دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «همه چیز برای من» (Everything to Me)

رویاهای سیلیکون‌ولی و واقعیت تلخ رشد شخصی؛ نگاهی به فیلم “همه چیز برای من”

در روزگاری که غول‌های فناوری نه‌تنها بر ابزارهای روزمره ما، بلکه بر شیوه زندگی، هویت فردی و حتی سیاست با مشت آهنین و نگاه آخرالزمانی خود حکمرانی می‌کنند، آسان است فراموش کنیم که زمانی این چهره‌ها را به‌عنوان پیشگامان و الهام‌بخش‌ها می‌دیدیم. فیلم مستقل «همه چیز برای من» به کارگردانی کیسی لاکب، با محوریت شخصیت کلودیا لرنر، درست به همین نقطه بازمی‌گردد؛ نوجوانی که بخش بزرگی از جوانی‌اش را در ستایش استیو جابز، مدیرعامل سابق اپل، گذرانده است.

لاکب بر پایه این دلبستگی کودکانه، یک داستان بلوغ می‌سازد درباره دختری که چنان در تلاش برای برتری و موفقیت غرق می‌شود که راه خود را گم می‌کند. نتیجه، ترکیبی جالب از حال‌وهوای «Edge of Seventeen» با چاشنی «The Social Network» است؛ هرچند گاهی به مرز حال‌وهوای برنامه‌های تلویزیونی نوجوانان با مضمون آموزشی نزدیک می‌شود.

فیلم با صحنه‌ای از دوران بزرگسالی کلودیا (با بازی ویکتوریا پرتی، بازیگر توانمند «Haunting of Hill House») آغاز می‌شود؛ او بی‌اهمیت به شوخی‌ای درباره فروشگاه‌های اپل، وارد یک کتاب‌فروشی کوچک می‌شود تا بخشی از خاطراتش را بخواند. سپس روایت با فلش‌بک به کودکی او بازمی‌گردد؛ همراه با عنوان‌بندی‌هایی به فونت نمادین «Think Different» که یادآور برند اپل است — چراکه فیلم در ابتدا همانند کتابش با نام «The Book of Jobs» شناخته می‌شد.

با مهاجرت خانواده‌اش به منطقه خلیج سانفرانسیسکو به دلیل شغل پدر در سیلیکون‌ولی، کلودیای نوجوان (با بازی الایزا داناگی در دوران نوجوانی و ابیگیل داناگی در سال‌های دبیرستان) محیطی مملو از محصولات اپل آن دوران را تجربه می‌کند: آی‌مک‌های رنگی نسل اول، آی‌پد‌های اولیه و طراحی‌های مینیمالیستی دهه ۲۰۰۰ که با دقت بسیار در صحنه‌ها بازسازی شده‌اند. کلودیا، جابز را همچون ناجی می‌بیند و حتی در موقعیت‌های روزمره از خود می‌پرسد: «اگر استیو جابز بود چه می‌کرد؟» — در حدی که این باور، رنگی شبه‌مذهبی به زندگی‌اش می‌بخشد.

همچون بسیاری از کودکان آمریکایی آن زمان، زندگی کلودیا با لحظات بحرانی همراه می‌شود؛ از دیدن فاجعه‌ی ۱۱ سپتامبر به صورت زنده در تلویزیون تا شنیدن خبر جدایی والدین درست پس از اولین تماشای «Monsters Inc.»، و سپس بیماری سرطان مادرش (که جودی گر با ظرافت نقش او را ایفا می‌کند). با وجود مزیت‌های اقتصادی ناشی از جایگاه شغلی پدر، این بحران‌ها باعث می‌شوند کلودیا بیش‌ازپیش به افسانه جابز تکیه کند. بازی ریچ سامر در نقش پدر نیز از دوگانگی میان رویاپرداز جاه‌طلب و والد غافل به خوبی بهره می‌برد.

کلودیا، سرشار از ناامنی‌های نهفته نوجوانی، تصمیم می‌گیرد خود را به فردی تبدیل کند که از نظر ذهنیت و آرزوها، شبیه ستاره‌های فناوری آن دوران باشد؛ حتی اگر معنایش تبدیل شدن به شخصیتی مانند الیزابت هولمزِ درگیر رسوایی‌ باشد. این تک‌بعدی بودن ابتدا برای اطرافیانش دوست‌داشتنی است، اما با گذر زمان خسته‌کننده می‌شود. دوستان و معلمانش — از جمله آقای شاین (با بازی اوتکارش آمبودکار) — او را به تجربه دوران جوانی تشویق می‌کنند، ولی کلودیا تنها موفقیت را معیار ارزش زندگی می‌بیند.

گرچه اجرای ابیگیل داناگی در نقش کلودیا نوجوان نقطه درخشان فیلم است و لاکب با نگاهی صمیمی تلاش کرده داستان را روایت کند، ساختار اپیزودیک اثر مانع از عمق‌بخشی به شخصیت‌ها می‌شود. گذر سریع میان رویدادهای مهم، بدون فرصت کافی برای درک یا هضم آن‌ها، گاهی باعث می‌شود فیلم حس پراکندگی داشته باشد. نیم ساعت پایانی، با تکیه بر پیچش‌های احساساتی و مرگ‌های ناگهانی خارج از قاب، بیش از حد به ملودرام می‌لغزد. افزوده شدن شخصیت‌هایی همچون «پسر بی‌اعتقاد به تلفن همراه» برای شکستن باورهای کلودیا نیز دیرهنگام و کم‌اثر است.

در نهایت، پرسش کلیدی که یکی از شخصیت‌ها در پایان از کلودیا می‌پرسد — «چرا فقط خودت نیستی؟» — عصاره پیام فیلم است. با توجه به گرایش‌های اتوبیوگرافیک اثر، نمی‌توان میزان واقع‌گرایی یا آزادی هنری کارگردان را به‌طور دقیق سنجید، اما «همه چیز برای من» مانند تلاشی ارزشمند و در عین حال پرنقص، دغدغه جهانی یافتن هویت و هدف نوجوانی را در قاب نوستالژی مصرف‌گرایی دهه ۲۰۰۰ سیلیکون‌ولی بازتاب می‌دهد. مشکل اینجاست که این روایت آشنا، تنها با بسته‌بندی شخصی‌تر ارائه شده، بی‌آن‌که «چیز متفاوتی» ارائه کند. شاید اگر خود لاکب به توصیه جابز گوش می‌داد و واقعاً «متفاوت فکر می‌کرد»، نتیجه فراتر از یک درام نوجوانی استاندارد می‌شد.

  • بازیگری: ۸ از ۱۰ — به‌ویژه عملکرد ابیگیل داناگی و جودی گر که نقش‌های‌شان را با ظرافت و عمق اجرا کرده‌اند.
  • فضاسازی و طراحی صحنه: ۸٫۵ از ۱۰ — بازآفرینی دقیق نوستالژی محصولات و زیبایی‌شناسی اپل در دهه ۲۰۰۰، نقطه برجسته فیلم است.
  • فیلمنامه و روایت: ۶ از ۱۰ — روایت اپیزودیک و سرعت زیاد عبور از رویدادها، مانع از عمق گرفتن شخصیت‌ها و تاثیرگذاری حسی مناسب شده است.
  • کارگردانی: ۶ از ۱۰ — نیت و نگاه شخصی کارگردان ارزشمند است، اما انسجام و ضرباهنگ گاهی به هم می‌ریزد.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۹

۶٫۹

متوسط

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا