چرا سریال «Mork & Mindy» با وجود شروعی طوفانی فقط چهار فصل دوام آورد؟

سریال «Mork & Mindy» برای بسیاری از مخاطبان تلویزیون در اواخر دهه ۱۹۷۰، یکی از دیوانهوارترین و متفاوتترین کمدیهای زمان خود بود؛ مجموعهای با بازی رابین ویلیامز که خیلی زود به یک موفقیت بزرگ تبدیل شد و مسیر حرفهای این بازیگر را با سرعتی چشمگیر تغییر داد. با این حال، برخلاف خاطره پررنگی که این سریال از خود به جا گذاشته، «Mork & Mindy» فقط چهار فصل روی آنتن ماند و خیلی زودتر از آنچه بسیاری به یاد دارند، به پایان رسید.
شخصیت مورک نخستین بار در سریال «Happy Days» معرفی شد؛ حضوری که بعدها به عنوان یکی از موفقترین نمونههای «بکدور پایلوت» شناخته شد؛ اصطلاحی که به اپیزودی در یک سریال گفته میشود که در واقع برای راهاندازی یک مجموعه جدید ساخته میشود. استقبال از مورک به اندازهای بود که خیلی زود اسپینآف اختصاصی او چراغ سبز گرفت و حتی بعضی از طرفداران معتقد بودند این مجموعه تازه، از سریال اصلی هم جذابتر است.
فصل اول «Mork & Mindy» یک موفقیت کامل بود و در پایان، در میان سه سریال پربیننده تلویزیون قرار گرفت. در آن مقطع، به نظر میرسید شبکه ایبیسی (ABC) به سیتکام بزرگ بعدی خود رسیده است. یکی از مهمترین دلایل موفقیت فصل اول، تمرکز اصلی داستان روی شخصیت مورک بود؛ رویکردی که به رابین ویلیامز اجازه میداد آزادانه بداههپردازی کند و همان انرژی کمیک منحصربهفردش را به نمایش بگذارد.
اما مسیر سریال از جایی تغییر کرد که مدیران شبکه تصمیم گرفتند فرمول موفق آن را دستکاری کنند. در فصل دوم، آنها میخواستند «Mork & Mindy» بیشتر شبیه یک سیتکام کلاسیک و متعارف باشد. به همین دلیل، شخصیتهای بیشتری به مجموعه اضافه شدند و خط داستانی از تمرکز روی مورک فاصله گرفت و بیشتر به سمت گروهی شدن رفت. این تغییر، عملا بخشی از فضایی را که به رابین ویلیامز امکان درخشش میداد، محدود کرد.
در کنار این تصمیم، تغییر زمان پخش هم ضربه دیگری به سریال زد. «گری مارشال» خالق مجموعه، بعدها در کتاب خاطراتش با عنوان «My Happy Days In Hollywood» نوشت که انتقال سریال به یکشنبهشبها آسیب زیادی به آن وارد کرد، چون بسیاری از کودکان و نوجوانان در این شب کمتر تلویزیون تماشا میکردند. به گفته او، سریال عملا در موقعیتی قرار گرفت که شانس زیادی برای حفظ مخاطب نداشت. نتیجه این جابهجایی، سقوط رتبه سریال به جایگاه بیستوهفتم جدول بینندگان بود.

اوضاع در فصلهای بعدی هم بهتر نشد. تا زمان پخش فصل سوم، ایبیسی (ABC) سریال را دوباره به پنجشنبهشبها برگرداند؛ همان زمانی که در فصل اول برایش خوشیمن بود. اما تا آن موقع، محبوبیت سریال افت کرده بود و بازگرداندن زمان پخش قبلی دیگر نتوانست مشکل را حل کند. در همین دوره باز هم شخصیتهای بیشتری به گروه اضافه شدند و سهم زمان حضور رابین ویلیامز روی صفحه کمتر شد؛ اتفاقی که بهویژه برای سریالی که جذابیت اصلیاش تا حد زیادی به انرژی و بداهههای او وابسته بود، ضربه بزرگی محسوب میشد.
گری مارشال همچنین اشاره کرده بود که در فصل سوم و چهارم، رابین ویلیامز کمکم به قدم بعدی در حرفهاش یعنی سینما فکر میکرد. او نوشته بود حفظ شتاب یک سیتکام وقتی ستاره اصلیاش ذهنش درگیر خروج از پروژه و ورود به مرحله بعدی کارنامهاش باشد، بسیار دشوار است؛ بهخصوص وقتی سایر اعضای گروه هم این موضوع را حس کنند.
در فصل چهارم، سازندگان تلاش کردند حالوهوای شلوغ، عجیب و طنزآمیز فصل اول را دوباره زنده کنند. برای همین، جاناتان وینترز به سریال اضافه شد تا در نقش پسر مورک ظاهر شود. با این حال، این تغییر هم نتوانست جلوی افت شدید مخاطبان را بگیرد و رتبه سریال در جدول به جایگاه شصتویکم سقوط کرد. در نهایت، ایبیسی (ABC) تصمیم گرفت پخش مجموعه را متوقف کند.
پایان سریال هم به شکلی نیمهتمام باقی ماند. داستان در حالی متوقف شد که مورک به دوران پیشاتاریخ فرستاده شده بود؛ پایانی که حالتی شبیه کلیفهنگر داشت و قرار بود زمینهساز تغییر مسیر مجموعه در ادامه باشد. برنامه تهیهکنندگان این بود که سریال را به شکلی تازه ادامه دهند؛ یک کمدی آموزشی با محوریت سفر در زمان، جایی که مورک و میندی با شخصیتهای تاریخی مختلف روبهرو شوند. اما این ایده هیچوقت به مرحله اجرا نرسید.
با وجود عمر کوتاه «Mork & Mindy»، این مجموعه همچنان به عنوان یکی از زوجهای محبوب سیتکامهای تلویزیونی و همچنین اثری که نقش مهمی در آغاز اوجگیری رابین ویلیامز داشت، در حافظه مخاطبان باقی مانده است. سریالی که با شروعی درخشان، خیلی زود به یکی از پدیدههای تلویزیون تبدیل شد، اما مجموعهای از تصمیمهای اشتباه در ساختار و زمان پخش، اجازه نداد موفقیتش دوام طولانیتری پیدا کند.





