دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال های ترکی

پوستر کاراکترهای Hayatımın Şansı (شانس زندگی من) ، با شخصیت‌های سریال بیشتر آشنا شوید

امشب «شانس زندگی من» (Hayatımın Şansı) به قلم بکیر باران سیتکی و با حضور جمال شان بر صندلی کارگردانی روی ایر خواهد رفت …

در شانس زندگی من؛ یونجا (شیفنور گل) یک مادر جوان در اواسط بیست سالگی است که سعی می کند با کوچکترین دخترش ساره راهی برای حفظ زندگ خود پیدا کند. او از یک سو به تنهایی با سختی های زندگی دست و پنجه نرم می کند، از سوی دیگر با پرونده حضانت پدر بیولوژیک ساره دست و پنجه نرم می کند. وقتی همه چیز به بن بست می رسد، او پیشنهادی شگرف دریافت می کند. اکنون زندگی جدیدی برای یونجا آغاز می شود. اما او نمی داند که هنگام فرار از باران، گرفتار تگرگ خواهد شد. تاریخ پخش سریال به زودی اطلاع رسانی خواهد شد.

یونجا (شفینور گل)

او یک مادر مجرد است که با دخترش ساره زندگی می کند. فردی استوار و با اراده است. او از دوران کودکی با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کرد که وی نا امید و خشمگین کرد. او در سن بسیار پایین باردار شد، نتوانست مدرسه خود را ادامه دهد و تمام زندگی خود را وقف دخترش ساره کرد. پس از فوت مادرش (دو ماه قبل)، او با دخترش تنها ماند. تنها چیز مهم در زندگی شادی دخترش است. با وجود تمام مشکلات، وقتی آلپای، معشوق سابق یونجا، پرونده حضانت تشکیل می دهد، خوشحالی مادر و دختر زیر و رو می شود. او باید در دادگاه ثابت کند که برای دخترش زندگی خوبی فراهم کرده و با شرایط بهتر شغلی پیدا می کند. از این نقطه سفر یونجا آغاز می شود… او پا به یک زندگی مافیایی، جنایی و پلیسی خواهد گذاشت…

روزگار (اَلیکِن یوجسوی)

روزگار شخصیتی بی باک، سرسخت و مغرورانه دارد… به همین دلیل با اقتدار سختی هایی را تجربه می کند. او کاملاً مستعد تسلیم شدن در برابر احساسات، به ویژه خشم خود است. زندگی برای او با خطوط تیزی مانند خوب و بد، سیاه و سفید تقسیم می شود. او با عزم راسخ در مسیری که به آن اعتقاد دارد پیش می رود. اگرچه او ممکن است در ظاهر سرسخت به نظر برسد، اما بسیار دلسوز و خوش قلب است.

همسرش مروه به خاطر جاه طلبی ها و اشتباهاتی که مرتکب شد وی را ترک کرد و پسرش دنیز را با خود برد. تنها چیزی که روزگار می خواهد این است که روزی به پسرش بپیوندد، اما متأسفانه، مظهر، مردی که مروه با او ازدواج کرد، مانع از این کار می شود.

ساره (هیرا سو ییلدیز)

تنها دختر یونجا. او یک کودک مثبت اندیش ، بامزه و کاملاً باهوش است، همه را دوست دارد و از چیزهای کوچک خوشحال است. او هم باهوش است و هم نسبت به سنش بالغ. حس قوی و مثبتی نسبت به مردم دارد. او مانند مادرش ناظر خوبی است. از بودن در کنار مادرش خوشحال است.

تورگای مورال (موسی اوزونلار)

دست راست مظهر. او مهره خوبی است. او می‌داند چگونه خود را نشان دهد. تورگای که از کودکی درگیر کارهای غیرقانونی بوده، در طول سالیان متمادی در این دنیا موفق می شود که دست راست مظهر باشد. به همین دلیل حتی از ابراز محبت و توجه به دخترانش چشم پوشی کرد. چند ماه قبل، او حقیقت بزرگی را در مورد خودش می‌فهمد. این واقعیت برای او نقطه عطفی می شود و خود را مقابل وجدانش می بیند. تصمیمی که او در پایان حسابرسی از خود خواهد گرفت به زودی هم خود و هم دخترانش را در یک دوراهی بزرگ قرار خواهد داد.

دوغا مورال (توغچه یولجو)

دوغا کافه خود را اداره می کند، سخت کوش، بالغ، باهوش و صبور است. او وظایف خود را می داند. او آنقدر کینه توز است که نمی تواند اشتباهاتی را که در حقش انجام شده فراموش کند. تنها چیزی که او می خواهد داشتن یک زندگی ساده، ازدواج و بچه است. اما معشوق سابق او، ارمان، که زمانی با پدرش کار می کرد، دست از سر او بر نمی‌دارد. ارمان نه تنها هر مردی را که با دوغا سروکار دارد تهدید می کند، بلکه باعث می شود که وی را ترک کنند. اما هر اتفاقی که بیفتد، دوغا مصمم است از دنیای تاریک او دور بماند.

بورجو مورال (اصلیهان کاپان شاهین)

خواهر دوغا؛ او به عنوان حسابدار در یک شرکت کار می کند. او فردی با اعتماد به نفس، برونگرا، سرگرم کننده است. در حالی که زندگی او در مسیر عادی خود پیش می رود، زندگی او با اشتباهی که به خاطر دوست پسرش مرتکب شد، زیر و رو می شود. علاوه بر این، هنگامی که این وضعیت بر خواهر بزرگتر او، دوغا تأثیر می گذارد، زندگی هر دوی آنها به سمت مسیری کاملاً متفاوت شروع می شود.

مظهر (ارکان اوجی)

همسر جدید مروه … ناپدری دنیز. او صاحب شرکت های لجستیک بین المللی است… او به نظر یک تاجر محترم است، اما در واقع این شرکت ها پوششی برای پنهان کردن تجارت غیرقانونی و پولشویی هستند. مظهر فردی است که پله های دنیای مافیا را از پایین به بالا طی کرده، به اوج رسیده و توانسته تصویر یک تاجر محترم را ترسیم کند. مروه و دنیز، خط قرمز اوست.

پوستر سایر کاراکترها :


نوشته های مشابه

2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا