MCU هنوز با پیامدهای واقعی پایان «Avengers: Endgame» روبهرو نشده است

فیلم «Avengers: Endgame» بدون تردید یکی از مهمترین آثار تاریخ دنیای سینمایی مارول یا همان MCU است؛ شاید حتی مهمترین آنها. این فیلم نهفقط نبرد نهایی اونجرز با بزرگترین دشمنشان یعنی تانوس را به تصویر کشید، بلکه با مرگ شخصیتهای بزرگی مثل ناتاشا رومانوف / بلک ویدو و تونی استارک / آیرون من، یکی از احساسیترین نقاط عطف این جهان سینمایی را رقم زد. مهمتر از همه، این فیلم بازگشت نیمی از موجودات زنده را پس از فاجعه «Avengers: Infinity War» ممکن کرد؛ اتفاقی عظیم که از نظر احساسی و روایی، یکی از تکاندهندهترین لحظات MCU بود.
با این حال، حالا که هفت سال از بازگرداندن همه آن آدمها در پایان «Endgame» گذشته، به نظر میرسد مارول بیش از حد مایل است از کنار پیامدهای واقعی این اتفاق عبور کند.
پیروزی «Endgame» پیامدهای داستانی بسیار بزرگی داشت
به نقل از اسکرینرنت، تصور ابعاد واقعی بازگشت نیمی از حیات جهان پس از پنج سال غیبت تقریبا غیرممکن است. MCU در سالهای بعد، بعضی از این پیامدها را در سطح فردی نشان داده است؛ برای مثال، صحنه ناپدید شدن و بازگشت یلنا بلوا مقابل آینه حمام، یا لحظه دردناک مونیکا رمبو که متوجه میشود مادرش ماریا رمبو در همان پنج سالی که او غایب بوده، از دنیا رفته است.
این نمونهها به مخاطب نشان دادند که «بازگشت» برای برخی شخصیتها چه معنایی داشته، اما در مقیاس کلان، ماجرا بسیار پیچیدهتر و ویرانگرتر از اینهاست.
بازگشت نیمی از جهان باید همهچیز را به هم میریخت
اگر بخواهیم منطقی به موضوع نگاه کنیم، بازگشت ناگهانی نیمی از جمعیت جهان بعد از پنج سال، باید پیامدهایی غیرقابل اندازهگیری به همراه میداشت. بسیاری از آدمها احتمالا برگشتهاند و دیدهاند خانهشان حالا در اختیار فرد دیگری است. دولتها باید از نو سازماندهی میشدند، چون بهاحتمال زیاد درباره اینکه چه کسی واقعا در قدرت است یا کدام مقام انتخابی مشروعیت دارد، اختلافهای جدی شکل میگرفت.
در روابط شخصی هم اوضاع میتوانست فاجعهبار باشد. کسی ممکن بود برگردد و بفهمد شریک عاطفیاش سالهاست با فرد دیگری وارد رابطه شده است. کودکانی هم میتوانستند در این مدت به خانوادههای دیگری سپرده یا حتی به فرزندخواندگی پذیرفته شده باشند و بعد ناگهان والدین اصلیشان بازگردند.
از سوی دیگر، معکوس شدن «بلیپ» و عملا دو برابر شدن دوباره جمعیت پس از پنج سال، فشار سنگینی بر کشورها، اقتصاد، منابع، خدمات درمانی، آموزش و زیرساختها وارد میکرد؛ شاید حتی شدیدتر از بحران اولیهای که خود تانوس با یک بشکن ایجاد کرده بود.
به همین دلیل، اغراق نیست اگر گفته شود جوامع میتوانستند واقعا از هم بپاشند. اما فیلمها و سریالهای MCU در سالهای اخیر، این ابعاد فاجعهبار را آنطور که باید، به شکلی واقعگرایانه نشان ندادهاند.
بسیاری از آثار بعد از «Endgame» از کنار این بحران گذشتهاند

البته برای انصاف باید گفت همه آثار مارول این مسئله را کاملا نادیده نگرفتهاند. مثلا در سریال «The Falcon and the Winter Soldier» یکی از خطوط اصلی داستان به گروه فلگ اسمشرز مربوط میشد؛ گروهی که با تغییرات ناشی از بازگشت همه مردم کنار نمیآمدند و تا حدی میخواستند ساختار مرزبندی کشورها را که بعد از «Infinity War» دچار تغییر شده بود، از میان ببرند.
اما در بسیاری از آثار دیگر، این ماجرا یا فقط در حد اشارهای گذرا مطرح شده، یا با راهحلهایی بسیار راحت و داستانی از کنارش عبور شدهاند؛ طوری که اتفاقات «Infinity War» و «Endgame» کمتر از آنچه باید، عظیم و تعیینکننده به نظر میرسند.
برای نمونه، «Spider-Man: Far From Home» تا حدی به مشکلات بازگشت دانشآموزان به مدرسه بعد از پنج سال اشاره میکند؛ از جمله اینکه جمعیت دانشآموزی ناگهان بیشتر میشود. اما در عین حال، اینکه پیتر پارکر، امجی و ند هر سه جزو کسانی بودهاند که «بلیپ» شدهاند، بیش از حد برای داستان راحت و مناسب است؛ چون باعث میشود همسن بمانند و روایت اصلی چندان بههم نریزد.
«Guardians of the Galaxy Vol. 3» هم بزرگی ماجرا را کمرنگ کرد
بازبینی «Guardians of the Galaxy Vol. 3» هم همین حس را تقویت میکند. این فیلم بعد از «Endgame» جریان دارد، اما بازگشت نیمی از حیات در آن چندان مهم و تعیینکننده به نظر نمیرسد. درست است که مرگ گامورا در «Infinity War» و بازگشت نسخهای دیگر از او از یک خط زمانی متفاوت، برای داستان مهم است، اما خود رویداد بازگشت نیمی از جهان تقریبا تأثیر پررنگی در فیلم ندارد.
در واقع، جدا از ماجرای گامورا، بسیاری از تماشاگران میتوانند «Guardians of the Galaxy Vol. 3» را بدون دیدن «Infinity War» یا «Endgame» هم تماشا کنند و کاملا متوجه داستان شوند. برای رویدادی به آن عظمت، این وضعیت عجیب به نظر میرسد.
آیا MCU اصلا میتواند چنین ایده عظیمی را مدیریت کند؟
با توجه به مسیر فعلی مارول، این سؤال جدی مطرح میشود که آیا MCU اصلا میتواند با جزئیات روایی چنین اتفاق بزرگی کنار بیاید یا نه. تا اینجا، پاسخ احتمالا منفی است. حتی ممکن است این مشکل با نزدیک شدن «Avengers: Doomsday» بیشتر هم بشود.
در تئوری، بازگشت نیمی از جمعیت باید روی داستان تازه هم اثر بگذارد و «Endgame» همچنان نقش مهمی در آینده این جهان سینمایی داشته باشد. برخی تغییرات و نشانههای مربوط به «Doomsday» دستکم این امید را ایجاد میکنند که شاید چنین شود.
با این حال، این احتمال هم وجود دارد که «Avengers: Doomsday» ترجیح بدهد بهجای درگیر شدن با بار سنگین گذشته، روی داستانی تازه تمرکز کند. این تصمیم از یک جهت قابل درک است، اما اگر چنین شود و فیلم هم مثل بسیاری از آثار پس از «Endgame» از کنار ابعاد لرزهای آن اتفاق عبور کند، بدون شک یک فرصت بزرگ از دست خواهد رفت.
MCU هنوز بدهی رواییاش به «Endgame» را نپرداخته است
در نهایت، مشکل اصلی این نیست که مارول درباره «بلیپ» هیچ چیز نگفته؛ مسئله این است که هنوز به اندازه بزرگی واقعی آن اتفاق به سراغش نرفته است. بازگشت نیمی از موجودات زنده پس از پنج سال، باید یکی از تعیینکنندهترین و ویرانگرترین تحولات تاریخ این جهان داستانی میبود؛ تحولی که آثار بعدی را در همه سطوح، از سیاست و اقتصاد تا روابط انسانی، زیر سایه خود ببرد.
اما چیزی که تاکنون دیدهایم، بیشتر مجموعهای از اشارههای محدود و پیامدهای فردی بوده، نه مواجههای کامل با یک بحران تمدنی.





