گفتگو با فلیکس مالارد و سارا وایسگلاس درباره فصل سوم سریال «جینی و جورجیا»

فلیکس مالارد و سارا وایسگلاس در نقش مارکوس و مکسین بیکر، دو شخصیت کلیدی در زندگی جینی (آنتونیا جنتری) در سریال «جینی و جورجیا» (Ginny & Georgia) حضور دارند. مکسین بهترین دوست نزدیک جینی در شهر ولزبری است و مارکوس نخستین عشق واقعی او. رابطه آنها فراز و نشیبهایی دارد، بهخصوص که هر سه درگیر ماجرای محاکمه جورجیا، مادر جینی، به اتهام قتل شدهاند.
درباره اپیزودی که مکسین روایتکننده آن است، صحبت کنید.
وایسگلاس: نویسندهها به من اشاره کرده بودند که اپیزودی متمرکز بر مکسین در راه است و من کنجکاو بودم چون اپیزود مارکوس در فصل دوم را خیلی دوست داشتم. واقعاً این فرصت را داشتم که به درون ذهن مکسین نگاه کنم، جایی که همیشه پر از افکار مختلف است و او هم مثل هست و البته خیلی سریع حرف میزند! این اپیزود خیلی خاص بود، بهخصوص که من عاشق موزیکالها هستم و این قسمت هم شامل یک موزیکال بود که فوقالعاده بود. همچنین در آنجا مکسین به والدینش درباره مشکلات برادرش هشدار میدهد که حرکت بسیار فداکارانهای است و من به او افتخار میکنم.
فلیکس، با توجه به اینکه مشکلات افسردگی و اعتیاد مارکوس در این فصل شدیدتر میشود، چطور برای بازی این صحنهها آماده میشوی؟
مالارد: هر کسی روش خودش را دارد، ولی من خیلی از موسیقی کمک میگیرم تا وارد فضای احساسی شوم. مارکوس کسی است که شدیداً به دیده شدن، درک شدن و دوست داشته شدن نیاز دارد اما نمیداند چطور با این احساسات کنار بیاید. من از تجربههای خودم مثل عصبانیت، تنهایی و سوءتفاهم استفاده میکنم تا به این نقش عمق بدهم. وقتی وارد صحنه میشوم، همه این احساسات را رها میکنم و میبینم چه چیزی بیرون میآید. این فصل پر از عصبانیت است چون مارکوس احساس میکند کسی او را نمیفهمد.
چه چیزی باعث میشود مارکوس همچنان کنار جینی بماند و برای او امن باشد در حالی که دوستانش چنین نیستند؟
مالارد: جینی همیشه قطب کلیدی مارکوس بوده؛ جایی که خودش است و احساس دوست داشته شدن میکند. او پناهگاهی برایش است، اما مارکوس خودش را لایق این محبت نمیداند. این کشمکش بین نیاز به بودن کنار جینی و ناتوانی در آن است.
رابطه شما در این فصل چگونه پیش میرود و این چه تاثیری روی فصل چهارم خواهد داشت؟
وایسگلاس: مکسین یکی از معدود کسانی است که میبیند مارکوس چقدر در حال سقوط است و تلاش میکند کنار او باشد، ولی او در را رویش میبندد. این اتفاق جدیدی است چون همیشه همدیگر را اولویت میدادند. در اپیزود ۹ ما حتی کمی با هم دعوا کردیم که برای هر دوی ما تجربهای جدید و کمی ترسناک بود.
مالارد: [میخندد] بله، واقعاً همینطور بود.





