دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هامجله فرا

۱۰ چهره افسانه‌ای تاریخ که کارهای وحشتناکی کردند!

پشت تاج‌ها، شمشیرها و داستان‌های قهرمانانه، همیشه حقیقتی سیاه و خونین خوابیده است. از پادشاهان محبوب تا فاتحان جاویدان، بیایید حماسه‌هایی را مرور کنیم که اگر بدون سانسور تعریف شوند، بیشتر شبیه فیلم ترسناک می‌شوند تا داستان افتخار. با فرامدیا همراه باشید …

۱. کلئوپاترا: ملکه زیبایی یا آبجوی فامیلی در جشن قتل‌های خانوادگی؟


همه کلئوپاترا را با افسون‌گری، هوش سیاسی و رابطه با سزار و آنتونی می‌شناسند. اما کمتر کسی به پشت صحنه سلطنتش سرک می‌کشد، جایی که حذف فیزیکی رقبای خانوادگی به قدر خوردن خرمای شامی برایش آسان بود. برادرانش، بطلمیوس سیزدهم و چهاردهم، یکی پس از دیگری قربانی شدند. خواهرش آرسی‌نوئه هم اول به معبد تبعید شد و بعد با کمک معشوقش آنتونی، همان‌جا اعدام. اگر کلئوپاترا امروز در خاندان سلطنتی بریتانیا بود، بی‌شک با یک لبخند جلوی کاخ باکینگهام، همه خط وراثت سلطنت را نصف می‌کرد!

۲. کومودوس: وقتی امپراتور روم یک شومن خون‌آلود می‌شود


فیلم Gladiator را دیده‌اید؟ اگر فکر می‌کنید نسخه سینمایی کومودوس اغراق است، باید بگویم نسخه واقعی‌اش حتی ترسناک‌تر بود! این مرد عاشق نمایش دادن خودش در کولوسئوم بود، فقط با یک تفاوت: حریف‌هایش غالباً سربازان زخمی یا شهروندان معلول بودند که لباس گلادیاتور تن‌شان می‌کرد. بعد هم با دریافت معادل ده میلیون دلار امروزی، خزانه روم را چپاول می‌کرد. تازه، خودش را خدای هرکول می‌دانست و شهر را پر از مجسمه‌های خودش کرد—غول خودشیفته، به معنای واقعی کلمه.

۳. آتیلا هون: تروریست شماره یک قرون چهارم و پنجم


لقب «آفت خلق» برای آتیلا اصلاً اغراق نبود. او موج پشت موج سربازانش را روانه شرق و غرب امپراتوری روم می‌کرد و پشت سرش فقط شهرهای سوخته، قحطی و بیماری باقی می‌ماند. به عنوان پادشاه هون‌ها، زندگی مردم برایش تقریباً ارزشی برابر با خاک زیر سُم اسب داشت. بعضی‌ها می‌گفتند او مجازات الهی است، اما احتمالاً همان‌ها در صف اول قربانیانش بودند.

۴. تیمور لنگ: معمار برج‌های جمجمه


تیمور، که به نوعی خود را وارث چنگیزخان می‌دانست، امپراتوری تیموری را با نقشه‌ و خونریزی ساخت. از سوزاندن زنده گرفته تا زنده‌به‌گوری و پرتاب از بلندی، هر مدل مرگ خلاقانه را امتحان کرد. گفته می‌شود برای مرگ دست‌کم ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر مسئول بود. برای تیمور، کشتن تنها یک مأموریت نظامی نبود، بلکه یک پروژه هنری بود! بعد از هر پیروزی، دستور می‌داد برج‌هایی از جمجمه دشمنان به عنوان یادگاری بسازند تا هر وقت دلش گرفت، بنشیند و این آثار “معماری انسانی” را ببیند!. خلاصه اگر روزی هوس کردید وسط بیابان یک برج عجیب ببینید، ترجیحاً دعا کنید که تیمور زنده نباشد!

۵. وو زتیان: ملکه آهنین در لباس ابریشم


تنها زن در تاریخ چین که با عنوان «امپراتور» بر تخت نشست، اما مسیر رسیدنش به قدرت، به اندازه یک فصل کامل از بازی تاج و تخت خون و خیانت داشت. گفته می‌شود حتی حاضر شد نوزاد خودش را بکشد تا امپراتریس وقت را مقصر جلوه بدهد. بعد هم رقبای سیاسی و حتی اعضای خانواده را با فرمان اعدام یا شکنجه حذف می‌کرد. از یک طرف، سد بزرگ جنسیتی تاریخ چین را شکست، از طرف دیگر، چند صد سر هم شکست!

۶. اسکندر مقدونی: نابودگر تبای و فروشنده عمده بردگان

اگر فکر می‌کنی اسکندر فقط با اسب و شمشیر و نقشه‌های درخشان دنیا را فتح کرد، سخت در اشتباهی! اسکندر وقتی فقط ۱۸ سال داشت و هنوز به سن قانونی جوانان امروزی نرسیده بود، شهر تبای را خاک و خون کرد. حدود شش هزار نفر کشته شدند، زن و بچه‌ها به بردگی فروخته شدند. شهر چنان نابود شد که مردم بقیه یونان فهمیدند که اسکندر شوخی ندارد! برای جا انداختن اقتدارش، به شهرهای دیگر هم نشان داد: «اگه قیافه‌ام مثل خدایان نیست، رفتارم هست!» و البته این سیاست وحشت، پایه‌ی امپراتوری عظیم و شهرت جاودانه‌اش شد. هر وقت از عظمت اسکندر شنیدی، یاد تبای بیفت!

۷. هیرود بزرگ: کشتار نوزادان و خانواده‌کشی به سبک سلطنتی


اگر هر وقت اسم «هیرود» را شنیدی فقط یاد ماجرای میلاد حضرت مسیح افتادی، باید بدانی این پادشاه اصلاً اهل مذاکره و تربیت فرزند نبود! هیرود از پارانویا و ترس از دست دادن قدرت رنج می‌برد، تا جایی که حتی چند تا از پسرهای خودش را کشت و هر کسی را که اندکی مشکوک می‌دید، حذف می‌کرد. مشهورترین حرکتش دستور کشتار نوزادان بیت‌لحم بود تا هیچ وارث احتمالی برای سلطنت باقی نماند. اگر امروزه بود، احتمالاً شعارش «اول حذف خانواده، بعد حذف رقبا» بود!

۸. نبوکدنصر دوم: دیوانه‌ی معماری و سلطه‌گری با ویرانی


پادشاه مشهور بابل، خالق باغ‌های معلق و سازنده شهرهای افسانه‌ای، اما در سمت تاریکش، یکی از بزرگ‌ترین ویرانگران و اسیرگیران تاریخ بود. در طول هفت سال جنونش (حداقل طبق اسناد تاریخی و داستان‌های کتب)، اورشلیم را به خاک و خون کشید، معبد سلیمان را ویران کرد و هزاران نفر را به تبعید برد. در امپراتوری او، معماری شگفت‌انگیز روی ویرانه‌ها و استخوان‌ها ساخته شد—دقیقاً شبیه خانه‌ای که اول خرابش کنند بعد بالای آن خانه نو بسازند.

۹. نرون: نوازنده‌ی آتش و جهنم‌ساز


نرون پنجمین امپراتور روم، همان آدمی که طبق افسانه‌ها در حالی که شهر در آتش می‌سوخت، نشسته بود و ساز می‌زد (البته بعضی‌ها می‌گویند فقط آواز می‌خواند، ولی ما ترجیح می‌دهیم تصور کنیم گیتار برقی هم داشت!). بعد از آتش‌سوزی عظیم روم، مسیحیان را مقصر دانست و یکی از وحشیانه‌ترین موج‌های شکنجه و اعدام را برایشان رقم زد: از به صلیب کشیدن و سوزاندن به عنوان مشعل زنده در خیابان تا خوراک حیوانات وحشی شدن در آمفی‌تئاتر. خلاصه اگر دنبال پادشاهی با استعداد موسیقی و جنون جنایت بودی، نرون نمونه کامل است.

۱۰. چنگیزخان: پادشاه نسل‌کشی و وحشت‌فروشی جهانی


چنگیزخان از زندگی در قبیله‌ای کوچ‌نشین به فرمانروایی بزرگ‌ترین امپراتوری پیوسته‌ی تاریخ رسید—اما بهایی که دنیا برای این موفقیت داد، چندان ارزان نبود! لشکرکشی‌های خونین او به چین، خاورمیانه، روسیه و شرق اروپا باعث مرگ بیش از ۴۰ میلیون نفر شد (آمار بعضی محققان حتی بیشتر است). سیاست محبوبش: اگر تسلیم نشوی، دودمانت با خاک یکسان می‌شود و خانواده‌ات هم یا برده یا کشته! زنان در حضور خانواده مورد تعرض قرار می‌گرفتند، بچه‌ها برده می‌شدند و شهرها نابود می‌شدند.

چنگیز به جز فتح سرزمین‌ها، ترس را هم به همه هدیه داد. او حتی کاری کرد که خیلی‌ها آرزو کنند هرگز نام‌شان در تاریخ نیاید، چون اگر با او برخورد می‌کردند، سرنوشت‌شان یا جمجمه‌ی تزئینی بود، یا خاکستر روی زمین‌های مغولستان!

افسانه‌های تاریخ فقط پر از قصه‌ی حماسه و افتخار نیستند؛ گاهی پشت آن تاج و زره و نام بزرگ، جنازه‌ها، خانواده‌های قربانی و نسل‌هایی از ستم‌دیدگان پنهان شده‌اند. هر وقت خواستی قهرمانان را تحسین کنی، یادت باشد که گاهی تاریخ، عاشق سانسور و زیباسازی است!
شما کدام افسانه یا قهرمان تاریخ را می‌شناسید که پشت نقاب افتخار، یک هیولا خوابیده است؟


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا