دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
انتخاب سردبیرسینما و تلویزیونلیست

ده فیلم تاریخی غیردقیق هالیوود ؛ واقعیت‌هایی که قربانی درام شدن …

هالیوود به طور مداوم از آزادی‌های خلاقانه در روایت تاریخ بهره می‌برد. در ادامه، به بررسی فاجعه‌بارترین لحظاتی خواهیم پرداخت که در آن‌ها واقعیت‌ها به خاطر درام قربانی شده‌اند.

از پل‌های ناپدیدشده در نبرد استرلینگ گرفته تا آتش‌سوزی‌های خیالی در کلیساها، این صحنه‌ها ممکن است سرگرم‌کننده باشند، اما مطمئناً با واقعیت سازگاری ندارند. کدام نادرستی تاریخی شما را بیشتر عصبانی می‌کند؟ در این شمارش معکوس، به بررسی نبرد استرلینگ بدون پلِ مل گیبسون، نبرد ترموپیل زک اسنایدر، قتل‌عام خیالی در فیلم «میهن‌پرست»، نجات رمانتیک در انیمیشن «پوکاهونتاس» و ناهنجاری‌های تکنولوژیکی مایکل بی در فیلم «پرل هاربر» خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید و در قسمت نظرات به ما بگویید که کدام نادرستی تاریخی شما را بیشتر آزار می‌دهد!

شماره ۱۰: نبرد واترلو | «ناپلئون» (۲۰۲۳)

این نبرد آخرین ایستادگی ناپلئون بود که در آن با دوک ولینگتون روبرو شد. ناپلئون اشتباهات متعددی مرتکب شد، اما ولینگتون اشتباهات کمتری داشت و در نهایت ناپلئون بود که مبارزه را باخت. ریدلی اسکات تصویری کاملاً متفاوت از این واقعه ارائه می‌دهد. ناپلئون در واقع فرماندهی حمله سواره‌نظام را در واترلو بر عهده نداشت و قرار بود تنها بر آن نظارت کند. شواهد نشان می‌دهد که او در آن زمان به دلیل هموروئید در وضعیت نامناسبی قرار داشت و رهبری سواره‌نظام چندان محتمل به نظر نمی‌رسید. همچنین، در فیلم، یک تک‌تیرانداز بریتانیایی گلوله‌ای به کلاه ناپلئون شلیک می‌کند، در حالی که نبرد واترلو ۳۹ سال قبل از اختراع اولین تفنگ تک‌تیرانداز رخ داده است. نادرستی‌های تاریخی دیگری نیز در این فیلم وجود دارد که در اینجا نمی‌توانیم به همه آن‌ها بپردازیم.

شماره ۹: سخنرانی جان کوئینسی آدامز | «آمیستاد» (۱۹۹۷)

«آمیستاد» فیلمی تکان‌دهنده درباره وحشت‌های برده‌داری است. در حالی که این فیلم جذابیت خاصی دارد، اما به اندازه‌ای که انتظار می‌رود دقیق نیست. پرونده دادگاه به‌گونه‌ای که در فیلم ارائه شده، لحظه‌ای مهم برای طرفداران لغو برده‌داری نبوده است. جان کوئینسی آدامز نیز در فیلم سخنرانی نمادین و قدرتمندی دارد که در واقع بیشتر بر اساس قانون اساسی و قوانین بین‌المللی بوده است. همچنین، این فیلم آدامز را به‌عنوان تنها ناجی آفریقایی‌ها معرفی می‌کند و نقش دیگر شخصیت‌ها را کم‌رنگ می‌کند. در حالی که آدامز مخالف برده‌داری بود، ولی هرگز طرفدار لغو آن نبود.

شماره ۸: صحنه فرودگاه | «آرگو» (۲۰۱۲)

در سال ۱۹۸۰، افرادی از کانادا و ایالات متحده برای کمک به شش دیپلمات آمریکایی به ایران رفتند. «آرگو» این عملیات را به تصویر می‌کشد، اما نمی‌تواند نقش اساسی کانادایی‌ها را به‌خوبی نشان دهد. غیر دقیق‌ترین صحنه فیلم به‌احتمال زیاد فرار پرهیاهوی آن‌ها از فرودگاه است. در فیلم، آن‌ها با مشکلات دراماتیک متعددی مواجه می‌شوند، در حالی که در واقعیت آن‌ها با سر و صدای بسیار کمتری از فرودگاه عبور کردند. همچنین، سکانس تعقیب و گریز پرتنش کاملاً ساختگی است. بهتر است «آرگو» را به‌جای یک داستان تاریخی، به‌عنوان داستانی الهام‌گرفته از تاریخ در نظر بگیریم.

شماره ۷: گلوله جادویی | «جی اف کی» (۱۹۹۱)

این فیلم به قدری نادرست بود که انتقادات از آن ۶ ماه قبل از اکران آغاز شد. این فیلم بر تحقیقات پیرامون ترور جان اف کندی متمرکز است و اکنون به‌طور کلی پذیرفته شده که پر از نادرستی‌های تاریخی است. بدترین تخلف بدون شک صحنه گلوله جادویی است که نظریه‌ای بود که توسط کمیسیون وارن ارائه شد و در فیلم نشان می‌دهد که یک گلوله نمی‌تواند این‌قدر آسیب داخلی وارد کند. در واقع، این استدلال با شواهد بالستیک و پزشکی تأیید شد. در فیلم، تئوری تک گلوله، حتی اگر کارشناسان آن را قابل قبول بدانند، کلیدهای اصلی و برخی واقعیت‌ها را حذف کرده است.

شماره ۶: نینجاها در برابر سامورایی‌ها | «آخرین سامورایی» (۲۰۰۳)

این فیلم روایت‌گر شورش ساتسوما، شورش سامورایی‌ها علیه دولت میجی در سال ۱۸۷۷ است. شخصیت تام کروز در این فیلم ساختگی است، هرچند که بر اساس افسران گارد فرانسوی درگیر در جنگ قبلی ژاپن الهام گرفته شده است. «آخرین سامورایی» همچنین عواملی که باعث شورش شده‌اند را به‌طور کامل اشتباه درک می‌کند. به‌علاوه، تصویرسازی نینجاها در این فیلم عمدتاً تخیلی است. اگرچه نینجاها وجود داشتند، اما عمدتاً به دوران گذشته مربوط می‌شوند و در این فیلم هیچ شباهتی به واقعیت ندارند.

شماره ۵: حمله به پرل هاربر | «پرل هاربر» (۲۰۰۱)

حمله غافلگیرانه ژاپنی‌ها به پرل هاربر یک تراژدی بزرگ بود که مایکل بی تصمیم گرفت آن را به یک داستان عاشقانه تبدیل کند. بسیاری از بازماندگان پرل هاربر از صحت این فیلم انتقاد کردند. کل صحنه‌های حمله تا حد زیادی دور از واقعیت است. به‌عنوان مثال، ناوهای هواپیمابر مورد استفاده ژاپنی‌ها در این فیلم در واقع توسط نیروی دریایی آمریکا مورد استفاده قرار می‌گرفتند. همچنین از فناوری‌هایی مانند جت‌پک‌ها و عرشه پرواز زاویه‌دار استفاده کردند که هنوز اختراع نشده بودند. ایالات متحده در آن زمان هواپیماهای P-40 داشت، اما فیلم از P-40N استفاده می‌کند، هواپیمایی که دو سال پس از پرل هاربر اختراع شده است.

شماره ۴: نجات جان اسمیت توسط پوکاهونتاس | «پوکاهونتاس» (۱۹۹۵)

یکی از معروف‌ترین سکانس‌های این فیلم زمانی است که پوکاهونتاس جان اسمیت را از اعدام نجات می‌دهد. این واقعیت یک موضوع تاریخی بحث‌برانگیز است. گزارش‌های جان اسمیت نشان می‌دهند که او هرگز در زمان دستگیری در معرض خطر اعدام نبوده است. همچنین پوکاهونتاس در آن زمان حدود ۱۰ سال سن داشت و جان اسمیت ۱۷ سال بزرگتر بود. هیچ مدرکی وجود ندارد که آن‌ها هرگز رابطه عاشقانه‌ای داشته‌اند. این فیلم همچنین تصویری نادرست از مردم پوهاتان به نمایش می‌گذارد و به‌نوعی تأثیر مخرب استعمار را نادیده می‌گیرد.

شماره ۳: صحنه کلیسا | «میهن‌پرست» (۲۰۰۰)

مل گیبسون در این درام جنگی انقلاب آمریکا نقش اصلی را ایفا کرده است. کاراکتر گیبسون بر اساس چهار مرد واقعی از جمله فرانسیس «سوامپ فاکس» ماریون ساخته شده است. این فیلم بریتانیایی‌ها را به‌عنوان موجودات خشن تمام‌عیار معرفی می‌کند، اما در واقع، ماریون و افراد مشابه او نیز به همان اندازه ظالم بودند. جنجالی‌ترین صحنه این فیلم، نشان دادن بریتانیایی‌ها به‌عنوان کسانی است که آمریکایی‌ها را در یک کلیسا حبس کرده و آن را به آتش می‌کشند. هیچ سابقه تاریخی مبنی بر ارتکاب چنین جنایت‌هایی علیه غیرنظامیان در طول این درگیری وجود ندارد.

شماره ۲: نبرد ترموپیل | «۳۰۰» (۲۰۰۶)

این نبرد یکی از معروف‌ترین نبردهای تاریخ است که بین اتحاد یونانی به رهبری اسپارت‌ها و امپراتوری ایران در سال ۴۸۰ قبل از میلاد درگرفت. تقریباً ۷۰۰۰ سرباز به فرماندهی لئونیداس از گذرگاه ترموپیل دفاع کردند و با ۱۲۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰۰ ایرانی روبرو شدند. «۳۰۰» زک اسنایدر تنها ۳۰۰ سرباز یونانی را به تصویر می‌کشد که همگی از اسپارت‌ها هستند، که به‌وضوح از لحاظ تاریخی نادرست است. همچنین، اسپارت‌ها به فناوری اسلوموشن دسترسی نداشتند و به‌طور طبیعی می‌جنگیدند.

شماره ۱: نبرد پل استرلینگ | «شجاع دل» (۱۹۹۵)

حتی برای کسانی که تنها کمی دانش ابتدایی از تاریخ اسکاتلند دارند، «شجاع دل» به‌طرز عجیبی نادرست به نظر می‌رسد. این فیلم دقت تاریخی را فدای نمایش مل گیبسون به‌عنوان یک جنگجوی خونسرد اسکاتلندی می‌کند. آن‌ها قرن‌ها قبل از رایج شدن، تارتان می‌پوشند و صورت خود را آبی رنگ می‌کنند. انتخاب تنها یک صحنه به‌دلیل عدم دقت تاریخی دشوار است، اما ما نبرد پل استرلینگ را انتخاب کردیم. در این سکانس، حتی یک پل نیز وجود ندارد، در حالی که بخش‌های قابل توجهی از نبرد بر روی یک پل باریک انجام شد. اگر این فیلم را به یک اسکاتلندی یا یک مورخ نشان دهید، خون آن‌ها به‌سرعت به جوش خواهد آمد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا