کیت بلانشت از «سامانه ثبت رضایت انسانی» رونمایی کرد؛ ابتکار تازه هالیوود برای مقابله با سوءاستفاده هوش مصنوعی از هویت افراد

کیت بلانشت، بازیگر سرشناس و برنده اسکار، میگوید شاید خودش را فردی آشنا با فناوری نداند، اما بهخوبی میتواند زمانی را تشخیص دهد که فناوری به یک مشکل جدی تبدیل میشود؛ بهویژه وقتی پای هوش مصنوعی در میان باشد.
او در گفتوگویی با ورایتی گفته است: «من تقریبا هیچ چیز درباره فناوری نمیدانم؛ اما وقتی مشکلی یا چالشی را ببینم، آن را میفهمم.»
بلانشت که در سالهای اخیر بارها درباره پیامدهای گسترش هوش مصنوعی هشدار داده، هفته گذشته در پارلمان اروپا از پروژهای با عنوان «Human Consent Registry» رونمایی کرد؛ ابزاری عمومی و رایگان که به افراد اجازه میدهد مشخص کنند نام، تصویر و هویت آنها چگونه و تحت چه شرایطی میتواند توسط مدلهای هوش مصنوعی مورد استفاده قرار بگیرد.
این ابزار را سازمان غیرانتفاعی آراسال مدیا (RSL Media) طراحی کرده؛ نهادی که کیت بلانشت یکی از همبنیانگذاران آن است و فعالیتش از ماه گذشته آغاز شده. فلسفه اصلی این پروژه بر این ایده استوار است که هویت هر فرد، نوعی مالکیت معنوی اوست و هر شخص باید این حق را داشته باشد که تعیین کند چه چیزهایی از هویتش توسط سیستمهای هوش مصنوعی جمعآوری یا به اصطلاح «اسکرپ» شود و چه چیزهایی نه.
بلانشت در توضیح ضرورت چنین طرحی گفته است: «چالش اینجاست که مدلهای هوش مصنوعی با سرعتی بسیار زیاد در حال تکثیر و منشعب شدن هستند و همین باعث شده بسیاری از ما ندانیم اول باید سراغ حل کدام بخش از مسئله برویم.» او اضافه کرده است که دلیل پیوستنش به این پروژه، ارائه یک استاندارد باز، ساده و غیرانتفاعی بوده؛ راهحلی که افراد بتوانند هنگام مذاکره با شرکتها و نهادهای مختلف به آن استناد کنند.
بلانشت در نشست پارلمان اروپا در کنار اِوا مایدل، نماینده بلغارستان در پارلمان اروپا، نیکی هکسوم، همبنیانگذار آراسال مدیا، و استیون سودربرگ، فیلمساز برنده اسکار و از حامیان این پروژه، حضور داشت. او در این نشست تأکید کرد که صنعت فناوری به یک استاندارد باز و شفاف نیاز دارد تا از نحوه استفاده هوش مصنوعی از هویت افراد محافظت شود.
نام اختصاری RSL مخفف عبارت «Really Simple Licensing» است؛ مفهومی که میتوان آن را «مجوزدهی واقعاً ساده» توصیف کرد. این پروژه تاکنون حمایت چهرههای مطرحی چون تام هنکس، اما تامپسون و خاویر باردم را به دست آورده و آژانس استعدادیابی سیایای (CAA) نیز بهعنوان شریک به آن پیوسته است.
این ابتکار در شرایطی مطرح میشود که اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا (Artificial Intelligence Act) را تصویب کرده و در ایالات متحده آمریکا نیز طرحهایی مانند قانون «NO FAKES Act» برای مقابله با دیپفیکها و محتوای جعلیِ تولیدشده با هوش مصنوعی مطرح شدهاند. با این حال، هنوز سازوکارهای قانونی روشن و در دسترس زیادی وجود ندارد که افراد بتوانند بهطور مشخص اعلام کنند هوش مصنوعی تا چه اندازه مجاز به استفاده از هویت آنهاست.
در حال حاضر، بسیاری از شرکتهایی که خدمات حفاظت از چهره، صدا و هویت دیجیتال را ارائه میدهند، هزینههای بسیار بالایی دریافت میکنند؛ هزینههایی که گاهی به دهها هزار دلار میرسد. همین مسئله باعث شده برخی چهرههای شناختهشده مانند تیلور سوئیفت و متیو مککانهی برای حفاظت قانونی در برابر سرقت هویت توسط هوش مصنوعی، نام و تصویر یا صدای خود را بهصورت رسمی ثبت و علامت تجاری کنند.
هدف سامانه ثبت رضایت انسانی این است که این خلأ را با ایجاد یک مرکز رایگان و متمرکز پر کند؛ فضایی که در آن افراد بدون نیاز به وکیل یا پرداخت هزینههای سنگین، بتوانند درباره استفاده از شباهت ظاهری و هویت خود اعلام نظر و از آن محافظت کنند. بنیانگذاران این طرح امیدوارند چنین سامانهای در آینده به مبنایی برای مقرراتگذاری گستردهتر در حوزه هوش مصنوعی تبدیل شود.
استیون سودربرگ نیز در این باره گفته است: «اگر قرار باشد راهحلی وجود داشته باشد، باید بر پایه چنین چارچوبی بنا شود؛ وگرنه به سمت یک سیستم طبقاتی میرویم که در آن فقط بعضیها به این حقوق و حمایتها دسترسی دارند و کسانی که توان پرداخت ندارند، از آن محروم میمانند.» او این سازوکار را راهحلی «هوشمندانه، ساده و قابلفهم» توصیف کرده است.
به گفته نیکی هکسوم، ایده شکلگیری این سامانه از تلاش او برای ایجاد یک شرکت ضبط موسیقی مبتنی بر خودکارسازی به وجود آمد؛ پروژهای که قرار بود واسطههایی را که ممکن است از هنرمندان سوءاستفاده کنند، حذف کند. اما بخش زیادی از زمان او صرف ارسال اخطارهای حذف محتوا برای افرادی شد که از آثار هنرمندانش سوءاستفاده میکردند؛ موضوعی که به گفته او نشان داد در فضای آنلاین، ابزارهای کافی برای دفاع افراد از خود و آثارشان وجود ندارد.
هکسوم گفته است: «وقتی اینترنت ساخته شد، کسی ننشسته بود به این فکر کند که قرار است مالکیت چه چیزهایی چطور تعیین شود.» او حفاظت از شباهت ظاهری و هویت را یک حق انسانی دانسته و توضیح داده که اینترنت از ابتدا فضایی غیرمتمرکز برای اشتراکگذاری بود و به همین دلیل، لایهای از رضایتمندی در طراحی اولیه آن وجود نداشت؛ خلئی که حالا با ظهور هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.
کاربران این سامانه که در حال حاضر برای عموم مردم در آمریکا و اتحادیه اروپا در دسترس است، میتوانند یک پرونده زمانی یا کدگذاریشده از هویت خود ایجاد کنند. در این پرونده، اطلاعاتی مانند نام، حرفه، شرح کوتاهی از هویت فرد و چندین لینک برای احراز هویت درج میشود. سپس سامانه یک مدل شبیه چراغ راهنمایی ارائه میدهد: رنگ قرمز به معنای ممنوعیت کامل استفاده هوش مصنوعی از هویت فرد است، رنگ زرد استفاده مشروط را نشان میدهد و رنگ سبز به معنای رضایت برای استفاده است.
پس از ثبت این اطلاعات، سامانه کدی تولید میکند که برای مدلهای هوش مصنوعیِ در حال جمعآوری داده از اینترنت قابل خواندن است. هکسوم گفته است که آراسال مدیا تاکنون با شرکتهای اوپنایآی (OpenAI) و آنتروپیک (Anthropic) آشنا شده؛ دو شرکتی که چتباتهای «ChatGPT» و «Claude» آنها از بازیگران اصلی این حوزه هستند. این سازمان همچنین گفتوگوهای گستردهای با سگ-افترا (SAG-AFTRA) و آژانسهای استعدادیابی درباره نحوه ثبت اعضای آنها در این سامانه داشته است.
برنامه بعدی آراسال مدیا این است که دامنه این سامانه را فراتر از هویت اشخاص گسترش دهد و آثار دارای حق نشر مانند کتابها، موسیقی و فیلمها را نیز در بر بگیرد.
هکسوم در توضیح نگاه این پروژه به هوش مصنوعی گفته است: «بحث این نیست که هوش مصنوعی باید وجود داشته باشد یا نه؛ مسئله این است که آیا مردم حق دارند درباره حضور داشتن یا نداشتن در این فرایند رضایت بدهند یا نه. فناوری اینجاست و قرار نیست از بین برود. حالا سؤال اصلی این است که آیا من با آن موافقم یا نه؟ اگر موافقم، بسیار خوب؛ اگر نه، باید راهی عملی داشته باشم که بگویم نمیخواهم بخشی از آن باشم.»
این پروژه از این جهت نیز جالب توجه است که در دورهای شکل گرفته که هالیوود هنوز بر سر نحوه استفاده از هوش مصنوعی دچار شکاف جدی است. از یک سو، برخی با استفاده از بازیگران تولیدشده با هوش مصنوعی مانند تیلی نوروود، فیلمهای کاملاً تولیدشده با این فناوری یا بهکارگیری آن بهعنوان ابزار تولید موافقاند؛ و از سوی دیگر، بسیاری نسبت به پیامدهای آن هشدار میدهند.
کیت بلانشت پیشتر گفته بود که هوش مصنوعی میتواند برای صنعت سرگرمی «بهشدت ویرانگر» باشد. در مقابل، استیون سودربرگ بهصورت علنی از استفاده خود از هوش مصنوعی مولد در آثاری مانند «John Lennon: The Last Interview» و فیلم تازهاش درباره جنگ آمریکا و اسپانیا با بازی واگنر مورا صحبت کرده است.
بلانشت میگوید میپذیرد که هوش مصنوعی یک نقطه عطف در صنعت سرگرمی است و حتی از ظرفیت آن برای انجام کارهای خستهکننده و تکراری نیز استقبال میکند. اما مرز اصلی برای او جایی است که برخی افراد با رویکردی «بیفکرانه» تصور میکنند رضایت انسان مانعی در برابر خلاقیت آنهاست. از نظر او، همین نگاه میتواند خطر استفاده بدون مجوز از صدا و چهره افراد را افزایش دهد و به همین دلیل، این فناوری به گفتوگو، توافق و تأمل نیاز دارد.
او در اینباره گفته است: «این مکث خیلی مهم است. آن لحظه برای نفس کشیدن و فکر کردن، بخش بسیار مهمی از فرایند خلاقه است. وقتی انسانها مجبور میشوند در مسیر خلاقیت فقط در جریان پرشتاب فناوری حرکت کنند، به نظرم نتیجهاش مخرب و ضدسازنده خواهد بود.»
سودربرگ نیز در تکمیل این بحث بر واژه «بهتر» تأکید کرده و گفته است باید از خود پرسید آیا این فناوری واقعا چیزی را ممکن میکند که بدون آن نمیشد انجام داد؟ به گفته او، درباره نمونههایی مثل تیلی نوروود، مسئله ساده است: باید توضیح داده شود چرا حضور یک شخصیت یا بازیگر تولیدشده با هوش مصنوعی از بهکارگیری یک بازیگر واقعی «بهتر» است.
با وجود همه این بحثها، حامیان پروژه معتقدند هوش مصنوعی همچنان به رشد خود ادامه خواهد داد و خطر تحریف یا سوءاستفاده از هویت افراد نیز همراه آن بیشتر میشود؛ از ستارههای برنده اسکار گرفته تا مردم عادی. با این حال، آراسال مدیا امیدوار است با رویکرد خدمات عمومی و رایگان خود، نگرانیها درباره اینکه ابزارهای حفاظتی ممکن است مانع پیشرفت فناوری شوند را کاهش دهد. به گفته بلانشت و سودربرگ، اعضای پارلمان اروپا نیز فارغ از گرایشهای مختلف، از این سامانه استقبال کردهاند.
بلانشت در پایان تأکید کرده است: «این استاندارد قرار نیست یکشبه رابطه ما را با فناوری متحول کند. هرچه افراد بیشتری آن را به کار بگیرند، شانس اثرگذاری واقعی آن بیشتر میشود. اما باید از یکجا شروع کنیم، چون بیفکری دشمن خلاقیت است.»
پیام نهایی او نیز روشن است: این سامانه رایگان است و همه میتوانند از آن استفاده کنند. او گفته است: «از پیشدبستانیها تا دانشگاهها میتوانند از آن استفاده کنند. این ابزار رایگان است.»





