یادگیری ژاپنی، همکاری با اصغر فرهادی و ستایش «فمینیسم ظریف»؛ گفتوگوی صمیمی ویرژینی اِفیرا و کیارا ماسترویانی در جشنوارۀ مراکش

ویرژینی اِفیرا، بازیگر مطرح بلژیکی، فاش کرده برای بازی در فیلم جدید ریوسوکه هاماگوچی، کارگردان ژاپنی برندۀ اسکار، زبان ژاپنی یاد گرفته است؛ فیلمی با عنوان «All of a Sudden» که فیلمبرداری آن بهتازگی در پاریس به پایان رسیده و قرار است سال آینده اکران شود.
او دربارۀ این مهارت تازه با شوخی گفته است که بیشتر بعد از چند لیوان نوشیدنی جرأت میکند ژاپنی حرف بزند و با خنده اضافه کرده: «یکی تازگیها به من گفت ژاپنیام بیشتر شبیه مجاری است!»
بهگفتۀ افیرا، «All of a Sudden» که در پاریس فیلمبرداری شده، حدود سه ساعت زمان خواهد داشت و هاماگوچی در آن سراغ «انتخابهای فرمال شگفتانگیز» رفته است. او از شیوه فیلمسازی این کارگردان ژاپنی بهعنوان روشی «کاملاً غیرمعمول» یاد میکند:
«تعداد زیادی دورخوانی داشتیم، در فضایی که باید کاملاً متمرکز میماندی. باید یک سنگ سنگین را در معدهام تصور میکردم و تمام انرژی و احساسات را به سمت آن هدایت میکردم. این کار یک فضای واقعاً منحصربهفرد ساخت.»
این توضیحات نشان میدهد هاماگوچی در «All of a Sudden» مثل کارهای قبلیاش به سراغ بازیهای احساسی درونی، ریتم کندتر و طراحی دقیق صحنهها رفته و احتمالاً یک درام بلند و پرجزئیات دیگر در راه است.
ویرژینی افیرا این صحبتها را در یک گفتوگوی طولانی و نزدیک به دو ساعت با کیارا ماسترویانی، در جشنوارۀ فیلم مراکش مطرح کرد. دو بازیگر در این نشست صمیمی، خاطرات کاری، عادتهای حرفهای، لحظات مهم کارنامهشان و پروژههای آینده را مرور کردند.
افیرا در ادامه گفتوگو اعلام کرد بهزودی به پاریس برمیگردد تا کار روی فیلم جدید اصغر فرهادی، «Parallel Tales»، را به پایان برساند؛ پروژهای که با توجه به سابقۀ فرهادی در جشنوارههای جهانی، از همین حالا کنجکاوی دوستداران سینمای هنری را برانگیخته است.
در مقابل، کیارا ماسترویانی خبر داد در فیلم «Un Peu Avant Minuit» (به انگلیسی: «A Bit Before Midnight») به کارگردانی نیکولا پاریزه، در کنار دوست و همکار دیرینهاش ملویل پوپو بازی خواهد کرد.
ماسترویانی با خنده از رابطه طولانیاش با ملویل پوپو گفت:
«سالهاست همدیگر را میشناسیم و به شکلهای مختلف با هم کار کردهایم. نقش خواهر و برادر بازی کردهایم، زن و شوهر بودهایم، فامیلهای مختلف… تقریباً هر دینامیکی که بشود تصور کرد. فقط هنوز پسرم را بازی نکرده، اما آن هم زیاد طول نمیکشد. با این سرعت، سال بعد بچه کوچولوی من میشود!»
او توضیح داد که پوپو از دوران کودکی در زندگیاش حضور داشته و اولین کسی بوده که او را به سمت بازیگری تشویق کرده؛ تشویقی که به او کمک کرد فراتر از سایۀ سنگین والدین مشهورش، مارچلو ماسترویانی و کاترین دونو، برای خودش هویت هنری مستقلی بسازد:
«مادرم خیلی از این ایده خوشحال نبود، اما پدرم ذوقزده بود. اوضاع پیچیده بود و من برای مدت طولانی نمیدانستم واقعاً چه میخواهم، یا حتی چطور باید این را برای خودم اعتراف کنم. ملویل خیلی کمک کرد این تابو را بشکنم.»
این دو بازیگر در گفتوگو نشان دادند که نقطه شروعشان در سینما کاملاً متفاوت بوده است:
- کیارا ماسترویانی کارش را با فیلمهای آرتهاوس سخت و جدی به کارگردانی چهرههایی مثل رائول روئیز و مانوئل دو اولیویرا آغاز کرد. بعدها با همکاری با کریستف اُنوره، به سوی لحنهای آزادتر و بازیگوشتر رفت.
- ویرژینی اِفیرا ابتدا در تلویزیون بلژیک بهعنوان ویجی و مجری چهره شد و سپس در مجموعهای از کمدیهای پرفروش و عامهپسند بازی کرد؛ تا اینکه با نقشآفرینی در فیلم «In Bed With Victoria» به کارگردانی ژوستین تریه، بهعنوان بازیگری جدی در درامهای سینمایی مطرح شد.
افیرا دربارۀ تجربه کار با ژوستین تریه روی «In Bed With Victoria» میگوید:
«ژوستین آشوب را وارد فیلم خودش میکند. صحنه را که میبینی، همهچیز آشفته به نظر میرسد، اما ذهن او – و حتی آپارتمانش – بازتاب همان آشوب است. خودش داشت فیلم را بههم میریخت؛ انگار همزمان هم شاگرد شیطانصفت بود و هم معلم.»
او فضای پشت صحنه را اینطور توصیف میکند:
«روی صحنه یک جور فضای کمونیستیِ مبهم بود – نه دیکتاتوری، نه چیزی شبیه … همه جایگاهی داشتند و در نقشهای خشک و رسمی خودشان گیر نکرده بودند. ما طبق فیلمنامه جلو میرفتیم، اما همهچیز شبیه یک بداههپردازی دائمی احساس میشد.»
در نقطه مقابل، کیارا ماسترویانی تجربه کار با مانوئل دو اولیویرا را «ریاضیوار» و بسیار سختگیرانه توصیف میکند:
«روش او خشک و دقیق بود. بازیگران را نه بهعنوان همکار، بلکه بهعنوان عناصری در یک ترکیببندی میدید؛ مثل چینخوردگیهای یک پرده در یک نقاشی.»
او میگوید در ابتدا این روش مانند «یک ژاکت خیلی تنگ» به نظر میرسید، اما مرور زمان نشان داد که این سختگیری چه تأثیر مهمی داشته است:
«آن ریاضیگری سخت در بازیگری، عضلهای را در من ساخت که اصلاً نمیدانستم وجود دارد: توانایی تمرکز، پذیرفتن سکوت و سکون، و عاشقِ برداشتهای طولانی شدن.»
افیرا و ماسترویانی سرانجام در فیلم «Other People’s Children» به کارگردانی ربکا زلوتوفسکی کنار هم جلوی دوربین رفتند؛ جایی که افیرا نقش نامادری و ماسترویانی نقش مادرِ کودک را بازی میکند.
آنها از زلوتوفسکی بهخاطر ثبتِ رابطهای بسیار واقعی و درعینحال کمتر دیدهشده در سینما تشکر کردند: رابطۀ میان شریک جدید و شریک سابق.
ماسترویانی میگوید:
«این شخصیتها رابطۀ قدرتمندی با هم دارند. برای مردها عذر نمیآورند و با هم در جنگ نیستند. در زندگی واقعی، این وضعیت خیلی عادیتر از چیزی است که فکر میکنیم. همیشه بین همسر سابق و جدید جنگ نیست. حتی وقتی دو زن، مردی را با هم شریکاند، ربکا نشان میدهد این وضعیت میتواند آنها را به هم نزدیکتر کند، نه اینکه از هم دورشان کند.»
افیرا نیز معتقد است زلوتوفسکی نوع خاصی از فمینیسم را در این فیلم نشان میدهد:
«او نوعی فمینیسم را جستوجو میکند که پر سروصدا و خیابانی نیست، بلکه در سطحی گستردهتر، دقیقتر، شخصیتر و در عین حال قدرتمند عمل میکند.»
این تبادل نظرها و تعریفها در حضور خود ربکا زلوتوفسکی رخ داد؛ او برای نمایش گالای فیلم «A Private Life» به مراکش آمده بود و بهصورت اتفاقی در سالن حضور داشت و با لبخند، تمام گفتوگوی دو بازیگر فیلمش را دنبال میکرد.
گفتوگوی ویرژینی افیرا و کیارا ماسترویانی در جشنوارۀ مراکش، نهتنها نگاهی عمیق به مسیر حرفهای دو ستارۀ اروپایی بود، بلکه تصویری واضح از تنوع شیوههای کارگردانی – از آشوب خلاق ژوستین تریه تا ریاضیات سختگیرانۀ مانوئل دو اولیویرا و جهانسازی خاص ریوسوکه هاماگوچی – و نیز شکلهای تازه روایت زن و فمینیسم در سینمای امروز ارائه داد؛ سینمایی که با آثاری چون «All of a Sudden»، «Parallel Tales»، «Un Peu Avant Minuit» و «Other People’s Children» همچنان در حال تجربهگری و بازتعریف نقش بازیگر و روابط انسانی بر پرده است.





