دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیمصاحبه و گفتگو

بازگشت «پاتریک بال» به «The Pitt»؛ از زندگی تازه پس از شهرت تا فصل دوم پرتنش «فرانک لنگدن»

تنها یک سال و نیم از آغاز پخش سریال پزشکی «The Pitt» از پلتفرم اچ‌بی‌او مکس (HBO Max) گذشته، اما زندگی حرفه‌ای «پاتریک بال» دگرگون شده است. بازیگری که سال‌ها در تئاتر برای دیده شدن تلاش می‌کرد، حالا با نقش دکتر «فرانک لنگدن» به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شده و این روزها هم‌زمان روی صحنه برادوی در نمایش «Becky Shaw» می‌درخشد.

بال در گفت‌وگو با خبرنگار می‌گوید: «احساس می‌کنم ناگهان وارد زندگی شخص دیگری شده‌ام.» او توضیح می‌دهد بعد از هشت ماه کار در فضای ایزوله‌شده لوکیشن سریال در استودیوی برادران وارنر (Warner Bros.)، گاهی فراموش می‌کند چه تعداد آدم قرار است نتیجه کارش را ببینند. «اینکه انرژی تماشاگران را حس کنی و از آن شارژ شوی، واقعاً راه فوق‌العاده‌ای برای تجدید قواست.»

او که خود را برای شروع تولید فصل سوم «The Pitt» در تابستان آماده می‌کند، درباره بازگشت دکتر لنگدن در فصل دوم — پس از ۱۰ ماه حضور در بازتوانی — توضیح می‌دهد.

خبرنگار: «The Pitt» از نظر بازیگری چالش منحصربه‌فردی است، به‌ویژه با آن پرش زمانی ابتدای فصل. چطور فهمیدید لنگدن در مسیر بهبودی دقیقاً کجا ایستاده است؟

پاتریک بال: «در این سریال همیشه از قبل نمی‌دانیم قرار است به کجا برویم. فیلمنامه‌ها یکی‌یکی به دستمان می‌رسد. برای فصل دوم می‌دانستیم لنگدن ۱۰ ماه از پیت — همان اورژانس پیتسبرگ — دور بوده، به بازتوانی رفته و پاک شده است. اسکات گِمِل، خالق سریال، اطلاعات کلی را می‌دهد و بعد فضای زیادی می‌گذارد تا خودم جاهای خالی را پر کنم. وقتی ۱۰ ماه سر کار نبوده‌ای، یعنی بیشتر در خانه بوده‌ای، کنار خانواده. در فصل اول نشانه‌هایی از تنش در زندگی مشترکش می‌بینیم، چون همسرش بیشتر بار مراقبت از خانواده را به دوش می‌کشید. حالا شرایط برعکس شده است.»

او ادامه می‌دهد: «لنگدن از چرخ‌وفلک دیوانه‌وار پیت پیاده شده بود. پیت مثل قطاری است که باید مدام در آن بدوی، بحران‌ها را خاموش کنی و از فاجعه‌ای به فاجعه دیگر بپری. لنگدنِ فصل اول چهار سال در آن قطار بوده، اما در فصل دوم ۱۰ ماه از آن فاصله گرفته. این فرصت جالبی بود تا نشان دهیم شخصیت فصل اول تا حدی محصول شرایطش بوده است.»

خبرنگار: در قسمت‌های ابتدایی، او با نوعی فروتنی و تردید برمی‌گردد.

بال: «لنگدن مجبور شده با سایه خودش روبه‌رو شود. در اعتیاد فعال، ذهن آدم بازی‌های زیادی درمی‌آورد تا حقیقت را از خودش پنهان کند. حتی می‌توانی از بیماران دزدی کنی و ذهنت کاری کند که خودت متوجه عمق ماجرا نشوی. این حالت نوعی اجبار و سرعت شیدایی ایجاد می‌کند. اما در این ۱۰ ماه، لنگدن مجبور شده بایستد، دروغ‌هایی را که به خودش و دیگران گفته ببیند و مسئولیت آشوبی را که ساخته بپذیرد. این روند سنگین و فرساینده است و باعث می‌شود بازگشت به محیطی مثل پیت — جایی که به وضوح، سرعت و اعتمادبه‌نفس بالا نیاز دارد — سخت‌تر شود.»

خبرنگار: در بسیاری از صحنه‌ها او کاملاً روی کارش متمرکز است، بدون بار احساسی مستقیم. آیا کار کردن برایش نوعی تسکین است؟

بال: «قطعاً. من خودم هم تا حدی معتاد به کارم. وقتی مدام در حرکت باشی، کمتر مجبور می‌شوی با خودت تنها بمانی. لنگدن در پیت احساس هویت می‌کند؛ اینکه پزشک خوبی باشد، هدف داشته باشد، به دیگران کمک کند و توجه را از خودش بردارد، برایش جنبه درمانی دارد. اما مجبور شدن به نشستن با خودش، کاری سخت و در عین حال ضروری بوده است.»

او اضافه می‌کند این تجربه او را پزشک بهتری کرده است: «وقتی می‌بینید با بکا با بازی تال اندرسون یا لویی با بازی ارنست هاردن جونیور می‌نشیند و حرف می‌زند، آن فروتنی تازه را حس می‌کنید. این روند باعث شده بتواند با حضور بیشتری مقابل بیمارانش باشد.»

خبرنگار: با توجه به تجربه شخصی‌تان از اعتیاد، چقدر در شکل‌گیری مسیر لنگدن با سازندگان همکاری دارید؟

بال: «پایه هر همکاری خلاقانه‌ای اعتماد است. من یکی از اعضای این مجموعه‌ام و باید به اسکات گمل اعتماد کنم که طرح بزرگی در ذهن دارد. وسوسه اینکه بخواهی داستان خودت را بنویسی زیاد است، اما این می‌تواند دام باشد. اگر اسکات یا نوآ وایل درباره بخش‌هایی که به تجربه شخصی‌ام نزدیک است سوال کنند، پاسخ می‌دهم، اما سعی می‌کنم داستان را به میل خودم شکل ندهم. بازیگری هنر تفسیر است؛ باید ببینی تجربه‌ات کجا با متن تلاقی پیدا می‌کند.»

خبرنگار: رابطه لنگدن و دکتر رابی در فصل دوم چه ویژگی‌ای داشت؟

بال: «لنگدن با این ذهنیت برگشت که هم آسیب دیده و هم آسیب زده است. فکر می‌کرد با یک عذرخواهی صمیمانه می‌تواند رابطه نزدیک گذشته را احیا کند. اما فهمید چنین فرصتی آماده و در دسترس نیست. او ابتدا ناامید می‌شود، اما کم‌کم متوجه می‌شود رابی هم درگیر بحران خودش است و شاید به مراقبت نیاز دارد، نه اینکه همیشه چراغ راه دیگران باشد.»

خبرنگار: درباره تنش او با سانتوس با بازی ایزا بریونس چه نظری دارید؟

بال: «بهبودی یک مسیر مادام‌العمر است. مهم بود نشان دهیم لنگدن با اینکه می‌خواهد نشان دهد کار را انجام داده و درمان شده، هنوز خشم و ترس‌هایی دارد. بخشی از ذهنش می‌گوید مقصر خودش بوده، اما بخشی دیگر می‌گوید تو نزدیک بود زندگی‌ام را نابود کنی. این آسیب به غرور و هویت زمان می‌برد تا التیام یابد. او از کوه پایین نیامده که ناگهان روشن‌شده باشد؛ این یک مسیر چرخه‌ای است.»

خبرنگار: حضور پررنگ در رسانه‌ها چه تأثیری بر شما داشته است؟

بال: «تجربه پیچیده‌ای است وقتی مردم حس می‌کنند تو را می‌شناسند و به حریم شخصی‌ات دسترسی دارند. اما از این فرصت سپاسگزارم. بارها کسانی به من گفته‌اند که دیدن لنگدن به آن‌ها کمک کرده اعتیاد یکی از اعضای خانواده‌شان را بهتر درک کنند. حتی بعضی گفته‌اند به خاطر «The Pitt» تصمیم گرفته‌اند وارد رشته پرستاری شوند. اینکه بدانی کارت فقط سرگرمی نیست و کاربرد واقعی دارد، رؤیای هر هنرمندی است.»

خبرنگار: والدین شما هم در حوزه درمان فعالیت دارند. نظرشان درباره دقت پزشکی سریال چیست؟

بال: «مادرم پرستار اورژانس است و پدرم امدادگر. وقتی فیلمنامه را با آن‌ها خواندم، گفتند: “این دقیقاً همان کاری است که واقعاً انجام می‌دهیم.” آن‌ها معمولاً نمی‌توانند درام‌های پزشکی را تماشا کنند. حتی درباره «ER» هم می‌گفتند هنوز حال‌وهوای تلویزیونی دارد. اما این‌بار جان ولز، اسکات گمل و نوآ وایل تصمیم گرفتند ۲۰ سال بعد از موفقیت «ER»، کاری حتی دقیق‌تر و پزشکی‌محورتر بسازند. آن‌ها ریسک کردند؛ بدون داستان‌های عاشقانه پرزرق‌وبرق یا نورپردازی اغراق‌آمیز. تمرکز بر واقعیت روزمره محیط کار. و اینکه مخاطبان هم با این رویکرد همراه شده‌اند، واقعاً فوق‌العاده است.»

«The Pitt» حالا نه‌تنها یک درام پزشکی موفق برای اچ‌بی‌او مکس محسوب می‌شود، بلکه به گفته پاتریک بال، بستری شده برای روایت مسیری انسانی و ناتمام؛ مسیری که در آن دکتر فرانک لنگدن هنوز در حال یاد گرفتن، افتادن و دوباره برخاستن است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا