تصاویر رسمی از «Halef: Köklerin Çağrısı» (جانشین: ندای ریشهها)؛ فیلمبرداری بخش استانبول تمام شد
ایلهان شن و آیبوکه پوسات در کنار بازیگران مطرح دیگر، در یکی از مورد انتظارترین سریالهای فصل جدید حضور دارند

فیلمبرداری بخش استانبول سریال جدید و مورد انتظار «جانشین: ندای ریشهها» (Halef: Köklerin Çağrısı) با بازی ایلهان شن (İlhan Şen)، آیبوکه پوسات (Aybüke Pusat) و بیران داملا ییلماز (Biran Damla Yılmaz) به پایان رسید. تولید این سریال را شرکت Most Production با تهیهکنندگی گول اوعوز (Gül Oğuz) بر عهده دارد و کارگردانی آن را دنیز چلبی دیکیلتاش (Deniz Çelebi Dikilitaş) و نویسندگی را ارجان اوعور (Ercan Uğur) انجام دادهاند.
در عکسهای منتشرشده از پشت صحنه، انرژی و شیمی خاص بین آیبوکه پوسات و ایلهان شن، دو بازیگر اصلی، به چشم میآید و صحنههایی که برای اولین بار شخصیتهای ملِک و سرهات را کنار هم قرار داده، بار عاطفی عمیقی را به تصویر میکشد.
این سریال که قرار است فصل جدید از شبکه NOW (ناو) به روی آنتن برود، با بازیگرانی قدرتمند و داستانی پرکشش، یکی از بحثبرانگیزترین آثار تلویزیونی فصل پیش رو خواهد بود.
ادامه فیلمبرداری «جانشین: ندای ریشهها» در ماه اوت به شهر تاریخی اورفا منتقل میشود؛ جایی که روایت اصلی سریال در آن جریان دارد و لوکیشنهای منحصربهفرد و فضای خاصش، به غنای بصری و حسی داستان کمک میکند. تصاویر کامل را از تلگرام مشاهده کنید.
خلاصه داستان سریال «جانشین: ندای ریشهها»:
سرهات، جراح بسیار موفقی است که سرنوشت و گذشتهاش را پشت سر گذاشته و در استانبول برای خود زندگی جدیدی ساخته است. اما این انتخاب، او را سر راه ملِک قرار میدهد؛ زنی که در همان نگاه اول عاشقش میشود و پنهانی با او ازدواج میکند. با این حال، سرنوشت برای سرهات برنامههای دیگری دارد و او مجبور میشود به سرزمین مادریاش، اورفا، بازگردد. جایی که سایه دو خانواده دشمن بر زندگیاش سنگینی میکند و بار گذشتهای که سالها از آن فرار کرده بود، دوباره بر دوشش مینشیند.
سرهات باید میان ارزشهایی که سالها انکارشان میکرد و نقش جدیدش بهعنوان یک خان در خانواده، انتخاب کند. خانوادهاش برای پایان دادن به دشمنی دیرینه، از او میخواهد با ییلدیز ازدواج کند. اما بازگشت ملِک به عمارت، همه چیز را دگرگون میکند. حالا سرهات میان قلبش و وجدانش گیر افتاده و باید با زخمها و رازهای گذشته روبهرو شود. در این عمارت، هیچکس آنطور که به نظر میرسد معصوم نیست و هر کسی رازی پنهان در دل دارد…







