دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیمجله فرا

۱۵ حقیقت شگفت‌انگیز درباره رنسانس؛ از تولد دوباره هنر تا عجیب‌ترین رسم‌های آن دوران

رنسانس را می‌توان یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ بشر دانست؛ دورانی که نگاه انسان به هنر، علم، معماری، ادبیات، موسیقی و حتی جایگاه خودش در جهان تغییر کرد. اگر جهان امروز را بدون کتاب، روزنامه، نقاشی‌های بزرگ، مجسمه‌سازی، معماری پیشرفته و فناوری تصور کنیم، شاید تصویری بسیار کسل‌کننده و متفاوت داشته باشیم. بسیاری از دستاوردهایی که امروزه در هنر و فرهنگ غرب می‌شناسیم، ریشه در همین تحول بزرگ اروپایی دارند.

رنسانس به معنای «تولد دوباره» است و از ایتالیا آغاز شد؛ سپس به دیگر نقاط اروپا گسترش پیدا کرد. این دوره معمولا از قرن چهاردهم تا قرن شانزدهم یا اوایل قرن هفدهم میلادی در نظر گرفته می‌شود و حد فاصل میان قرون وسطی و عصر مدرن است. در ادامه با ۱۵ حقیقت مهم درباره رنسانس، پنج اثر هنری مشهور این دوره و ۱۵ رسم عجیب آن آشنا می‌شویم.

۱. رنسانس پایان قرون وسطی را رقم زد

رنسانس پایان تدریجی قرون وسطی و آغاز شیوه‌ای تازه برای اندیشیدن و زندگی کردن بود. در این دوره، توجه انسان‌ها از زندگی کاملا مذهبی و ساختارهای سنتی به سوی انسان، طبیعت، دانش، هنر و تجربه‌های فردی نیز معطوف شد.

دوره رنسانس میان قرون وسطی، که تقریبا از قرن پنجم تا پانزدهم میلادی ادامه داشت، و عصر مدرن قرار می‌گیرد. در همین زمان، مفهوم «انسان رنسانسی» شکل گرفت؛ یعنی فردی که در چندین زمینه دانش و مهارت داشت. لئوناردو داوینچی نمونه مشهور چنین انسانی بود، زیرا در نقاشی، مهندسی، کالبدشناسی، معماری و علوم مختلف فعالیت می‌کرد.

اروپا در این دوره شاهد تحولات مذهبی نیز بود. مارتین لوتر با اعتراض به برخی عملکردهای کلیسای کاتولیک، زمینه‌ساز اصلاحات پروتستانی شد. توجه به جغرافیا و سفرهای اکتشافی نیز افزایش پیدا کرد و افرادی مانند کریستف کلمب و واسکو دا گاما مسیرهای تازه‌ای را پیش روی اروپاییان قرار دادند.

ایتالیایی‌ها با مطالعه آثار، ادبیات و فلسفه یونان و روم باستان، دریافتند که جهان باستان نگاه متفاوتی به انسان و زندگی داشته است. همین علاقه به میراث کلاسیک، از قرن چهاردهم به پیشرفت‌هایی در موسیقی، شعر، نقاشی، آموزش و معماری منجر شد.

۲. رنسانس عالی، عصر خلق شاهکارها بود

برخی از برجسته‌ترین آثار تاریخ هنر، از جمله «مونالیزا» اثر لئوناردو داوینچی، «داوود» اثر میکل‌آنژ و «مدرسه آتن» اثر رافائل، در دوره‌ای خلق شدند که به آن «رنسانس عالی» گفته می‌شود. این دوره تقریبا از اواخر قرن پانزدهم تا دهه‌های ابتدایی قرن شانزدهم ادامه داشت و به دلیل تولید آثار هنری استثنایی شهرت پیدا کرد.

با اینکه میکل‌آنژ و لئوناردو داوینچی امروزه مشهورترین هنرمندان رنسانس محسوب می‌شوند، جوتو دی بوندونه نیز نقشی مهم در تغییر مسیر نقاشی داشت. او از سبک بیزانسی رایج در قرون وسطی فاصله گرفت و تلاش کرد انسان‌ها و اشیا را طبیعی‌تر و واقع‌گرایانه‌تر به تصویر بکشد.

لئوناردو داوینچی و میکل‌آنژ برای شناخت بهتر ساختار بدن انسان، به مطالعه کالبدشناسی پرداختند. در آن زمان، کالبدشکافی برای افرادی که پزشک نبودند، معمولا با محدودیت‌های قانونی و مذهبی همراه بود، اما این دو هنرمند به روش‌های مختلف به اطلاعاتی درباره ماهیچه‌ها، استخوان‌ها و اندام‌های بدن دست پیدا کردند. همین شناخت دقیق به آن‌ها کمک کرد پیکر انسان را با جزئیاتی کم‌نظیر در نقاشی و مجسمه‌سازی نمایش دهند.

این دو هنرمند رقیب یکدیگر نیز بودند. در برخی روایت‌ها آمده است که میکل‌آنژ، لئوناردو را به دلیل ناتمام گذاشتن پروژه مجسمه اسب در میلان مورد تمسخر قرار می‌داد.

۳. کتاب مقدس شاه جیمز در دوران پس از رنسانس منتشر شد

کتاب مقدس شاه جیمز، در سال ۱۶۱۱ میلادی منتشر شد؛ بنابراین انتشار آن در مرز میان رنسانس و عصر مدرن قرار می‌گیرد. گروهی از پژوهشگران و مترجمان حدود هفت سال روی ترجمه این اثر کار کردند.

قدرت و نفوذ کلیسا در جامعه آن زمان باعث شد این نسخه از کتاب مقدس به یکی از پرطرفدارترین ترجمه‌ها در جهان انگلیسی‌زبان تبدیل شود. گسترش صنعت چاپ نیز نقش مهمی در انتشار متون مذهبی، علمی و ادبی داشت و باعث شد کتاب‌ها با سرعت و شمار بیشتری در دسترس مردم قرار بگیرند.

۴. واژه رنسانس به معنای تولد دوباره است

واژه «رنسانس» ریشه فرانسوی دارد و به معنای «تولد دوباره» است. این نام به علاقه دوباره مردم اروپا به فرهنگ، فلسفه و هنر یونان و روم باستان اشاره می‌کند.

رنسانس ابتدا در شهرهای ایتالیا شکل گرفت و بعد به کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، هلند، انگلستان و اسپانیا رسید. البته این تحول در همه مناطق اروپا با یک سرعت و شکل یکسان اتفاق نیفتاد. برخی پژوهشگران آغاز آن را به قرن چهاردهم و برخی دیگر پایان آن را تا قرن هفدهم میلادی دنبال می‌کنند.

۵. ثروت ایتالیا به شکوفایی رنسانس کمک کرد

یکی از دلایل مهم آغاز رنسانس در ایتالیا، ثروت شهرهای تجاری این منطقه بود. شهرهایی مانند فلورانس، ونیز، میلان و جنوا از طریق تجارت، بانکداری و تولید ثروت زیادی به دست آورده بودند.

خانواده‌های ثروتمند و حاکمان محلی بخشی از دارایی خود را صرف ساخت بناهای باشکوه، سفارش نقاشی، حمایت از شاعران و پشتیبانی از دانشمندان می‌کردند. به این حامیان مالی «پاترون» یا پشتیبان هنر گفته می‌شد. همین حمایت‌ها فرصت فعالیت را برای هنرمندانی فراهم کرد که بدون پشتیبانی مالی، امکان اجرای پروژه‌های بزرگ را نداشتند.

۶. اختراع چاپ، انتشار ایده‌ها را آسان کرد

یوهانس گوتنبرگ در میانه قرن پانزدهم میلادی دستگاه چاپ با حروف متحرک را در اروپا رواج داد. این اختراع، شیوه تولید و انتشار کتاب را برای همیشه تغییر داد.

پیش از آن، کتاب‌ها معمولا به صورت دستی توسط کاتبان نوشته می‌شدند و تهیه آن‌ها زمان و هزینه زیادی داشت. اما با اختراع چاپ، کتاب‌ها، جزوه‌ها و متون علمی در تعداد بیشتری تولید شدند. در نتیجه، ایده‌های تازه با سرعت بیشتری میان شهرها و کشورها گسترش پیدا کردند.

مهاجرت بسیاری از دانشمندان و ادیبان بیزانسی پس از سقوط قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ نیز به رونق مطالعه متون یونانی و رومی در ایتالیا کمک کرد. این اتفاق در کنار صنعت چاپ، زمینه مناسبی برای رشد ادبیات و علوم فراهم ساخت.

۷. اومانیسم بر ارزش انسان تاکید داشت

رنسانس با گسترش جنبش فکری «اومانیسم» یا انسان‌گرایی همراه بود. فرانچسکو پترارک، شاعر و اندیشمند ایتالیایی، معمولا به عنوان یکی از پایه‌گذاران یا پدران اومانیسم شناخته می‌شود.

اومانیست‌ها بر اهمیت انسان، توانایی‌های فردی، آموزش و مطالعه آثار کلاسیک تاکید داشتند. آن‌ها معتقد بودند شناخت زبان‌های یونانی و لاتین، فلسفه، تاریخ و ادبیات می‌تواند به پرورش انسان‌هایی اخلاق‌مدار و آگاه کمک کند.

در این دوران، رشته‌هایی مانند حسابداری نیز پیشرفت کرد. لوکا پاچولی، ریاضیدان ایتالیایی، با انتشار آثاری درباره حسابداری دوطرفه، نقش مهمی در شکل‌گیری حسابداری مدرن داشت.

۸. خانواده مدیچی از مهم‌ترین حامیان هنر بودند

خانواده مدیچی از ثروتمندترین خاندان‌های بانکدار فلورانس بود. آن‌ها با استفاده از ثروت خود از نقاشان، مجسمه‌سازان، معماران و اندیشمندان حمایت کردند و سهم زیادی در شکوفایی رنسانس ایتالیا داشتند.

فلورانس و رم در این دوره دو مرکز مهم فرهنگی و هنری بودند و نوعی رقابت میان آن‌ها وجود داشت. فلورانس با بانکداری و حمایت خانواده‌هایی مانند مدیچی شناخته می‌شد، در حالی که رم به دلیل حضور پاپ‌ها و سفارش‌های عظیم کلیسایی، به یکی از مهم‌ترین مراکز معماری و نقاشی تبدیل شد.

در بسیاری از نقاشی‌های رنسانس، اعضای خانواده مدیچی یا حامیان آن‌ها حضور دارند. گاهی نیز آن‌ها در پس‌زمینه آثار و با لباس‌های فاخر به تصویر کشیده شده‌اند.

۹. علوم در دوران رنسانس سرعت گرفتند

رنسانس فقط دوره شکوفایی هنر نبود؛ علوم نیز در این زمان با سرعت زیادی رشد کردند. مطالعه طبیعت، ستارگان، بدن انسان، ریاضیات و مهندسی افزایش یافت و برخی دیدگاه‌های سنتی به چالش کشیده شد.

فیلیپو برونلسکی، معمار و مهندس ایتالیایی، در پیشرفت معماری و قوانین پرسپکتیو نقش داشت. گالیله گالیله‌ای با مطالعات نجومی خود نگاه انسان به جهان را تغییر داد. رنه دکارت در فلسفه و ریاضیات تاثیرگذار بود و فرانسیس بیکن نیز بر روش تجربی و مشاهده مستقیم تاکید کرد.

با این حال، اسحاق نیوتن بیشتر به انقلاب علمی پس از رنسانس تعلق دارد و فعالیت اصلی او در اواخر قرن هفدهم انجام شد. به همین دلیل، بهتر است او را از چهره‌های ادامه‌دهنده میراث علمی رنسانس بدانیم، نه یکی از دانشمندان اصلی خود این دوره.

۱۰. برخی قوانین اجتماعی و باورهای آن دوره بسیار عجیب بودند

در بخش‌هایی از اروپا، ازدواج مردان در سنین پایین چندان رایج نبود و بسیاری از مردان تا رسیدن به ثبات مالی و اجتماعی ازدواج نمی‌کردند. زنان نیز گاهی در سنین پایین‌تر ازدواج می‌کردند، هرچند سن ازدواج با توجه به منطقه، طبقه اجتماعی و شرایط خانوادگی تفاوت داشت.

برخی باورهای اجتماعی درباره زنان نیز امروزه عجیب به نظر می‌رسد. در بعضی جوامع، زنان از نواختن سازهای بادی منع می‌شدند، زیرا تصور می‌کردند این کار ظاهر صورت را تغییر می‌دهد. همچنین درباره حضور زنان در پنجره یا نگاه کردن به بیرون، محدودیت‌ها و باورهای اخلاقی مختلفی وجود داشت. البته این قوانین در همه مناطق اروپا یکسان نبودند و نباید آن‌ها را به تمام زنان دوره رنسانس تعمیم داد.

۱۱. فلورانس و رم برای تبدیل شدن به مرکز فرهنگی رقابت می‌کردند

فلورانس و رم امروزه هر دو در ایتالیا قرار دارند، اما در دوران رنسانس هویت و ساختار سیاسی متفاوتی داشتند و برای تبدیل شدن به مهم‌ترین مرکز فرهنگی اروپا رقابت می‌کردند.

فلورانس به لطف خانواده مدیچی و حضور هنرمندان بزرگ به مرکز مهم هنر تبدیل شد. رم نیز با حمایت پاپ‌ها، ساخت کلیساها و سفارش نقاشی‌های بزرگ، به‌تدریج جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد. پروژه‌های عظیمی مانند تزئین کلیسای سیستین، نقش مهمی در افزایش شهرت رم داشتند.

۱۲. دولت‌شهرهای ایتالیایی ثروت زیادی داشتند

در قرن چهاردهم میلادی، تجارت، تولیدات صنعتی و فعالیت بانک‌ها به رشد دولت‌شهرهای ایتالیایی کمک کرد. این شهرها حکومت‌های مستقلی داشتند و هرکدام برای افزایش قدرت و شکوه خود با دیگر شهرها رقابت می‌کردند.

ثروت حاصل از تجارت به ساخت کاخ‌ها، کلیساها، میدان‌ها و بناهای عمومی اختصاص پیدا کرد. حاکمان و بازرگانان نیز برای نمایش قدرت خود، آثار هنری ارزشمند سفارش می‌دادند. این فضای رقابتی، هنرمندان را به خلق آثار بزرگ‌تر و نوآورانه‌تر تشویق می‌کرد.

۱۳. رنسانس دوره گردش آزادانه‌تر اندیشه‌ها بود

پس از سقوط قسطنطنیه، شماری از دانشمندان و ادیبان بیزانسی به شهرهای ایتالیا مهاجرت کردند و نسخه‌هایی از متون یونانی و رومی را با خود بردند. این آثار در دانشگاه‌ها و محافل فکری مطالعه شدند و بر فلسفه، ادبیات و هنر اروپا تاثیر گذاشتند.

از سوی دیگر، اختراع چاپ باعث شد نوشته‌های علمی و ادبی از انحصار گروه‌های محدود خارج شوند. هرچند دسترسی به کتاب همچنان برای همه مردم ممکن نبود، اما نسبت به قرون پیش از آن، ایده‌ها بسیار آسان‌تر جابه‌جا می‌شدند.

۱۴. رنسانس به شمال اروپا نیز رسید

رنسانس فقط به ایتالیا محدود نماند. در مناطقی مانند هلند، آلمان، فرانسه و انگلستان، جنبش‌هایی شکل گرفتند که به آن‌ها «رنسانس شمالی» گفته می‌شود.

هنرمندان شمال اروپا علاوه بر تاثیر گرفتن از ایتالیا، ویژگی‌های خاص خود را حفظ کردند. آن‌ها به جزئیات دقیق، چهره‌پردازی واقع‌گرایانه، مناظر طبیعی و استفاده از رنگ روغن توجه زیادی داشتند. در برخی مناطق نیز سبک گوتیک با نوآوری‌های تازه ترکیب شد.

۱۵. میکل‌آنژ بیشتر مجسمه‌سازی را دوست داشت

نقاشی دیواری سقف کلیسای سیستین یکی از مشهورترین آثار هنری جهان است، اما میکل‌آنژ در ابتدا بیشتر به مجسمه‌سازی علاقه داشت و خود را مجسمه‌ساز می‌دانست.

او در سال‌های ۱۵۰۸ تا ۱۵۱۲ میلادی، مجموعه‌ای عظیم از صحنه‌های کتاب مقدس را روی سقف کلیسای سیستین نقاشی کرد. مشهورترین بخش این مجموعه، «آفرینش آدم» است؛ تصویری که در آن دست خدا و آدم با فاصله‌ای اندک به یکدیگر نزدیک می‌شوند.

میکل‌آنژ در آغاز این پروژه با چند هنرمند دیگر همکاری کرد، اما در ادامه ترجیح داد کار را خودش پیش ببرد. نقاشی سقف کلیسا حدود چهار سال طول کشید و اجرای آن در فضایی نزدیک به هزار مترمربع، فشار جسمی و روحی زیادی برای هنرمند به همراه داشت.

در کنار این ۱۵ حقیقت، پنج اثر هنری نیز بیش از همه با نام رنسانس گره خورده‌اند:

۱. «زایش ونوس» اثر ساندرو بوتیچلی

«زایش ونوس» یکی از مشهورترین نقاشی‌های ساندرو بوتیچلی، نقاش ایتالیایی، است که احتمالا در دهه ۱۴۸۰ میلادی خلق شده است. این اثر، ونوس، الهه عشق در اساطیر روم، را در لحظه‌ای نشان می‌دهد که از آب بیرون آمده و به سوی ساحل می‌رود.

این نقاشی امروزه در گالری اوفیزی شهر فلورانس نگهداری می‌شود. «زایش ونوس» ارتباط نزدیکی با اثر دیگر بوتیچلی، یعنی «بهار»، دارد؛ هرچند این دو نقاشی زوج رسمی محسوب نمی‌شوند. نمایش یک پیکر زن برهنه در مرکز یک اثر بزرگ، در هنر اروپایی آن زمان کم‌سابقه بود و نشان می‌داد هنرمندان رنسانس بار دیگر به اسطوره‌های یونان و روم باستان توجه پیدا کرده‌اند.

۲. «بهار» اثر ساندرو بوتیچلی

«بهار» تابلویی بزرگ با تکنیک تمپرا روی پنل چوبی است که احتمالا در اواخر دهه ۱۴۷۰ یا اوایل دهه ۱۴۸۰ میلادی خلق شده است. در این اثر، گروهی از شخصیت‌های اسطوره‌ای در باغی سرسبز دیده می‌شوند.

با وجود پژوهش‌های فراوان، هنوز تفسیر قطعی و کاملی درباره ارتباط همه شخصیت‌های نقاشی با یکدیگر وجود ندارد. بسیاری از منتقدان معتقدند این اثر به ایده‌های نو-افلاطونی و نگاه فلسفی رایج در فلورانس آن دوران مربوط است. جزئیات فراوان گیاهان و گل‌ها نیز باعث شده «بهار» یکی از نمونه‌های برجسته طبیعت‌پردازی در هنر رنسانس باشد.

۳. «آفرینش آدم» اثر میکل‌آنژ

«آفرینش آدم» یک دیوارنگاره فرسکو است که میکل‌آنژ بین سال‌های ۱۵۰۸ تا ۱۵۱۲ میلادی روی سقف کلیسای سیستین نقاشی کرد. این اثر لحظه‌ای از داستان خلقت را نشان می‌دهد؛ زمانی که خداوند به آدم، نخستین انسان، جان می‌بخشد.

تماس نزدیک اما کامل‌نشده انگشت خدا و آدم، به یکی از شناخته‌شده‌ترین تصاویر تاریخ هنر تبدیل شده است. این نقاشی بخشی از مجموعه‌ای بزرگ درباره داستان‌های کتاب پیدایش است و بارها در آثار هنری، تبلیغات، سینما و فرهنگ عامه بازآفرینی شده است.

۴. «شام آخر» اثر لئوناردو داوینچی

«شام آخر» نقاشی دیواری لئوناردو داوینچی است که بین سال‌های ۱۴۹۵ تا ۱۴۹۸ میلادی در صومعه سانتا ماریا دله گراتزیه در میلان خلق شد. این اثر عیسی مسیح را در کنار دوازده حواری‌اش در لحظه اعلام خیانت یکی از آن‌ها به تصویر می‌کشد.

استفاده استادانه از پرسپکتیو، چیدمان شخصیت‌ها، حرکات دست‌ها و واکنش‌های متفاوت حواریون، از ویژگی‌های مهم این اثر است. لئوناردو برای اجرای نقاشی از روشی متفاوت با فرسکوهای معمول استفاده کرد، اما همین موضوع باعث شد اثر در طول زمان آسیب‌پذیر شود و بارها مورد مرمت قرار بگیرد.

۵. «مونالیزا» اثر لئوناردو داوینچی

«مونالیزا» یا «لبخند ژوکوند»، پرتره‌ای نیم‌قد از زنی است که لئوناردو داوینچی آن را با رنگ روغن روی پنل چوبی کشید. این نقاشی یکی از مشهورترین آثار هنری جهان و نمونه‌ای برجسته از رنسانس عالی محسوب می‌شود.

حالت چهره مرموز، لبخند مبهم، استفاده ظریف از سایه‌روشن و پس‌زمینه خیال‌انگیز، از دلایل شهرت این اثر هستند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند سوژه نقاشی لیزا گراردینی، همسر فرانچسکو دل ژوکوندو، بوده است؛ به همین دلیل در ایتالیا نام «لا جوکوندا» را برای آن به کار می‌برند. با این حال، درباره هویت دقیق مدل و دلیل ناتمام ماندن یا تحویل داده نشدن اثر به خانواده ژوکوندو، همچنان بحث‌هایی وجود دارد. این تابلو اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود.

رنسانس علاوه بر هنر و علم، در مد، پزشکی و سبک زندگی نیز رسم‌هایی عجیب و گاه غیرکاربردی ایجاد کرد. برخی از این عادت‌ها در منابع تاریخی ثبت شده‌اند و برخی دیگر به دلیل روایت‌های اغراق‌آمیز یا برداشت‌های نادرست، نیاز به احتیاط در تفسیر دارند:

۱. برخی ثروتمندان دندان‌های خود را تیره می‌کردند

در بعضی مناطق و دوره‌های تاریخی، دندان‌های تیره یا سیاه با جایگاه اجتماعی و ثروت ارتباط پیدا می‌کرد. این تغییر رنگ گاهی به دلیل مصرف زیاد شکر و پوسیدگی دندان ایجاد می‌شد، اما در برخی فرهنگ‌ها به شکل عمدی نیز انجام می‌گرفت.

با این حال، نسبت دادن این رسم به تمام ثروتمندان اروپا در دوران رنسانس دقیق نیست. سیاه کردن عمدی دندان‌ها در برخی نقاط جهان، از جمله ژاپن، سابقه شناخته‌شده‌تری دارد. در اروپا نیز دندان‌های آسیب‌دیده گاهی با مواد مختلف پوشانده می‌شدند، اما این کار یک رسم عمومی و یکسان در همه مناطق نبود.

۲. تریاق ونیزی دارویی همه‌کاره تصور می‌شد

تریاق ونیزی یا «تِریاکا» معجونی بود که در پزشکی سنتی اروپا به عنوان دارویی برای درمان بیماری‌های مختلف استفاده می‌شد. ترکیبات آن بسته به دستور ساخت متفاوت بود و ممکن بود شامل موادی مانند عسل، گیاهان دارویی، ادویه‌ها، تریاک و در برخی نسخه‌ها گوشت افعی باشد.

در دوره رنسانس، مردم به داروهای ترکیبی، کیمیاگری و اکسیرهای درمانی علاقه زیادی داشتند. تریاق ونیزی نمونه‌ای از باورهای پزشکی آن زمان بود؛ هرچند امروزه بسیاری از ادعاهای درمانی آن از نظر علمی قابل تایید نیستند.

۳. یقه‌های چین‌دار بزرگ نشانه ثروت بودند

یقه‌های چین‌دار بزرگ که در زبان انگلیسی «راف» نامیده می‌شوند، در میان نخبگان اروپایی، به‌ویژه در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، مد شدند. این یقه‌ها از پارچه‌هایی مانند کتان، تور و پارچه‌های ظریف ساخته می‌شدند و گاهی آن‌قدر بزرگ بودند که حرکت دادن سر را دشوار می‌کردند.

راف‌ها بیشتر از آنکه کاربردی باشند، نشانه‌ای از ثروت و جایگاه اجتماعی محسوب می‌شدند. نگهداری و شست‌وشوی آن‌ها نیز دشوار بود و همین موضوع باعث می‌شد تنها افراد مرفه توانایی استفاده منظم از آن‌ها را داشته باشند.

۴. جمجمه در هنر و جواهرات، یادآور مرگ بود

مفهوم لاتین «ممنتو موری» به معنای «به یاد داشته باش که خواهی مرد» در هنر رنسانس و دوره‌های پس از آن دیده می‌شد. جمجمه، استخوان‌های ضربدری، ساعت شنی و شمع خاموش از نمادهایی بودند که گذرا بودن زندگی و حتمی بودن مرگ را یادآوری می‌کردند.

این نمادها در نقاشی‌ها، جواهرات، اشیای تزئینی و حتی پرتره‌ها به کار می‌رفتند. هدف آن‌ها ایجاد ترس نبود، بلکه دعوت انسان به فروتنی و توجه به ناپایداری ثروت و زندگی بود.

۵. زنان ونیزی کفش‌های سکویی چاپین می‌پوشیدند

«چاپین» کفشی سکویی و بسیار بلند بود که زنان ونیزی در دوره رنسانس از آن استفاده می‌کردند. این کفش‌ها گاهی ارتفاع زیادی داشتند و راه رفتن با آن‌ها بدون کمک دشوار بود.

چاپین علاوه بر افزایش قد، لباس را از گل‌ولای خیابان دور نگه می‌داشت و نشانه‌ای از جایگاه اجتماعی به حساب می‌آمد. هرچه کفش بلندتر و پرزرق‌وبرق‌تر بود، می‌توانست ثروت و موقعیت بالاتر فرد را نشان دهد.

۶. اسپرتزاتورا، هنر بی‌زحمت به نظر رسیدن بود

مفهوم «اسپرتزاتورا» در کتاب «درباری کامل» نوشته بالداسار کاستیلیونه مطرح شد. این واژه به توانایی انجام دادن کارهای دشوار با ظاهری طبیعی و بدون زحمت اشاره داشت.

بر اساس این دیدگاه، فرد ایده‌آل دربار باید در گفتگو، ورزش، موسیقی و رفتار اجتماعی مهارت داشته باشد، اما نباید تلاش خود را آشکار کند. او باید چنان رفتار کند که گویی همه توانایی‌هایش ذاتی و آسان هستند؛ حتی اگر پشت آن‌ها ساعت‌ها تمرین و تلاش پنهان شده باشد.

۷. کدپیس به نمادی از مردانگی تبدیل شد

در پوشاک مردان اروپایی، به‌ویژه در قرن‌های پانزدهم و شانزدهم، پوششی به نام «کدپیس» برای ناحیه کشاله ران استفاده می‌شد. این پوشش در ابتدا کاربردی داشت، اما به‌تدریج در برخی لباس‌ها به شکل اغراق‌آمیز، بزرگ و تزئین‌شده درآمد.

کدپیس می‌توانست نمادی از مردانگی، قدرت و جایگاه اجتماعی باشد. این بخش از لباس با زره‌ها و لباس‌های درباری نیز ترکیب می‌شد و گاهی با پارچه‌های گران‌قیمت و تزئینات فلزی ساخته می‌شد.

۸. سربندهای بلند هنین، مد اشرافی زنان بود

«هنین» سربندی مخروطی یا کشیده بود که در اواخر قرون وسطی و آغاز دوره رنسانس، به‌ویژه در میان زنان اشراف، رواج داشت. برخی از این سربندها بسیار بلند بودند و با پارچه، تور یا حجاب‌های بلند پوشانده می‌شدند.

این مدل پوشش نمادی از مد اشرافی و جایگاه اجتماعی بود. هرچند درباره ارتفاع دقیق آن‌ها در روایت‌های عامه اغراق‌هایی وجود دارد، اما بدون شک هنین از غیرکاربردی‌ترین و چشمگیرترین عناصر پوشاک آن دوران به شمار می‌رفت.

۹. وومیتوریوم اتاقی برای استفراغ نبود

«وومیتوریوم» واژه‌ای لاتین برای گذرگاه‌هایی در آمفی‌تئاترها و ورزشگاه‌های روم باستان بود. این راهروها برای ورود و خروج سریع تماشاگران طراحی شده بودند.

در دوره‌های بعد، این واژه به اشتباه به اتاقی نسبت داده شد که افراد ثروتمند در آن غذا می‌خوردند و برای ادامه ضیافت خود را وادار به استفراغ می‌کردند. چنین تصوری در فرهنگ عامه بسیار مشهور است، اما معنای تاریخی و معماری وومیتوریوم ارتباطی با این کار ندارد.

۱۰. کفش‌های نوک‌تیز میان زنان و مردان محبوب بود

کفش‌های نوک‌تیز و کشیده در برخی دوره‌های اروپایی، میان زنان و مردان رواج داشتند. طول نوک کفش گاهی به حدی می‌رسید که راه رفتن را دشوار می‌کرد و استفاده‌کننده برای حفظ تعادل به کمک نیاز داشت.

این کفش‌ها مانند بسیاری از عناصر مد رنسانس، بیشتر از آنکه کاربردی باشند، جایگاه اجتماعی را نشان می‌دادند. کفش‌های غیرعملی و گران‌قیمت، به نوعی اعلام می‌کردند که صاحب آن به کارهای دستی و فعالیت‌های سخت روزانه مشغول نیست.

۱۱. کلاه‌گیس‌های پودری بیشتر به دوره‌های بعد مربوط هستند

کلاه‌گیس‌های پودری معمولا با اشراف قرن هفدهم و هجدهم میلادی شناخته می‌شوند و در بخش پایانی رنسانس به شکل گسترده رواج نداشتند. این کلاه‌گیس‌ها با پودر سفید، روبان و تزئینات مختلف آراسته می‌شدند و نشانه‌ای از جایگاه اجتماعی بودند.

رنگ سفید کلاه‌گیس با پاکیزگی، نظم و ظرافت ارتباط داشت و نگهداری از آن نیز هزینه و زمان زیادی می‌خواست. بنابراین بهتر است کلاه‌گیس پودری را بیشتر متعلق به دوره پس از رنسانس بدانیم.

۱۲. دامن‌های فارتینگیل، فرم زنگوله‌ای ایجاد می‌کردند

در اواخر قرن شانزدهم، دامن‌هایی به نام «فارتینگیل» در میان زنان اشراف رواج داشت. این دامن‌ها به کمک حلقه‌ها، نوارهای سفت یا سازه‌های مخصوص، پهن و زنگوله‌ای می‌شدند.

عرض برخی از آن‌ها به اندازه‌ای بود که عبور از درگاه‌ها یا نشستن در فضاهای کوچک را دشوار می‌کرد. فارتینگیل‌ها نمونه‌ای از لباس‌هایی بودند که بیش از راحتی، بر نمایش ثروت، ظرافت و جایگاه اجتماعی تاکید داشتند.

۱۳. پنجره‌های کوچک فروش شراب در ایتالیا

در برخی شهرهای ایتالیا، پنجره‌های کوچک و ویژه‌ای به نام «بوکته دل وینو» یا «پنجره‌های شراب» وجود داشتند. از طریق این پنجره‌ها، فروشندگان می‌توانستند شراب یا مواد غذایی را به مشتریان تحویل دهند.

برخی از این پنجره‌ها در دوره‌های شیوع بیماری، از جمله همه‌گیری طاعون، برای کاهش تماس مستقیم میان فروشنده و خریدار مورد استفاده قرار گرفتند. این سازه‌ها نمونه‌ای از راه‌حل‌های ساده و کاربردی برای ادامه تجارت در شرایط دشوار بودند.

۱۴. خنده گاهی بخشی از درمان تصور می‌شد

پزشکی رنسانس همچنان بر نظریه اخلاط چهارگانه تکیه داشت. بر اساس این دیدگاه، سلامت انسان به تعادل میان مایعات اصلی بدن وابسته بود. برخی پزشکان و اندیشمندان معتقد بودند خنده می‌تواند روحیه را تقویت کند و بر وضعیت جسمی تاثیر بگذارد.

البته این باور با مفهوم «خنده‌درمانی» مدرن تفاوت زیادی دارد. در آن زمان، خنده بیشتر بخشی از دیدگاه کلی درباره تاثیر حالات روحی بر بدن بود، نه یک روش درمانی علمی و مستقل برای بیماری‌ها.

۱۵. نگهداری از حیوانات عجیب نشانه تجمل بود

اشراف اروپایی به نگهداری از حیوانات غیرمعمول علاقه داشتند. پرندگان، میمون‌ها، سگ‌های کوچک، گربه‌ها و برخی حیوانات وارداتی گاهی به عنوان حیوان خانگی یا وسیله‌ای برای نمایش ثروت نگهداری می‌شدند.

ادعاهایی درباره نگهداری «موش‌های صحرایی غول‌پیکر» به عنوان حیوان خانگی در میان زنان نجیب‌زاده وجود دارد، اما این ادعا را نمی‌توان به‌طور قطعی به همه جوامع رنسانس نسبت داد. با این حال، علاقه اشراف به حیوانات عجیب و کمیاب واقعیت داشت و چنین حیواناتی می‌توانستند نشانه دسترسی به تجارت بین‌المللی و ثروت زیاد باشند.

رنسانس فقط دوره‌ای از نقاشی‌های زیبا و ساختمان‌های باشکوه نبود؛ این دوره شیوه نگاه انسان به دانش، طبیعت، بدن، دین و جامعه را نیز تغییر داد. از اختراع چاپ و رشد علم گرفته تا حمایت خانواده‌هایی مانند مدیچی و خلق آثاری چون «مونالیزا» و «آفرینش آدم»، تاثیر رنسانس همچنان در فرهنگ و تمدن امروز دیده می‌شود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا