
ساکنان جزیره سنتینل شمالی (North Sentinel Island) شاید آخرین مردم «بیتماس» یا تماسنگرفته روی زمین باشند؛ و ظاهراً میخواهند همینطور باقی بمانند.
برای قرنها، مردم بومی و منزوی این جزیره که با نام سنتینلیها (Sentinelese) شناخته میشوند، بیشتر تلاشهای جهان بیرون برای ورود به خانه کوچک گرمسیریشان در خلیج بنگال (Bay of Bengal) را رد کردهاند. حتی انسانشناسان هنوز نمیدانند چند نفر سنتینلی در این جزیره زندگی میکنند؛ برآوردها از حدود ۵۰ نفر تا ۵۰۰ نفر متفاوت است.
داستان سنتینل شمالی، داستان جامعهای است که در فاصلهای نهچندان زیاد از جهان مدرن زندگی میکند، اما با قاطعیت از تماس با آن دوری میجوید؛ جامعهای که هر بار مزاحمان بیرونی به ساحلش نزدیک شدهاند، اغلب با تیر و هشدار پاسخ داده است.
چیزهای اندکی که درباره جزیره منزوی میدانیم
چند نگاه کوتاهی که جهان بیرون به زندگی در سنتینل شمالی انداخته، تصویری شگفتانگیز از جامعهای تقریباً دستنخورده از شکارچیان-گردآورندگان ارائه میدهد.
بر اساس گزارشهای محدود، مردم جزیره:
- در سازههایی ساده زندگی میکنند؛
- با استفاده از قایقهای کَندهشده از تنه درخت ماهیگیری نیزهای انجام میدهند؛
- هیچ لباسی نمیپوشند؛
- و شیوه زندگیشان از بیرون، بسیار ابتدایی و نزدیک به جامعهای تقریباً نوسنگی به نظر میرسد.
نکته شگفتآور این است که چنین جامعهای کمتر از ۲۰ مایل یا حدود ۳۲ کیلومتر با جزایری فاصله دارد که در آنها فرهنگهای بومی با جهان مدرن درآمیختهاند؛ درآمیختنی که همیشه هم نتایج خوشی نداشته است.
مادهومالا چاتوپادهیای (Madhumala Chattopadhyay)، انسانشناس هندی، در گفتوگویی با مجله نشنال جئوگرافیک (National Geographic Magazine) گفته است: «این قبایل قرنها بدون هیچ مشکلی در جزایر زندگی کردهاند. دردسرهایشان زمانی آغاز شد که با بیگانگان تماس پیدا کردند.»
او نخستین زنی بود که در دهه ۱۹۹۰ از این قبیله منزوی بازدید کرد، اما سوگند خورده است هرگز بازنگردد. به گفته او: «قبایل این جزایر نیازی ندارند بیگانگان از آنها محافظت کنند؛ آنچه نیاز دارند این است که تنها گذاشته شوند.»

نمونه روشن این موضوع در سال ۲۰۱۸ رخ داد؛ زمانی که جزیره سنتینل شمالی به صدر اخبار آمد، چون مبلغ جوان آمریکایی به نام جان آلن چاو (John Allen Chau) پس از نادیده گرفتن مکرر هشدارهای سنتینلیها برای دور ماندن، در جزیره کشته شد.
چاو فقط یک نفر در صفی طولانی از مزاحمان ناخواسته بود؛ از دو ماهیگیر هندی گرفته تا بازرگانان، زندانیان فراری، ماهیگیران و فیلمسازان. ورود این افراد به جزیره معمولاً با رگباری خشمگین از تیرها روبهرو شده است.
تاریخچه جزیره سنتینل شمالی
جزیره سنتینل شمالی بخشی از زنجیره جزایری بسیار بزرگتر به نام جزایر آندامان و نیکوبار (Andaman and Nicobar Islands) است؛ منطقهای که اکنون یک قلمرو اتحادیهای هند (Indian Union Territory) محسوب میشود.
این مجمعالجزایر گرمسیری شامل ۱۸۴ جزیره است و در خلیج بنگال، در حدود:
- ۳۰۰ مایل یا حدود ۵۰۰ کیلومتر از ساحل میانمار (Myanmar / Burma)
- و ۷۰۰ مایل یا حدود ۱۲۰۰ کیلومتر از هند
فاصله دارد.
از میان این ۱۸۴ جزیره، فقط حدود ۳۰ جزیره مسکونی هستند. این جزایر خانه مردم بومی مختلفی مانند اونگه (Onge) و جاراوا (Jarawa) هستند که گویشهایی متفاوت از زبان سنتینلی (Sentinelese Language) دارند.
جزیره سنتینل شمالی یکی از جزایر آندامان (Andaman Islands) در خلیج بنگال و در بخش شمالی اقیانوس هند است.
نخستین نگاه اروپاییها به جزایر آندامان و نیکوبار

در قرن هجدهم، جزایر آندامان و نیکوبار برای نخستین بار توسط کشتیهای تجاری هلندی، اتریشی و بریتانیایی بررسی شدند. این کشتیها در جستوجوی بهترین مسیرهای تجاری به سوی شبهقاره آسیایی سرشار از ادویه بودند.
در سال ۱۷۷۱، یک کشتی متعلق به شرکت هند شرقی بریتانیا نخستین نشانههای زندگی در جزیره سنتینل شمالی را مشاهده کرد: شعلههای آتش پختوپز که در تاریکی شب میدرخشیدند.
نخستین سکونتگاههای دائمی اروپاییان در جزایر آندامان و نیکوبار در دهه ۱۸۵۰ شکل گرفت؛ زمانی که بریتانیاییها در جزیره آندامان بزرگ (Great Andaman Island)، در حدود ۳۰ مایل یا ۵۰ کیلومتر دورتر از سنتینل شمالی، یک مستعمره کیفری ساختند تا زندانیان مستعمراتی از هند تحت حکومت بریتانیا را در آن نگه دارند.
زندانی فراری و تأیید شهرت مرگبار جزیره
در سال ۱۸۹۶، یک زندانی تلاش کرد با یک کلک فرار کند، اما به ساحل سنتینل شمالی رانده شد. چند روز بعد، گروه جستوجو جسد او را پیدا کرد؛ او با چندین تیر کشته شده بود.
مرگ این زندانی گزارشهای پیشین را تأیید کرد؛ گزارشهایی که از سوی یک کشتی تجاری هندیِ کشتیشکسته نقل شده بود و درباره «مردان کوچک برهنهای که تیر پرتاب میکنند» در سنتینل شمالی سخن میگفت.
پس از آن، جزیره و ساکنان ناخوشآمدگویش برای حدود نیم قرن دیگر تقریباً بدون مزاحمت باقی ماندند.
تلاش انسانشناسان برای تماس
در سال ۱۹۶۷، بررسی انسانشناسی هند (Anthropological Survey of India) گروهی ۲۰ نفره شامل انسانشناسان، پلیس و مقامهای هندی را برای تلاش به برقراری تماس صلحآمیز با سنتینلیها اعزام کرد.
سنتینلیها به این معروف بودند که به هر قایق ماهیگیری یا کشتی نظامی که بیش از حد به سواحلشان نزدیک شود، تیر پرتاب میکنند. اما برخلاف انتظار، وقتی انسانشناسان قایقشان را به ساحل رساندند، با دشمنی روبهرو نشدند؛ بلکه ساحل خالی بود و هیچکس دیده نمیشد.
در واقع، در نخستین سفر انسانشناسان به این جزیره کوچک، آنها هیچ سنتینلیای ندیدند. به گفته تی. ان. پاندیت (TN Pandit)، یکی از رهبران این مأموریت انسانشناختی، سنتینلیها احتمالاً آمدن بیگانگان را دیده بودند و پنهان شده بودند.
پاندیت و تیمش ردپاها را تا درون جنگل دنبال کردند تا به محوطهای باز رسیدند. او آنجا را شامل ۱۸ کلبه سرپناهی ساده اما خوشساخت توصیف کرد. در برابر هر خانه، آتشی مرتب و روشن نگه داشته شده بود و غذاهایی که با عجله رها شده بودند، مانند ماهی کبابی و میوهها، دیده میشدند.
پاندیت برآورد کرد که حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر در آن روستای سنتینلی زندگی میکردند.
انسانشناسان هدایایی برای سنتینلیها گذاشتند، از جمله:
- نارگیل، که در خود جزیره رشد نمیکند؛
- میلههای آهنی؛
- و ظروف پلاستیکی.
اما در تلاشهای بعدی برای بازگشت در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، گروههای تماس هر بار رانده شدند.
نزدیکترین تجربه به تماس صلحآمیز

در اوایل دهه ۱۹۹۰، بررسی انسانشناسی هند بار دیگر تلاش کرد با سنتینلیها ارتباط برقرار کند. در این تیم، برای نخستین بار یک انسانشناس زن نیز حضور داشت: مادهومالا چاتوپادهیای.
چاتوپادهیای در زمینه قبایل بومی جزیره آندامان جنوبی (South Andaman Island) تخصص داشت، اما هرگز به سنتینل شمالی نرفته بود. هم او و هم والدینش مجبور شدند از سوی مقامهای هندی فرمهایی را امضا کنند که در آن خطرناک بودن این مأموریت را میپذیرفتند.
وقتی تیم به جزیره رسید، طبق معمول مردانی مسلح در ساحل حضور داشتند. اما این بار بهجای آنکه با خشم اشاره کنند و تیر بیندازند، سنتینلیها آرام به سوی خط ساحل آمدند.
نارگیلهای شناور؛ لحظهای کمسابقه از اعتماد
چاتوپادهیای بعدها در مقالهای در نشنال جئوگرافیک یادآوری کرد: «ما شروع کردیم نارگیلها را روی آب به سمتشان شناور کنیم. در کمال تعجب، برخی از سنتینلیها وارد آب شدند تا نارگیلها را جمع کنند.»
شاید حضور یک زن در گروه، یا شاید دلیل دیگری، باعث شد سنتینلیها برای مدتی گارد خود را پایین بیاورند. برخی از مردان قبیله تا نزدیکی قایق آمدند و آن را بررسی کردند. آنان با خوشحالی همه نارگیلها را پذیرفتند.
حتی به برخی از افراد بیرونی اجازه دادند در ساحل قدم بزنند و با زنان، نوجوانان و کودکان سنتینلی تعامل کنند. با این حال، آنها اجازه ندادند کسی وارد جنگل شود یا روستا را ببیند.
تلاش بعدی برای تماس دوستانه و پایان سریع آن
این تعامل، انسانشناسان را دلگرم کرد. چند ماه بعد، آنها با گروهی بسیار بزرگتر بازگشتند. اما این بار اوضاع خیلی زود خراب شد.
سنتینلیها دیگر به جمع کردن نارگیلهایی که روی آب رها میشدند، قانع نبودند. آنها سوار قایق شدند و کل کیسه نارگیلها را برداشتند. حتی یکی از مردان سنتینلی تلاش کرد تفنگ یکی از پلیسها را بردارد، چون احتمالاً آن را فقط تکهای فلز تصور کرده بود. افسر پلیس تفنگ را با زور پس گرفت.
چاتوپادهیای میگوید: «مرد عصبانی شد و چاقویش را بیرون کشید. با اشاره به ما فهماند که فوراً برویم؛ و ما رفتیم.»
این تجربه نشان داد که حتی نزدیکترین تماس صلحآمیز نیز تا چه اندازه شکننده است.
مرگ مبلغ آمریکایی در سنتینل شمالی

از سال ۱۹۹۶، قانون هند نزدیک شدن یا پیاده شدن ماهیگیران، گردشگران، پژوهشگران و دیگر غیرنظامیان در جزیره سنتینل شمالی را غیرقانونی کرده است.
در سال ۲۰۰۶، دو ماهیگیر اهل میانمار ناچار شدند بهصورت اضطراری در جزیره فرود بیایند. سنتینلیها آنها را کشتند و بدنهایشان را در شن دفن کردند.
اما این ممنوعیتها نتوانست مانع جان آلن چاو، مبلغ مسیحی انجیلی ۲۶ ساله و وبلاگنویس ماجراجو، شود. او در نوامبر ۲۰۱۸ به ماهیگیران محلی پول داد تا او را به جزیره ببرند.
چاو بخشی از جنبشی بینالمللی از ماجراجویان جوان بود که آرزو داشتند مسیحیت را به گوشههای «دستنیافته» جهان برسانند.
بر اساس گزارشی مفصل در گاردین (The Guardian)، چاو فردی آموزشدیده در زندگی در طبیعت بود. او چندین مرحله واکسیناسیون انجام داده بود تا مطمئن شود بیماریهای بیرونی را به سنتینلیها منتقل نمیکند.
یادداشتهای غمانگیز دفترچه چاو

چاو سفر تبلیغی خود را در دفترچهای ثبت میکرد. او برای مواجهه با هر نوع وضعیت احتمالی در تماس با ساکنان متخاصم آماده شده بود؛ حتی فورسپس دندانپزشکی همراه داشت تا اگر تیری به او اصابت کرد، بتواند آن را بیرون بکشد.
وقتی چاو نخستین بار به سوی جزیره رفت، یک ماهی بزرگ را بهعنوان هدیه همراه داشت. او در دفترچهاش نوشت: «فریاد زدم: نام من جان است، من شما را دوست دارم و عیسی شما را دوست دارد.»
پاسخ سنتینلیها تیر بود.
چاو دوباره بازگشت و این بار نیز از تیرهای بیشتری جاخالی داد. طبق گزارشی دیگر در نیویورکر (The New Yorker)، یکی از تیرها که پسر نوجوانی شلیک کرده بود، به انجیل ضدآب چاو برخورد کرد و آن را سوراخ کرد.
آن شب چاو در دفترچهاش نوشت: «اگر میخواهی واقعاً تیر بخورم، یا حتی با تیر کشته شوم، پس همینطور باشد. البته فکر میکنم زنده بودنم مفیدتر باشد، اما ای خدا، هرچه رخ دهد، همه جلالش را به تو میدهم. من نمیخواهم بمیرم.»
اما تراژدی دقیقاً همانطور رخ داد. به گفته ماهیگیرانی که چاو را به جزیره رسانده بودند، آنها دیدند سنتینلیها بدن او را به ساحل کشیدند و دفن کردند. دولت هند نتوانست بقایای چاو را بازگرداند.
سیاست محتاطانه جدید؛ «دست نزن، فقط مراقب باش»
در سال ۲۰۲۱، بررسی انسانشناسی هند سندی منتشر کرد و در آن پیشنهاد داد که درباره سنتینل شمالی باید سیاست «دستنزن، چشمبرندار» اجرا شود.
بر اساس این رویکرد، بهجای تلاش برای بازدید از جزیره، دولت باید از سنتینلیها در برابر تهدیدهای بیرونی محافظت کند؛ تهدیدهایی که در متن با عنوان چهار T معرفی شدهاند:
- سفر (Travel)
- گردشگری (Tour)
- حملونقل (Transport)
- تجارت (Trade)
هدف این سیاست آن است که به جای دخالت مستقیم، از «بهشت دستنخورده» سنتینلیها در برابر فشارهای جهان بیرون محافظت شود.
در نهایت، جزیره سنتینل شمالی یکی از نادرترین نمونههای باقیمانده از جوامعی است که عمداً از جهان مدرن فاصله گرفتهاند. مردم سنتینلی قرنهاست با تیر، انزوا و مقاومت، مرز میان خود و بیرون را حفظ کردهاند.
از نخستین مشاهده آتشهای شبانه توسط کشتی شرکت هند شرقی بریتانیا در سال ۱۷۷۱، تا تلاشهای انسانشناسان در سالهای ۱۹۶۷ و دهه ۱۹۹۰، و از مرگ زندانی فراری در ۱۸۹۶ تا کشته شدن جان آلن چاو در ۲۰۱۸، یک پیام ثابت در این تاریخ دیده میشود: سنتینلیها نمیخواهند وارد جهان ما شوند و نمیخواهند ما وارد جهان آنها شویم.
شاید مهمترین درسی که انسانشناسانی مانند مادهومالا چاتوپادهیای آموختهاند همین باشد: این مردم بیش از آنکه به نجات، آموزش یا تماس نیاز داشته باشند، به تنها گذاشته شدن نیاز دارند. محافظت واقعی از سنتینل شمالی شاید نه در نزدیک شدن، بلکه در دور ماندن باشد.





