«Frankenstein» گیلرمو دل تورو در سایه میراث جیمز وِیل و بوریس کارلوف؛ ۹۵ سال تأثیرگذاری بیپایان یک کلاسیک

با اکران امروز نسخهی تازه «Frankenstein» ساختهی گیلرمو دل تورو، این فیلم بهصف اقتباسهای بزرگ و کوچک از رمان ۱۸۱۸ مری شِلی میپیوندد؛ اقتباسهایی که از نسخهی ۱۹۱۰ کمپانی ادیسون آغاز شد، در دوران صامت ادامه یافت و در آغاز عصر صدا به قالب اصلی فیلم ترسناک استودیویی شکل داد.
دل تورو با وفاداری بیشتر به متن اصلی شِلی نسبت به نسخه مشهور ۱۹۳۱ ساخته جیمز وِیل با بازی بوریس کارلوف، به فلسفه و جزئیات بصری عمق بیشتری پرداخته است. اما وقتی صحبت از تأثیرگذاری و جایگاه در تاریخ سینما باشد، بعید است که چیزی بتواند از میراث وِیل پیشی بگیرد.
۱۹۳۱؛ سال تولد رسمی ژانر وحشت استودیویی
فیلمهای «Frankenstein» و پیشتر «Dracula» (دراکولا)ی ساختهی تاد براونینگ (هر دو محصول یونیورسال) راه را برای تثبیت ژانر ترسناک بهعنوان فرم هنری و موفقیت تجاری باز کردند. این موفقیتها به دستِ کارل لمله جونیور، مدیر تولید تازه منصوبشده یونیورسال، ممکن شد؛ کسی که پس از موفقیت حماسه جنگی «All Quiet on the Western Front» توانست اقتباس «Dracula» و سپس «Frankenstein» را کلید بزند.
هرچند داستان دانشمندی که با کنار همگذاشتن اعضای بدن اجساد، موجودی زنده خلق میکند پیشتر حداقل سه بار فیلم شده بود—از جمله نسخه کوتاه ۱۹۱۰ ادیسون، فیلم گمشده «Life Without Soul» (۱۹۱۵) و «The Monster of Frankenstein» ایتالیا—اما نسخه وِیل، جهشی بزرگ محسوب شد.
مسیر ساخت نسخهی کلاسیک و انتخاب کارلوف
ورود جیمز وِیل به پروژه، پس از کنارهگیری بلا لوگوسی (که نقش هیولا را بهدلیل بیکلامبودنش نپذیرفت) و کارگردان اولیه رابرت فلوری، نقطه عطفی شد. ویل که پیشتر «Waterloo Bridge» را برای یونیورسال ساخته بود، بوریس کارلوف را پس از دیدنش در فیلم «The Criminal Code» برگزید.
طراحی گریم و پروتز توسط جک پیرس—که بعدها «گرگنما» و «مومیایی» را هم خلق کرد—کاملاً بر اساس فرم چهره کارلوف انجام شد تا او بتواند با حرکات و حالتهای صورت، احساسی پیچیده منتقل کند. این اهمیت داشت چون هیولا در این نسخه هیچ دیالوگ واقعی نداشت.
قدرت لحظه ورود هیولا
ویل، اولین حضور بصری هیولا را با ظرافتی صحنهپردازی کرد که امروز هم تاثیرگذار است: کارلوف ابتدا با عقبرفتن وارد قاب میشود، سپس بهآرامی برمیگردد و دوربین با برشهای پیاپی به او نزدیک میشود تا جزئیات طراحی پیرس و بازی کارلوف در کلوزآپ دیده شود.
این ترکیب ترس و ترحم، الگویی شد که در بیشتر نسخههای بعدی فرانکنشتاین—شامل برداشت وفادارانه دل تورو—حفظ شد. در فیلم دل تورو، جاکوب الوردی در نقش موجود، یکی از همدلانهترین و پیچیدهترین تفسیرها را ارائه میدهد؛ آنقدر که هیولا به نظر نمیرسد، و دکتر فرانکنشتاین با بازی اسکار آیزک نقشی بهمراتب هولناکتر دارد.
میراث طولانی و فراتر از زمان
برخلاف «Dracula»، نسخه ۱۹۳۱ «Frankenstein» جز چند خط قصه کلیشهای مربوط به نامزد دکتر، از نظر ساخت و فضاسازی عملاً قدیمی نشده است. نبود موسیقی متن (به جز تیتراژها) که در آن زمان رایج بود، جلوهای خالص به فیلم داده و نگاه ما را به ترکیببندی عمودی قابهای ویل و ریزهکاری نقشآفرینی کارلوف متمرکز میکند.
موفقیت بلاکباستری فیلم در زمان اکران، یونیورسال را تا دههها به «خانه وحشت» بدل کرد—جایگاهی که هنوز، با همکاری با فیلمسازانی چون جوردن پیل و جیسون بلوم و آثار تازهای مثل «The Black Phone 2»، ادامه دارد.





