چارلی اکسسیاکس از زندگی بعد از «Brat» میگوید؛ از فرسودگی روانی تا آلبوم بعدی

«چارلی اکسسیاکس» در گفتوگوی تازهاش با مجله «Rolling Stone» با صراحتی کمسابقه از زندگی بعد از موفقیت عظیم آلبوم «Brat» حرف زده؛ موفقیتی که اگرچه جایگاه او را بیش از پیش تثبیت کرد، اما به گفته خودش فشار روانی، فرسودگی خلاقه و حتی بدترین وضعیت ذهنی زندگیاش را هم به همراه داشته است.
این خواننده ۳۳ ساله که با آلبوم «Pop 2» و بعدتر «Brat» به یکی از مهمترین چهرههای پاپ معاصر تبدیل شد، در این مصاحبه درباره آلبوم بعدیاش، برداشتها از «آلبوم راک» احتمالیاش، رابطهاش با «ایجی کوک، سوگواری برای «سوفی»، شهرت، شبکههای اجتماعی و حتی علاقهاش به سینما و سوئد صحبت کرده است.
چارلی در بخشی از این گفتوگو تأکید میکند که هرگز علاقهای به تکرار خودش ندارد و همین تضاد میان آثارش، بخشی از هویت هنری اوست. او میگوید: «تمام آلبومهای من در تضاد با هم کار میکنند. در برابر هم مقاومت میکنند و همین، بافت پیونددهنده آنهاست.» او همچنین اضافه میکند که از همان زمان ساخت «Brat» میدانست دیگر هرگز چنین آلبومی نخواهد ساخت: «از نظر خلاقه برایم رضایتبخش نیست که یک چیز را دو بار بسازم.»
او در ادامه به بحثهایی که درباره آلبوم بعدیاش و احتمال راک بودن آن مطرح شده هم واکنش نشان داد و گفت این برداشت بیشتر ساخته فضای بیرونی است تا حرف خود او. چارلی توضیح داد: «مشخص است که بحث زیادی درباره این بوده که من دارم یک آلبوم راک میسازم، در حالیکه من هرگز چنین چیزی نگفتهام. راستش من هیچوقت به ژانر به شکل دوتایی نگاه نکردهام. این برایم یک تصور قدیمی است. حتی خودم هم دقیقاً نمیدانم ژانرش چیست. فقط من هستم و «ایجی کوک» و «فین کین» که کار خودمان را میکنیم.»
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای این گفتوگو، توضیح او درباره مصرع «The dance floor is dead» بود؛ جملهای که برخی آن را حملهای به وضعیت موسیقی رقص تعبیر کرده بودند. اما چارلی میگوید منظورش کاملاً شخصی بوده و به رابطه خودش با «Brat» برمیگردد، نه به قضاوت درباره صحنه موسیقی الکترونیک. او گفت: «این مصرع کاملاً درباره رابطه من با “Brat” و تجربه شخصیام با آن آلبوم است.» او همچنین تأکید کرد که موسیقی رقصی و الکترونیک در حال حاضر در وضعیت فوقالعادهای قرار دارد و از هنرمندانی مانند «اسلیتر»، «آوریل هارپر گری» و «پینکپنترس» نام برد.
با این حال، صادقانهترین بخش گفتوگو جایی است که چارلی از وضعیت روانیاش حرف میزند. او میگوید در ماههای اخیر تا حد زیادی از فضای آنلاین فاصله گرفته، چون برای ذهنش بهتر بوده است. به گفته خودش، با وجود آنکه همیشه بهعنوان هنرمندی بسیار آنلاین شناخته میشد، حالا دیگر کمتر سراغ این فضا میرود. او اعتراف کرد: «اخیراً واقعاً با سلامت روانم درگیر بودهام، تا جایی که اگر بخواهم صادق باشم، از نظر ذهنی در بدترین وضعیت زندگیام هستم.»
چارلی حتی فاش کرد که بعد از «Brat» تا آستانه کنارهگیری موقت از موسیقی هم پیش رفته بود. او گفت: «واقعاً، واقعاً آماده بودم که کنار بکشم و استراحت کنم و دیگر موسیقی نسازم. از نظر خلاقه کاملاً تخلیه شده بودم و هیچ انگیزهای برای نوشتن چیز تازه نداشتم. بعد ناگهان الهام از راه رسید.»
او در بخش دیگری از مصاحبه درباره رابطهاش با «ایجی کوک»، همکار قدیمی و نزدیکش، هم توضیح داد و گفت: «ما دوستیمان را از طریق ساختن چیزها به هم منتقل میکنیم.» این جمله، تصویری روشن از پیوند خلاقانهای میدهد که سالهاست در مرکز بسیاری از مهمترین آثار چارلی قرار دارد.
چارلی همچنین روشن کرد که علاقهای ندارد مدام معنای آثارش را برای دیگران توضیح دهد. او گفت: «واقعاً احساس نمیکنم لازم باشد نیتهایم را پشت هر کاری که میکنم توضیح بدهم.» با این حال اضافه کرد که از نظر او، یک اثر میتواند همزمان صادقانه و بامزه باشد و لازم نیست این دو کیفیت از هم جدا باشند. او گفت اگر بعضیها این رویکرد را «ترول کردن» تعبیر میکنند، برایش مسئلهای نیست.
فشار ناشی از حاشیهها و گفتوگوهای عمومی هم باعث شده چارلی فعلاً بخواهد از مصاحبههای مفصل فاصله بگیرد. او در اینباره گفت: «این گفتمان خیلی پرسر و صداست و گاهی میتواند واقعاً طاقتفرسا باشد. احتمالاً این آخرین مصاحبه بلند من با یک روزنامهنگار برای مدتی خواهد بود.»
او درباره تغییر نگاه مردم به خودش پیش و پس از «Brat» هم با لحنی طعنهآمیز صحبت کرد و گفت پیش از این آلبوم، برای خیلیها فقط همان دختری بود که «Boom Clap» را خوانده، اما حالا برای کسانی که او را فقط از دوره «Brat» میشناسند، زنی است که سیگار میکشد، عینک آفتابی میزند و رنگ سبز را دوست دارد.
چارلی در ادامه از محدودیتهای موفقیت هم حرف زد و گفت: «خندهدار است که موفقیت چطور میتواند تو را در قفس بیندازد.» با این حال او تأکید کرد که چون در طول سالها هم موفقیتهای مختلف را تجربه کرده و هم شکستها را، درک خوبی از فراز و فرودهای پاپ و فرهنگ عامه دارد و به همین دلیل همچنان در خلق اثر بعدیاش احساس آزادی میکند.
بخش مهم دیگری از این گفتوگو به فقدان «سوفی» اختصاص داشت؛ هنرمندی که تأثیر عمیقی بر زندگی و کار چارلی گذاشت. او گفت: «من کسی را از دست دادم که زندگیام را کاملاً تغییر داد.» به گفته چارلی، کار کردن روی این احساسات در موسیقی برایش جنبهای درمانگر داشته و کمک کرده با سوگ، پیچیدگیهای رابطه خلاقانه و حس فقدان کنار بیاید.
او حتی از زاویهای وجودیتر هم به زندگی نگاه کرد و گفت این روزها بیش از گذشته به تمام شدن زندگی فکر میکند: «الان در این ذهنیت هستم که زندگی من هم تمام میشود، همانطور که زندگی همه ما تمام میشود. میخواهم دقیقاً همانطور که خودم میخواهم زندگی کنم، چون فرصتی برای تکرار وجود ندارد.»
در بخشی احساسی از مصاحبه، چارلی اعتراف کرد که این روزها از نظر عاطفی بسیار بیثبات شده است. او خطاب به خبرنگار گفت که همیشه در چنین گفتوگوهایی احساس امنیت نمیکند، اما این بار حس کرده با احترام و مهربانی با او برخورد شده و همین موضوع او را تحت تأثیر قرار داده است.
او همچنین درباره علاقهاش به بازیگری گفت که مشتاق است در صحنه فیلمبرداری چیزهای مختلف یاد بگیرد و تجربه کند: «میخواهم مثل یک اسفنج همهچیز را جذب کنم.» در ادامه هم از علاقه گستردهاش به سینما حرف زد و توضیح داد که اهل سختگیری و نخبهگرایی در انتخاب فیلم نیست. به گفته او، آخر هفته ایدهآلش این است که دیر از خواب بیدار شود، چهار فیلم را پشت سر هم تماشا کند و غذا سفارش بدهد؛ راهی برای فرار موقت به جهانی دیگر.
در بخشهای سبکتر گفتوگو، چارلی از علاقهاش به سوئد هم گفت و توضیح داد که هر بار به آنجا میرود، احساس ثبات و زمینگیر شدن به او دست میدهد. او همچنین از موفقیت هنرمندانی که سالها کار کردهاند و حالا به لحظه درخشش خود رسیدهاند ابراز خوشحالی کرد؛ از جمله «زارا لارسون» و «ری». او درباره «ری» گفت که سالهاست او را میشناسد و مسیرش برای تبدیل شدن به یک هنرمند مستقل، برایش بسیار جذاب و الهامبخش بوده است.
چارلی در پایان از «جان کاله» هم نام برد و گفت آشنایی با او برایش همچنان باورنکردنی است: «فقط واقعاً احساس افتخار میکنم که او را میشناسم. انگار میگویی: “اصلاً این چه اتفاقی است؟”»
این گفتوگوی تازه بیش از هر چیز نشان میدهد که زندگی بعد از «Brat» برای چارلی فقط ادامه یک موفقیت بزرگ نبوده، بلکه دورهای پیچیده از فشار، بازاندیشی، سوگواری، خستگی و جستوجوی دوباره برای الهام بوده است؛ دورهای که احتمالاً آلبوم بعدی او را به یکی از شخصیترین آثارش تبدیل خواهد کرد.





