نقد و بررسی سریال «The Veil» (نقاب): بازی درخشان الیزابت ماس اما محصولی فاجعهبار برای هولو

«The Veil» (نقاب) ؛ سریال جاسوسیِ هیجانانگیز استیون نایت با بازی برندهی دو جایزهی امی، الیزابت ماس، در نقش یک مأمور اطلاعاتی بریتانیایی به تصویر کشیده میشود که مأموریت دارد رهبر مظنون داعش را که قصد حمله به آمریکا را دارد، از پا درآورد.
به ندرت پیش میآید که به سلیقهی یک ستاره فراتر از بازیگریاش اعتماد کنید؛ بازیگری که ثابت کرده در انتخاب پروژههای باکیفیت به اندازهی نقشهای فردیِ بهیادماندنی، باوجدان است. به سادگی جولیا لوئی-درایفوس یا کری کانهای زیادی با رزومههای بینقص یا میانگین فوقالعادهای در حد تالار مشاهیر وجود ندارند. اما الیزابت ماس یکی از آنهاست.

او بهعنوان بازیگر نقش اولِ سریالهای تلویزیونی، هدایت برخی از بهترین برنامههای عصر مدرن را بر عهده داشته است: هفت فصل استادانهی «مد من»، دو فصل خیرهکنندهی «بالای دریاچه»، یک فصل تکاندهندهی «سرگذشت ندیمه» (و چند فصل دیگر که به تنهایی آنها را پیش برد) حتی تنها تجربهی ناموفق او هم جزئی است: سریال «دختران درخشان» محصول ۲۰۲۲ اپل تیوی پلاس، بیشتر از عدم تحویل گرفته شدنش، جذاب و بهتر است. علاوه بر این، این سریال در میان کارهای سینمایی قوی او («ما»، «شرلی»، «مرد نامرئی») که برازندهی برند درجه یک او هستند، به نمایش درآمد. او ثابت کرده که ارزش وقت و توجه شما، هزینهی بلیت و اشتراک شما را دارد – اگر در کارزار انتخاباتی بود، لقب او میتوانست «ماسِ بدون باخت» باشد.
بنابراین، گزارش دادن اینکه «نقاب» روند موفقیتهای او را متوقف میکند، مرا خوشحال نمیکند. نه تنها سریال جاسوسی استیون نایت یک پسرفت ناراحتکننده نسبت به آنچه از سریالهایی با بازی ماس انتظار داریم، است، بلکه این سریال شش قسمتی برای خود ژانر جاسوسی هم پسرفت محسوب میشود. رازهایی که به طرز ضعیفی پنهان شدهاند، با جاسوسیهای سهلانگارانه ترکیب شده و با کلیشههای منسوخشدهای تکمیل میشوند که یک تلاش فراموششدنی را به یک محصول به یاد ماندنی زشت تبدیل میکنند. ماس که به دلایل نامشخص لهجهی بریتانیایی به خود گرفته است، تمام تلاشش را میکند تا با بازیگری خود را از این وضعیت ناامیدکننده بیرون بکشد، اما حتی با استعداد قابل توجه او، بالا بردن این «نقاب» کار درستی نیست.

ماس در نقش ایموگن سالتر (اگرچه ممکن است اسم واقعی او نباشد) بازی میکند، یک مأمور MI6 از آن دسته که «نمیتواند متوقف شود/متوقف نخواهد شد» که مأموریت بعدی خود را درست در همان فرودگاهی که مأموریت قبلیاش را تمام کرده است، تحویل میگیرد. ایموگن که به خاطر انعطافپذیریِ نامحسوسش شناخته میشود، به خودش میبالد که میتواند برای کشف حقیقت به هر کسی نزدیک شود. او باعث میشود مردم به او اعتماد کنند، به نظر میرسد (عمدتا) با خواندن شخصیتهایشان و بازتاب هر چیزی که باعث صحبت کردن آنها شود.

آخرین هدف او تأیید یک هویت است: عدیله الریس (یومنا ماروان) در کمپ پناهندگان در مرز سوریه و ترکیه زندگی میکند، زمانی که زنان دیگر اردوگاه متوجه میشوند او بسیار شبیه به یک عضو داعش است که آنها او را مسئول کشتن شوهران و فرزندانشان میدانند. عدیله که از طرف مقامات سازمان ملل در محل، به طور موقت تحت حمایت قرار گرفته است، میداند که این فقط یک مسألهی زمان است تا دشمنانش به او برسند، که این موضوع ایموگن را در یک برنامهی زمانی فشرده قرار میدهد. او باید او را بیرون بکشد، تأیید کند که او یک مقام رسمی داعش است، و… اوه بله، باعث شود عدیله حملهی برنامهریزیشدهاش به آمریکا را اعتراف کند.

بنابراین، واقعاً دو ساعتِ شمارش معکوس وجود دارد، اما تایمر اولی حتی به صفر نزدیک هم نمیشود. ایموگن با سرعتی بدونِ هیچگونه تنشی و با تاکتیکهای غیرقابل قبولی، عدیله را از اردوگاه بیرون میکشد. هیچ مشکل آب و هوایی، هیچ خرابی ماشینی، هیچ مانعی برای او در جهت به دست آوردن تحت تعقیبترین مظنون تروریست در جهان وجود ندارد. برای مثال، افرادی که عدیله را نگه داشتهاند را در نظر بگیرید. مسئول یونیفرمپوش سازمان ملل نمیداند ایموگن برای چه کسی کار میکند یا قصد انجام چه کاری را دارد، اما به او گفته شده است که «کسی» در راه است، بنابراین او کاملاً مشتاق کمک به کسی است که رؤسایش در مورد او به او هشدار دادهاند.
با این وجود، ایموگن همچنان به فریب دادن او اصرار دارد. برای اینکه مخفیانه برود و عدیله را پیدا کند، او این دروغِ مسخره را سر هم میکند: تولد اوست و او باید یک تماس زوم برقرار کند، در غیر این صورت مادرش نگران خواهد شد.
(!!!، آیا آنها مجبور بودند این را در مدرسهی جاسوسی به تو یاد بدهند؟) نایت یک سوءقصد فوقالعاده راحت را هم چاشنی کار میکند – به نظر میرسد پناهندگان گرسنه، آدمکشانی را با شمارهگیری سریع در اختیار دارند – تا مجموعهی منحصربهفرد مهارتهای ایموگن را به رخ بکشد، که… خوب هستند، اما به اندازهای که در منطق برای دیدن او در حال اجرا نیاز است، ارزش ندارند.

مهم این است که ایموگن و عدیله را به صحبت وادار کنیم، بنابراین زمانی که آنها در یک ماشین گیر کردهاند، کمی امید برای «نقاب» وجود دارد. (بعد از قسمت اول، فکر میکردم که شاید در انتظار دنبالهای معنوی برای فیلم ۲۰۱۳ نایت، «لاک»، باشیم که تقریباً به طور کامل در داخل ماشینی که تام هاردی رانندگی میکند، اتفاق میافتد.) ایموگن یک بازجوی حرفهای است. عدیله ممکن است یک طراح اصلی عملیات تروریستی باشد، یا ممکن است یک قربانی بیگناه باشد که مقامات را از تهدید واقعی منحرف میکند. بیایید ببینیم این دو چطور زیر پوست هم میروند. خب، این هم هرگز به طور واقعی اتفاق نمیافتد، به این دلیل که نایت آنقدر روی گمراهکنندگی تمرکز دارد که از توسعهی هر یک از شخصیتها غافل میشود.
این بسیار دشوار است که تماشاگران را به دو نفری که ممکن است هر بار که دهانشان را باز میکنند دروغ بگویند، علاقهمند کنید، و «نقاب» در تلاش است تا آنچه واقعاً مهم است را در میان رفتوآمدهای طولانی ایموگن و عدیله منتقل کند. آنچه که به دست میآید یا کلیشهای است یا تکهتکه ؛ در حالی که هویت واقعی عدیله نسبتاً زود (و ماروان تمام تلاشش را میکند تا هر دو روی یک سکهی بیصورت را بازی کند) فاش میشود، او هرگز فراتر از نقشش در این داستان پرداخته نمیشود، و قسمت آخر او را به گونهای کنار میزند که فقدان فردیت او را روشن میکند (از جمله پایانی آزاردهنده و پسرفتکننده).
در همین حال، به ایموگن بیش از حد پیشینه داده شده است. شیاطین شخصی که در طول این مأموریت به ظاهر نامرتبط کشف میشوند، با کارهای در دست انجام هماهنگ نمیشوند و هر قسمت به طور فزایندهای از تعادل خارج میشود تا اینکه در پایان، به معنای واقعی کلمه با چرخیدن ماس به دور خودش، صحبت کردن با خودش و تلاش برای برقراری ارتباط هر آنچه که میتواند در یک مونولوگ پایانی بزرگ، اوج میگیرد.
اینکه تلاشهای فوقالعادهی او بلافاصله با صحنهی پایانی سریال تضعیف میشود، تقریباً بیربط است، اما این تلاش ناقص برای راهاندازی فصلهای بیشتر از «نقاب» موفق میشود دقیقاً تأکید کند که چرا افایکس (و ماس) باید ضررهایشان را کم کنند. هر روندِ خوبی به پایان میرسد. هر بازیگری در نهایت یک نقش ضعیف را ارائه میدهد، و ماس هنوز هم بازیگر فوقالعادهای است. او فقط باید یک روند موفقیتآمیز جدید را آغاز کند.
«نقاب» (The Veil) با دو قسمت در روز سهشنبه، ۳۰ آوریل از هولو آغاز شد. قسمتهای جدید تا پایانبندی در ۲۸ می به صورت هفتگی منتشر میشوند.






