قسمت ۱۶ سریال Bir Zamanlar İstanbul روزی روزگاری استانبول

قسمت ۱۶ سریال Bir Zamanlar İstanbul روزی روزگاری استانبول، سریال درام تاریخی جدید تیآرتی به عنوان حماسه معاصر کوراوعلو با بازی ستارگانی چون آلینا بور و جیهانگیر جیهان …
قسمت ۱۶ سریال Bir Zamanlar İstanbul روزی روزگاری در استانبول، که تیزر آن را می توانید از این لینک به طور کامل مشاهده نمایید ، جمعه ۹ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۲۰ به وقت محلی از تیآرتی پخش خواهد شد ؛
تیزر اول قسمت ۱۶ ( کلیک کنید )
هفته ای که گذشت سریال در جایگاه دهم قرار گرفت. ( بررسی ریتینگ روزانه )
- یونس اسکی از سریال «شهر دور» (Uzak Şehir) خداحافظی میکند
- زمان فینال سریال «قیام عثمان» (Kuruluş Osman) و جدایی بیگوم خاتون
اما آنچه در قسمت قبلی ( پانزدهم ) شاهد آن بودیم …
علی با فریاد «علی من را هل داد!» از سوی چتین به عنوان متهم اعلام میشود و بلافاصله به بازداشتگاه منتقل میشود. در اینجا، خشونتی که توسط طاهر اعمال میشود، این فکر را به وجود میآورد که ممکن است در پشت این واقعه حسابهای دیگری در حال جریان باشد. چتین در حالی که در بیمارستان به هوش میآید، تصمیم میگیرد که روند وقایع را تغییر دهد: او شهادت خود مبنی بر اینکه علی را مقصر میداند، پس میگیرد. اما چرا؟ آیا واقعاً آنچه به یاد دارند تغییر کرده است یا کسی چتین را ساکت کرده است؟
فرهاد در انتظار نجات از دست باند قاچاق انسان است، در حالی که گوکان برای نجات خانوادهاش تلاش میکند. گوکان که بسیاری از کارها را خراب کرده، آیا میتواند بر مشکل برملا شدن این موضوع که تحویل جین بخشی از یک عملیات غیرقانونی است، غلبه کند؟ جلال تلاش میکند احساساتش نسبت به الیف را پنهان کند، اما آیا میتواند در مقابل عملیاتی که در کارگاه انجام میشود، سکوت کند؟
علی به محض اینکه آزاد میشود، برای حل معمای مرگ بکیری اقدام میکند، اما رسیدن به حقایق با شواهد ناکافی و شاهدان ترسیده اصلاً آسان نیست. چتین و طاهر تحقیقات علی را به دقت زیر نظر دارند و برنامههایی برای ساکت کردن او میکشند. خطرات جدیدی علی را تهدید میکند. به علاوه، میان او و سهر فاصله زیادی ایجاد شده است. سهر به دلیل شک و تردید نسبت به پدر علی دچار ناامیدی شده و اعتمادش را از دست میدهد. حالا انگشتر دیگر نماد قابل حملی برای او نیست، بنابراین آن را به علی برمیگرداند و میخواهد به زندگی کاملاً جدیدی قدم بگذارد. سهر تصمیم میگیرد به برنامهای در خارج از کشور برود و علی نیز به یک شخص غیرمنتظره پیشنهاد غیرمنتظرهای میدهد. آیا شروع یک زندگی جدید تنها راه فراموش کردن همه چیز برای هر دوی آنها است؟ یا اینکه عشق آنها که تا به حال توانسته تمامی مشکلات را پشت سر بگذارد، میتواند بر این مشکل نیز غلبه کند؟









