قسمت ۱۰۷ سریال شربت زغال اخته Kizilcik Serbeti

قسمت ۱۰۷ سریال شربت زغال اخته Kızılcık Şerbeti ، سومین فصل درامی با هنرنمایی ستارگانی محبوبی چون سیلا ترکاوغلو ، باریش کیلیچ ، اِوریم آلاسیا …
قسمت ۱۰۷ سریال شربت زغال اخته Kızılcık Şerbeti که تیزر آن را می توانید از این لینک به طور کامل مشاهده نمایید ، جمعه ۱۱ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰ به وقت محلی از شو تی وی پخش خواهد شد؛ عمر که برای پر کردن نقاط خالی حافظهاش به محل حادثه میرود، هرچه بیشتر فکر میکند، آشوب درونیاش شدیدتر میشود. فکر اینکه شاید خودش قاتل باشد، زندگیاش را به جهنم تبدیل کرده است. در همین حال، کیویلجیم از او انتظار دارد که همیشه در کنار خانواده باشد. بحران میان دوعا و فاتح به نقطه انفجار رسیده است؛ فاتح به دوعا هشدار میدهد که رفتارهایش را اصلاح کند، چرا که فقط به خاطر فرزندشان کنار او مانده است، نه عشقش. دوعا که از فاتح متنفر است، خشمش را در قالب یک حمله عصبی ابراز میکند. آسیل که قسم خورده بود انتقام کارهای فاتح را بگیرد، با اقدامی غیرمنتظره اوضاع را به هم میریزد. نورسما نیز بالاخره میفهمد مشکلات زندگیاش بسیار عمیقتر از آن چیزی است که تصور میکرده. خبر میرسد که مصطفى از تیمارستان آزاد شده است، اما ایشیل که همچنان پیامهای تهدیدآمیز دریافت میکند، مطمئن است این تهدیدها از طرف مصطفى است. حالا او باید تصمیم بگیرد که برای پایان دادن به این تهدیدها چه کاری انجام دهد.
ربات دریافت از شبکههای اجتماعی
هفته ای که گذشت سریال دوم شد. ( بررسی ریتینگ روزانه )
اما آنچه در قسمت قبلی ( صد و ششم ) شاهد آن بودیم …
ایشل به دنبال پیدا کردن فردی است که به او تهدید میکند. ابتدا به بیمارستانی که کورای در آن بستری است میرود، اما وقتی وضعیت او را میبیند، متوجه میشود که شک کردن به کورای بیجهت بوده است. کمکم شک میکند که ممکن است این تهدیدها از سوی مصطفی باشد.
در همین حال، رابطه نورسما و فیراز به خوبی پیش میرود و نورسما اکنون تنها هدفش داشتن یک فرزند است. اما نورسما نمیداند که فیراز یک معشوقه مخفی دارد. عبدالله به دیدار مصطفی میرود و نیلای همراه با پسرشان او را همراهی میکند. دیدار پدر و پسر پر از غم و احساسات عمیق است.
تنشها میان فاتح و دوعا بیشتر شده است. دوعا اعلام میکند که قصد طلاق دارد، اما فاتح اصلاً این موضوع را جدی نمیگیرد. آسیل به نمایندگی شرکت، مهمانیای در کشتی که اخیراً خریداری کرده برگزار میکند و همه را دعوت میکند. عمر در راه کمک به پسر دوستی که او را به دردسر انداخته، با یک شوک بزرگ روبرو میشود.








