دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«اگر پا داشتم، می‌زدمت»؛ شیرجه‌ای بی‌رحم در روان‌پریشی مادری فرسوده با بازی تکان‌دهنده رز بیرن

نقد و بررسی فیلم «اگر پا داشتم، می‌زدمت» (If I Had Legs I’d Kick You)

فیلم «اگر پا داشتم، می‌زدمت» (If I Had Legs I’d Kick You) به نویسندگی و کارگردانی مری برانشتاین و تهیه‌کنندگی مشترک جاش و سفدی‌ها، یکی از جسورانه‌ترین، عصبی‌ترین و در عین حال صادقانه‌ترین پرتره‌های مادری معاصر است که در سال‌های اخیر ساخته شده. برانشتاین که در سال ۲۰۰۸ با فیلم کم‌بودجه و مملوب‌از انرژی Yeast در فضای مامبل‌کور شناخته شد، این بار در بازگشتی کوبنده، به جای واقع‌گرایی سرد، سراغ بیان‌گرایی شدید و تجربه‌گرایی روانی می‌رود.

نتیجه، فیلمی است با شخصیت مرکزی‌ای که تماشاگر را با خود به پایین‌ترین نقطه‌ی مارپیچ اضطراب انسانی می‌برد؛ جایی که مرز بین واقعیت و خیال محو می‌شود، همه‌ی مسائل ــ از مهم و حیاتی تا پیش‌پا‌افتاده ــ وزن یکسان پیدا می‌کنند، و خرده‌اتفاق‌ها به بحران‌های آخرالزمانی بدل می‌شوند.

«لیندا» (رز بیرن)، روان‌درمان‌گر ساکن مونتاوک، در شرایطی زندگی می‌کند که هر روزش ترکیبی است از مادری طاقت‌فرسا، استقلال از دست رفته و اضطرابی یکپارچه. همسرش (کریستین اسلیتر) ماه‌ها روی کشتی در سفر کاری است و از راه دور، بیشتر توقع دارد تا کمک. دخترش با بیماری مرموزی دست‌و‌پنجه نرم می‌کند که باعث شده قادر به خوردن نباشد و مجبور باشد از طریق لوله تغذیه شود.

وقتی سقف آپارتمان‌شان ــ درست بالای تخت خواب ــ منفجر شده و سوراخی عظیم ایجاد می‌کند، لیندا ناچار می‌شود همراه دختر به یک متل ساحلی محقر برود. از همان صحنه‌های ابتدایی، فیلم ما را در نمای‌های بسته روی چهره لیندا می‌چسباند و اجازه نمی‌دهد از فشار روانی او فاصله بگیریم.

در این مسیر، لیندا با شخصیت‌هایی عجیب و متضاد روبه‌رو می‌شود:

  • کنان اوبراین در نقش درمانگری بی‌حوصله و تندخو که همکار و روان‌کاو او است، و جلسات‌شان بیشتر از آن‌که مرهم باشند، میدان نبردند.
  • آساپ راکی در نقش «جیمز»، همسایه‌ی خوش‌مشرب متل، که تلاش می‌کند با شوخ‌طبعی و انرژی مثبت، لیندا را از لاک دفاعی بیرون بکشد.
  • بیماران لیندا، از مادران به‌هم‌ریخته (دنیل مک‌دونالد) تا جوانان نیازمند که خودشان بحران‌زا هستند.

همان‌طور که در آثار شاخص سفدی‌ها مثل Uncut Gems یا Good Time، اضطراب با ساختار بصری و صوتی منتقل می‌شود، این‌جا هم برانشتاین با همکاری فیلم‌بردار کریستوفر مسینا در نماهای بسته و قاب‌های محدود، فضای خفقان‌آور را حفظ می‌کند. دوربین به چهره لیندا می‌چسبد، سر و صدای دستگاه‌های پزشکی دخترش، صدای زنگ تلفن، و حتی بیپ‌های ساده، همگی در صداگذاری به ضرب‌آهنگی عصبی تبدیل شده‌اند که رهایت نمی‌کند.

فیلم عمداً از ارائه‌ی پیش‌زمینه‌های آشکار خودداری می‌کند؛ تماشاگر درست مثل لیندا، بی‌هیچ نقشه‌راهی، مستقیماً به وسط بحران پرتاب می‌شود. این رویکرد، گرچه می‌تواند فرساینده باشد، با هدف حفظ حس تجربه‌گرایی و هم‌ذات‌پنداری در لحظه طراحی شده است.

شخصیت‌ها و بازی‌ها

رز بیرن – لیندا

بیرن یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های کارنامه‌اش را ارائه می‌دهد؛ نقشی که با شدت و پیوستگی، تماشاگر را مجبور می‌کند تک‌تک لرزش‌ها، تیک‌ها و خشم‌های فروخورده‌ی او را لمس کند. او بدون تکیه بر لحظات «انفجاری» کلیشه‌ای، اضطراب و خستگی را به لایه‌های ظریف و مداوم تبدیل می‌کند. این نقش برای بیرن می‌تواند نقطه‌ی عطفی جدی و حتی جایزه‌برنده باشد.

کنان اوبراین – درمانگر

انتخابی غیرمنتظره و درخشان؛ دیدن اوبراین، کمدین محبوب، در نقش فردی عبوس و بی‌روح، با لحظاتی از طنز سیاه، هم غافلگیرکننده و هم تأثیرگذار است.

آساپ راکی – جیمز

حضور راکی، با انرژی خاکی و راحتی ذاتی، به فیلم لحظاتی از آرامش و اتصال انسانی می‌دهد که مثل نفس کشیدن در میانه‌ی خفقان به نظر می‌رسند.

نقاط قوت

  1. واقع‌گرایی بیان‌گرایانه: بحران‌ها در فیلم، هم واقعی‌اند و هم به‌طرز ترسناکی شکل نمادین پیدا می‌کنند.
  2. تصویر بی‌پرده از فرسودگی مادرانه: بدون گرایش به روایت‌های «توانمندسازی مصنوعی»، مادری را نشان می‌دهد که در آستانه شکستن است.
  3. بازی اصلی خیره‌کننده: رز بیرن تمام فیلم را بر دوش دارد و از ابتدا تا پایان، انرژی و دقت اجرایش را حفظ می‌کند.
  4. صداگذاری و فیلم‌برداری: صدای مداوم دستگاه‌ها و قاب‌های بسته حس خفگی و فشار روانی را منتقل می‌کنند.

نقاط ضعف

  • فرسایشی بودن تجربه: روایت بدون وقفه و فشار مداوم ممکن است بخشی از مخاطبان را خسته کند.
  • ابهام روایی: نبود توضیح درباره‌ی برخی عناصر داستان، گرچه بخشی از استراتژی فیلم است، ممکن است برای برخی تماشاگران گیج‌کننده باشد.
  • پایان‌بندی با تغییر ناگهانی لحن: حرکت از اوج تنش به لحظه‌ای شیرین و آرام به نظر برخی شاید کمی ساختگی برسد.

فیلم به وضوح از تجربه‌های شخصی برانشتاین به‌عنوان یک مادر الهام گرفته است و تصویری بی‌رحم و غیررمانتیک از مادری و فشار اجتماعی بر زنان ارائه می‌دهد. مضامینی چون:

  • نقش‌های جنسیتی و عدم تقارن مسئولیت‌ها بین زن و مرد در خانواده
  • بحران هویت امن و خودمختاری مادران
  • خط مبهم بین فشار روانی شدید و بیماری روانی قابل‌تشخیص

همگی در قالب روایتی شخصی و عاطفی نمایش داده شده‌اند.

«اگر پا داشتم، می‌زدمت» تجربه‌ای سینمایی است که بیش از آن‌که بخواهد «دوست‌داشتنی» باشد، می‌خواهد در ذهن و اعصاب شما باقی بماند. این فیلم، با بازی درخشان رز بیرن و کارگردانی فشرده و بی‌وقفه‌ی مری برانشتاین، تماشاگر را همزمان به خنده‌های عصبی و قفل‌کردن در جای خود وامی‌دارد.

برای کسانی که آماده‌ی یک تجربه سینمایی فرساینده با نگاهی صادق به بحران مادری هستند، این فیلم اثری ضروری است؛ اما برای آن‌ها که سینما را به‌عنوان محل فرار از استرس انتخاب می‌کنند، شاید بیش از حد «واقعی» و نفس‌گیر باشد.

جمع بندی

امتیاز - ۸٫۹

۸٫۹

قابل تحسین

«اگر پا داشتم، می‌زدمت» یک پرتره تیز و نفس‌گیر از مادری فرسوده است؛ تجربه‌ای شخصی، تلخ و گاهی مضحک، که با بیان‌گرایی خلاق و بازی فوق‌العاده رز بیرن به یاد ماندنی می‌شود.

امتیاز کاربران: ۴ ( ۱ رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا