مرد خشمگین» آموزگار تفکر نقادانه است. فیلم میآموزد که هر لحظه و در هر موقعیت همچون دکارت شک کنیم و همیشه در باورها و قضاوتهایمان بازنگری کنیم. البته این شک و تردید در زمانی که قضاوت ما مستقیما بر جان آدمیزاد تاثیر داشته باشد، اهمیت برجستهتری دارد. دیدن «۱۲ مرد خشمگین» کمک میکند تا مسئولانهتر رفتار کنیم و به تبعات تصمیماتمان بیشتر عنایت کنیم.
نمیتوان از «۱۲ مرد خشمگین» گفت و از هنر سیدنی لومت در کارگردانی یک فیلم کامل در یک لوکیشن کوچک نگفت. علاوهبر فیلمنامهنویس، هنر کارگردانی هم در ایجاد کشمکش و جلوگیری از خسته شدن مخاطب مؤثر میباشد که لومت در این زمینه نیز استادانه عمل کرده است. بیراه نیست که او بعدها «بعد از ظهر سگی» را ساخت و باز در لوکیشن محدود، مهارتش را به رخ کشید. «۱۲ مرد خشمگین» از آن فیلمهای کلاسیک است که امروز با پیشرفت تکنیکهای فیلمسازی، ذرهای کهنه نشده است؛ زیرا فیلمساز و نویسنده از دوپینگ تمسک به زرق و برقهای تکنیکی بهره نگرفتهاند و تماما هنرشان در خلق موقعیتهای سهل و ممتنع پر از سادگی و التهاب است.
نقل شده از گیمفا
[ad_2]





