«کروئلا» باید به یک مینیسریال تبدیل میشد

سه سال از اکران پیشدرآمد یکی از محبوبترین فیلمهای انیمیشنی گذشته است. هیجان و شایعات درباره «کروئلا» (Cruella) پس از تریلر فوقالعادهای که مخاطبان را به مقایسه این فیلم با «جوکر» واداشت، بسیار زیاد بود.
متأسفانه، استقبال منتقدان از این فیلم ساخت سال ۲۰۲۱ چندان خوب نبود. «کروئلا» به هیچ عنوان فیلم بدی نبود، اما قطعاً نتوانست به انتظاراتی که مردم از آن داشتند، پاسخ دهد.
در نهایت، همه چیز به نوشتن فیلمنامه برمیگردد و میتوانست این فیلم در مدت دو ساعت چیزی واقعاً بهیادماندنی خلق کند. اما به نظر میرسد جزئیات زیادی در داستان «کروئلا» گم شده است و داستان او به راحتی نمیتوانست در یک فیلم جا بگیرد. با توجه به داستانی که ارائه شده بود، بهتر بود بهعنوان یک مینیسریال عرضه شود تا مخاطبان بتوانند بهطور کامل با شخصیت آشنا شوند.
مینیسریال میتوانست بیشتر بر دوران کودکی کروئلا تمرکز کند
بهراستی، دیدن مسیری که نویسندگان برای داستان «کروئلا» انتخاب کردند، ناامیدکننده بود. این شخصیت در انیمیشن اصلی یک شرور سرگرمکننده (اگر نگوییم تاریک و تلخ) بود و امکانات نامحدودی برای پر کردن خلأهای زندگی زنی که آنگونه با تولهسگها رفتار میکند، وجود داشت. رفتن به سمت داستان کلیشهای «او مورد آزار قرار گرفته» به نظر الگوی نامناسب و نوعی تنبلی میرسید و هرگز به ریشههای مشکلات او در مورد نفرتش از سگها نمیپرداخت. بخشی از ما حس میکند که دیزنی از اینکه واقعاً مرزهای شخصیت کروئلا را تحت فشار قرار دهد، ترسیده است. او یکی از تاریکترین شرورهای انیمیشنهاست.
تمرکز بیشتر بر دوران کودکی او میتوانست تحلیل بهتری از روان او ارائه دهد. حتی شرورها نیز عمق بیشتری دارند و صرفاً نباید به سطح بپردازیم. بنابراین نگهداشتن زاویه آزار دهنده بودن او میتوانست درست باشد. با این حال، فیلم به وضوح نشان میدهد که کروئلا در ذهنش مشکل دارد و بهتر بود که روند تدریجی زوال روانی او را ببینیم. واقعاً پرداختن به نزول تدریجی جنونش، رفتار نامنظم او را بهعنوان یک بزرگسال بهتر توضیح میدهد.
میتوانست جزئیات بیشتری درباره رابطهاش با حیوانات ارائه دهد
دلیل اینکه کروئلا از حیوانات متنفر است، واقعاً مضحک است. حتی نمیخواهم درباره دلیل موهای سیاه و سفید او صحبت کنم. اگر او در کودکی به شدت مورد حمله یک دالمیشن قرار گرفته باشد، این میتواند تجربهای واقعاً آسیبزا باشد و شاید دلیلی برای نفرتش از آنها باشد. همچنین ممکن است او از تمام اشکال حیات حیوانی متنفر باشد. دوباره، به نظر میرسد دیزنی از اینکه با این شخصیت خیلی تاریک پیش برود، ترسیده است. اما هدف از ساخت پیشدرآمدی برای «کروئلا» چیست اگر قرار نیست بهطور کامل عناصر تاریک شخصیت او را بررسی کنیم؟
او یک قاتل است. بنابراین طبیعی است که رفتارهای توام با شکنجه یا آزار از خود نشان دهد، و مخاطب از این بابت متعجب نخواهد شد. این فیلم به شدت میخواهد بپذیریم که او یک دختر خوب است که به سمت بدی رفته و در نهایت نتیجهای کوتاهمدت داشت. کروئلا میداند که بارونس دلیل هل دادن مادرش توسط دالمیشنها از صخرهاند. چگونه میتواند از آنها متنفر باشد برای چیزی که اربابشان از آنها خواسته است؟ حتی در پایان فیلم، او همچنان به حیوانات دوستداشتنی عشق میورزد.
ما به یک حس قویتر درباره رابطهاش با حیوانات نیاز داریم. هرچند که بهطور عادلانه، فیلمنامه واقعاً نتوانسته این دینامیک را بهخوبی بررسی کند. همه اینها به تمرکز بیشتر بر دوران کودکی او برمیگردد؛ که به مخاطبان کمک میکند روابطش را با این موجودات درک کنند و حتی لایهای را که به طرز عجیبی در فیلم غایب بود، باز کند.
میتوانست به بارونس زمان بیشتری برای درخشش بدهد
بارونس شخصیتی جالب است. همچنین، دیدن املی تامپسون در طول زمان نمایش او واقعاً لذتبخش است. این داستان «کروئلا» است، بنابراین بهطور طبیعی، زمان کافی برای تمرکز بر داستان بارونس نخواهیم داشت. اما این به این معنی نیست که نباید بینش بیشتری درباره شخصیت او و اینکه چرا از سمت کروئلا تهدید احساس میکند، بهدست بیاوریم.
فیلم بهطور معقولی در ارائه درکی از نفرت او نسبت به کروئلا عمل میکند، اما او به وضوح یک روانپریش است که با افتخار به سگهایش دستور میدهد تا مادر کروئلا را بکشند. چه چیزی او را به چنین روح انتقامجویی تبدیل کرده است؟ توسعه شخصیت شرور و نمایش زندگی شخصیاش میتوانست برای شخصیت مفید باشد و رقابت او با کروئلا را بیشتر کند. امیدوارم قسمت دومی برای «کروئلا» ساخته شود، زیرا محتوای زیادی وجود دارد که باید در مورد این شخصیت بررسی شود.
«کروئلا» پتانسیل بیشتری برای کاوش در شخصیتش داشته و میتوانسته داستانی عمیقتر و جذابتر ارائه دهد. امیدواریم در آینده دستکم شاهد ساخت یک مینیسریال از این اثر باشیم.





