چالش فصل ۱۶ در «The Love Hypothesis»؛ کارگردان از صحنه مورد انتظار طرفداران میگوید
کلر اسکنلن میگوید دشوارترین بخش اقتباس رمان الی هیزلوود، حفظ صمیمیت و کشش فصل محبوب خوانندگان بدون قربانیکردن ریتم سینمایی بوده است.

وقتی از کلر اسکنلن، کارگردان «The Love Hypothesis»، پرسیدند کدام صحنه باید حتماً انتظار طرفداران را برآورده میکرد، پاسخ او فقط دو کلمه بود: «فصل شانزدهم». برای خوانندگان رمان الی هیزلوود، همین اشاره کافی است؛ برای دیگران هم میتوان گفت این بخش، نقطهای است که رابطه ساختگی دو شخصیت اصلی به صمیمیتی واقعی و بزرگسالانه میرسد؛ همان بخشی که دلیل درجهبندی سنی R فیلم عنوان شده است.
«The Love Hypothesis» که ۲۳ سپتامبر از پرایم ویدیو منتشر میشود، داستان اولیو اسمیت با بازی لیلی راینهارت، دانشجوی دکتری دانشگاه استنفورد، را دنبال میکند. یک بوسه نسنجیده او را وارد رابطهای پیچیده با دکتر آدام کارلسن، با بازی تام بیتمن، میکند؛ استادی که در گروه دانشگاهیشان چندان محبوب نیست. ماجرا با تظاهر به یک رابطه عاشقانه پیش میرود، اما احساسات واقعی قرار نیست برای همیشه تابع این قرار ساختگی بمانند.
اسکنلن در گفتوگو با سوون از فشاری گفته که برای اجرای درست لحظه صمیمانه اولیو و آدام احساس میکرد. او با خنده توضیح داده است: «فشارش را میپرسید؟ کافی است سری به تیکتاک بزنید؛ مردم حسابی هیجانزدهاند.»
بااینحال، کارگردان از ابتدا میدانست وفاداری به حالوهوای کتاب، لزوماً به معنای بازسازی دقیق آن روی پرده نیست. آنچه میان خوانندگان به «فصل ۱۶» شهرت دارد، در واقع حدود یک فصلونیم از رمان را در بر میگیرد؛ حجمی که انتقال کاملش به فیلم، ریتم متفاوتی میطلبد.
او میگوید: «هیچوقت نمیتوانم دقیقاً همان چیزی را بسازم که یک نفر در ذهنش تصور کرده است. چنین کاری ممکن نیست. فقط باید امیدوار باشی درست انجامش میدهی. واقعاً میخواستم حق این بخش را ادا کنم، اما نمیتوانست همانقدر طولانی باشد. فقط فصل شانزدهم نیست؛ یک فصلونیم است.»
بخش مهمی از تصمیمگیری اسکنلن به گفتوگوهای طولانی این صحنه مربوط میشد. به گفته او، حفظ همه آن حرفها با زبان فیلم سازگار نبود: «گفتوگو خیلی زیاد است و نمیشود آن را به همان شکل در فیلم آورد. به کنش نیاز دارید، اما نمایش آن هم حدی دارد؛ وگرنه کمکم وارد نوع دیگری از فیلم میشوید.»
همین مرز باریک میان گفتوگو، صمیمیت و ریتم، این بخش را از نگاه اسکنلن به دشوارترین و درعینحال رضایتبخشترین صحنه برای کارگردانی تبدیل کرده است. مسئله فقط میزان جسارت صحنه نبود؛ باید لحظهای باورپذیر شکل میگرفت که تماشاگر تغییر رابطه اولیو و آدام را احساس کند.
اسکنلن برای سنجیدن نتیجه، عمداً سراغ مخاطبانی رفت که احتمال میداد سختگیرتر باشند: خوانندگان کتاب. او توضیح میدهد: «یک نمایش آزمایشی برگزار کردیم و مطمئن شدیم تعداد زیادی از طرفداران رمان در آن حضور دارند. فکر میکنم حدود ۴۰ درصد حاضران طرفدار کتاب بودند، چون میخواستم سختگیر باشند.»
کارگردان ارزیابی مثبتی از نتیجه این نمایش دارد، هرچند جزئیات بازخوردها یا آمار مشخصی از رضایت مخاطبان ارائه نشده است. بنابراین قضاوت گستردهتر درباره این اقتباس، به انتشار فیلم و واکنش تماشاگران وابسته خواهد بود.
چالش «The Love Hypothesis» نمونه روشنی از تفاوت وفاداری ادبی و سینمایی است: گاهی برای حفظ تأثیر یک صحنه، باید شکل آن را تغییر داد. آزمون اصلی اسکنلن نیز همین خواهد بود؛ اینکه طرفداران، حتی با حذف بخشی از گفتوگوها و کوتاهشدن صحنه، همان نقطه عطف عاطفی محبوبشان را در رابطه اولیو و آدام پیدا کنند.





