«بازگشت رینگو»؛ وسترن اسپاگتی فراموششدهای که در واقع نسخه کابویی «اودیسه» است
فیلم «The Return of Ringo» برخلاف تصور، دنباله «A Pistol for Ringo» نیست؛ بلکه بازخوانی هوشمندانهای از بازگشت اودیسه به خانه، این بار با هفتتیر و گردوغبار غرب وحشی است.

اگر اسم «بازگشت رینگو» (The Return of Ringo) را کنار «یک تپانچه برای رینگو» (A Pistol for Ringo) ببینید، احتمالا اولین حدستان این است: خب، این یکی دنباله آن یکی است. منطقی هم به نظر میرسد؛ همان کارگردان، همان بازیگر اصلی، همان نام «رینگو» و حتی فاصله اکران کوتاه. اما ماجرا کمی پیچیدهتر و جذابتر است. «The Return of Ringo» بیشتر از آنکه ادامه یک وسترن باشد، نسخه اسپاگتی وسترن «اودیسه» (The Odyssey) است.
اول از همه؛ این فیلم دنباله «A Pistol for Ringo» نیست
«بازگشت رینگو» ساخته سال ۱۹۶۵ به کارگردانی «دوچو تساری» (Duccio Tessari)، با وجود همه شباهتهای ظاهری، دنباله مستقیم «A Pistol for Ringo» نیست. این سوءتفاهم البته کاملا قابل درک است.
هر دو فیلم را «دوچو تساری» کارگردانی کرده است. در هر دو، «جولیانو جما» (Giuliano Gemma) با نام هنری «مونتگومری وود» (Montgomery Wood) نقش شخصیتی به نام «رینگو» را بازی میکند. هر دو فیلم هم در یک سال اکران شدند: «A Pistol for Ringo» در مه ۱۹۶۵ و «The Return of Ringo» در دسامبر همان سال.
حتی گروه تولید تا حد زیادی مشترک بود و چند بازیگر نقش مکمل هم در هر دو فیلم حضور داشتند. با این حساب، طبیعی است که مخاطب فکر کند با یک قسمت دوم طرف است. اما از نظر داستانی، «The Return of Ringo» مسیر مستقلی دارد و ایده اصلیاش را از جایی بسیار قدیمیتر میگیرد: حماسه یونانی «The Odyssey».
انیو موریکونه؛ امضای موسیقی روی هر دو رینگو

یکی دیگر از پیوندهای مهم میان این دو فیلم، موسیقی آنهاست. موسیقی هر دو اثر را «انیو موریکونه» (Ennio Morricone) ساخت؛ آهنگسازی که نامش با تاریخ وسترن اسپاگتی گره خورده است.
البته حضور «انیو موریکونه» بهتنهایی دلیل کافی برای دنباله بودن دو فیلم نیست. او در آن دوران بهشکل حیرتانگیزی پرکار بود. فقط در سال ۱۹۶۵، علاوه بر این دو فیلم، موسیقی ۱۱ فیلم دیگر را هم ساخت؛ از جمله وسترن مهم «برای چند دلار بیشتر» (For a Few Dollars More) ساخته «سرجو لئونه» (Sergio Leone).
«انیو موریکونه» در ژوییه ۲۰۲۰ در ۹۱ سالگی درگذشت و تا دهه ۲۰۱۰ هم همچنان فعال ماند. جالب اینکه در سال ۲۰۱۵ نیز برنده اسکار شد؛ افتخاری دیرهنگام برای آهنگسازی که دههها قبل از آن، موسیقی سینما را دگرگون کرده بود.
وسترن اسپاگتی یعنی چه و چرا مهم است؟
«وسترن اسپاگتی» (Spaghetti Western) اصطلاحی است برای وسترنهایی که عمدتا در ایتالیا و اروپا ساخته میشدند و در دهه ۱۹۶۰ به اوج رسیدند. این فیلمها معمولا خشنتر، تلختر و از نظر اخلاقی خاکستریتر از وسترنهای کلاسیک آمریکایی بودند.
قهرمانهای این آثار کمتر شبیه شوالیههای پاکدست بودند و بیشتر به مردانی زخمخورده، فرصتطلب یا انتقامجو شباهت داشتند. در همین فضاست که «The Return of Ringo» جالب میشود؛ چون به جای تکرار صرف فرمول تیراندازی و انتقام، یک الگوی اسطورهای را به شهرهای خاکی غرب وحشی منتقل میکند.
«The Return of Ringo» و بخش پایانی «The Odyssey»

«The Return of Ringo» در اصل برداشت ایتالیایی و وسترن از بخش خاصی از «The Odyssey» است؛ بخشی که بعد از بازگشت «اودیسه» (Odysseus) به زادگاهش «ایثاکا» (Ithaca) اتفاق میافتد.
در حماسه هومر، «اودیسه» پس از سالها جنگ، سفر، هیولاها و خطرهای فراوان، به خانه برمیگردد. اما وقتی میرسد، میبیند خانهاش توسط خواستگارانی بیادب، تنبل و طمعکار اشغال شده؛ مردانی که میخواهند با همسرش ازدواج کنند و داراییاش را تصاحب کنند.
او برای اینکه بتواند اوضاع را بسنجد و بیگدار به آب نزند، خود را به شکل گدایی ناشناس درمیآورد و آرامآرام به خانه خودش نفوذ میکند. سپس در فرصتی مناسب، انتقام میگیرد.
فیلم «بازگشت» (The Return) محصول ۲۰۲۴ با بازی «رالف فاینز» (Ralph Fiennes) هم مشخصا روی همین بخش از «The Odyssey» تمرکز داشت. تفاوت «The Return of Ringo» این است که شمشیرهای کوتاه و تالارهای اسطورهای را کنار میگذارد و به جای آنها، هفتتیر، شهر مرزی و خشونت پس از جنگ داخلی آمریکا را وارد ماجرا میکند.
رینگو مثل اودیسه به خانه برمیگردد؛ اما با لباس گدا
داستان «The Return of Ringo» پس از جنگ داخلی آمریکا میگذرد. «رینگو» پیش از رفتن، مردی ثروتمند و شناختهشده در شهر بوده است. حالا که بازمیگردد، میبیند دارایی، خانه و جایگاهش توسط دیگران تصاحب شده است.
او برای آنکه شناخته نشود و بتواند فساد و شرارتی را که در نبودش شکل گرفته از نزدیک ببیند، خود را به شکل یک گدا درمیآورد. این همان نقطهای است که فیلم آشکارا به «The Odyssey» وصل میشود؛ قهرمانی که باید اول پنهان شود تا بتواند دوباره حق خود را پس بگیرد.
در ادامه، «رینگو» به عنوان دستیار یک گلفروش مشغول کار میشود؛ جزییاتی که شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما به یکی از ویژگیهای بصری جالب فیلم تبدیل شده است. برخی کاربران «لترباکسد» (Letterboxd) بهخصوص از استفاده فیلم از گلها و رنگها تعریف کردهاند و آن را یکی از نقاط قوت بصری اثر دانستهاند.
از خواستگاران اودیسه تا گنگسترهای مکزیکی

فیلم در ترجمه عناصر «The Odyssey» به دنیای وسترن، چند انتخاب بامزه و هوشمندانه دارد. در حماسه هومر، دشمنان اصلی «اودیسه» خواستگارانی هستند که خانه او را اشغال کردهاند. در «The Return of Ringo»، این جایگاه به گروهی از گنگسترهای مکزیکی داده شده است.
رهبر این گروه، «استبان» با بازی «فرناندو سانچو» (Fernando Sancho)، قصد دارد با «هالی» با بازی «لورلا د لوکا» (Lorella De Luca) ازدواج کند؛ زنی که همسر «رینگو» است. در عمل، «استبان» نهتنها جایگاه «رینگو» را در خانه گرفته، بلکه ثروت و قدرت او را هم تصاحب کرده است.
این تغییر باعث میشود داستان با منطق ژانر وسترن بهتر هماهنگ شود. در اینجا با خواستگارانی طولانیمدت و فرساینده طرف نیستیم، بلکه با غاصبانی روبهرو هستیم که در مدت کوتاهتری همهچیز را به زور گرفتهاند.
یک تفاوت مهم با «The Odyssey»: دختری که رینگو نمیشناخت
«The Return of Ringo» فقط کپی مستقیم «The Odyssey» نیست. یکی از تفاوتهای مهمش این است که شخصیت «رینگو» پس از بازگشت متوجه میشود دختری دارد که از وجودش خبر نداشته است.
این تغییر، بعد احساسی تازهای به داستان میدهد. «رینگو» فقط برای پس گرفتن خانه و ثروتش نمیجنگد؛ او با خانوادهای روبهرو میشود که در نبودش تغییر کرده و بخشی از آن را اصلا نمیشناخته است. همین نکته، بازگشت او را از یک ماموریت انتقامجویانه ساده، به داستانی درباره هویت، پدر بودن و جبران سالهای ازدسترفته تبدیل میکند.
غیبت ۲۰ ساله اودیسه، غیبت کوتاهتر رینگو
در «The Odyssey»، «اودیسه» ۲۰ سال از خانه دور است؛ ۱۰ سال در جنگ تروا و ۱۰ سال در مسیر بازگشت. همین غیبت طولانی باعث میشود ناشناس ماندن او باورپذیرتر باشد.
اما «رینگو» سرباز ارتش اتحادیه در جنگ داخلی آمریکا بوده؛ جنگی که حدود چهار سال طول کشید. بنابراین غیبت او بسیار کوتاهتر است. همین موضوع، موقعیت دراماتیک فیلم را جالبتر میکند. او باید در شهری پنهان بماند که هنوز ممکن است بسیاری از مردم او را به یاد بیاورند.
این تفاوت، تنش داستان را بالا میبرد. در هر لحظه ممکن است کسی چهره واقعی او را تشخیص دهد و نقشهاش بههم بریزد.
چرا شرورها در نسخه وسترن بیرحمتر به نظر میرسند؟
کوتاهتر بودن غیبت «رینگو» یک اثر دیگر هم دارد: شرارت دشمنان روشنتر و مستقیمتر میشود. در «The Odyssey»، خواستگاران سالها در خانه «اودیسه» جا خوش کردهاند و ماجرا حالتی فرسایشی و آیینی دارد. اما در «The Return of Ringo»، غاصبان خیلی سریع و بیپرده همهچیز را گرفتهاند.
آنها بیشتر شبیه دزدانی هستند که از نبود صاحبخانه استفاده کردهاند. همین باعث میشود مرزبندی اخلاقی فیلم شفافتر باشد؛ چیزی که با قواعد وسترن کلاسیک و اسپاگتی وسترن کاملا جور درمیآید. مخاطب قرار نیست خیلی درباره انگیزه آنها دودل باشد؛ آنها آمدهاند، تصاحب کردهاند و حالا باید جواب پس بدهند.
واکنش طرفداران؛ فیلمی که شاید از «A Pistol for Ringo» هم بهتر باشد
نقدهای حرفهای در دسترس درباره «The Return of Ringo» زیاد نیست. این فیلم در مقایسه با آثار مشهورتر وسترن اسپاگتی، چندان مورد توجه گسترده منتقدان قرار نگرفته است. اما در میان طرفداران ژانر، بهخصوص در «Letterboxd»، واکنشها عموما مثبت است.
بسیاری از کاربران این فیلم را حتی بهتر از «A Pistol for Ringo» میدانند. دلیلشان هم فقط داستان نیست؛ آنها از حالوهوای جدیتر، ارجاعهای هوشمندانه به «The Odyssey»، بازی «جولیانو جما» و موسیقی «انیو موریکونه» تعریف کردهاند.
یکی از نکاتی که در واکنشها تکرار میشود، اجرای آرامتر و جدیتر «جولیانو جما» است. برخی حتی گفتهاند او در این فیلم میتواند با چهرههایی مثل «کلینت ایستوود» (Clint Eastwood) رقابت کند؛ مقایسهای بزرگ، اما قابل درک برای طرفداران وسترنهای کمحرف و پرتنش دهه ۶۰.
موسیقی و تصنیف آغازین؛ امضای دوران طلایی وسترن
در کنار بازیها و ایده اقتباسی، موسیقی فیلم هم بسیار مورد توجه قرار گرفته است. «The Return of Ringo» در دورهای ساخته شد که تصنیفهای آغازین اندوهگین و کشدار، بخش مهمی از هویت وسترنها بودند.
این نوع ترانهها معمولا پیش از شروع ماجرا، حالوهوای عاطفی فیلم را میساختند؛ چیزی میان مرثیه، افسانه و هشدار. موسیقی «انیو موریکونه» در چنین فضایی فقط همراه تصویر نیست، بلکه به فیلم شخصیت میدهد. برای مخاطبی که تازه میخواهد وارد دنیای وسترن اسپاگتی شود، همین موسیقی میتواند یکی از جذابترین دروازهها باشد.
آیا امروز میتوان «The Return of Ringo» را دید؟
خوشبختانه «The Return of Ringo» هنوز بهراحتی قابل پیدا کردن است. طبق اطلاعات متن منبع، این فیلم را میتوان به صورت رایگان در پخشکننده فیلم «پلکس» (Plex) تماشا کرد.
البته در دسترس بودن آثار در پلتفرمها ممکن است بسته به کشور و زمان تغییر کند، اما نکته اصلی این است که فیلم برخلاف بسیاری از وسترنهای کمترشناختهشده، هنوز کاملا از دسترس خارج نشده است. برای مخاطب ایران سرویس ۳۰نما آن را در آرشیو خود دارد.
نقطه شروعی مناسب برای ورود به جهان وسترن اسپاگتی
اگر با دنیای گسترده و شلوغ وسترنهای اسپاگتی آشنا نیستید، «The Return of Ringo» میتواند شروع خوبی باشد. دلیلش این است که فیلم هم عناصر آشنای ژانر را دارد، هم ساختار داستانی قابلفهمی که از «The Odyssey» میآید.
برای کسانی که داستان «اودیسه» را میشناسند، ارجاعها مثل تابلوهای راهنما عمل میکنند. برای کسانی هم که با حماسه هومر آشنایی ندارند، فیلم همچنان یک داستان ساده و موثر درباره بازگشت، پنهانکاری، انتقام و پس گرفتن خانه است.
تنها حیف بزرگ؛ خبری از هیولاها نیست
اگر قرار باشد با شوخی به فیلم ایراد بگیریم، شاید بزرگترین افسوس این باشد که «The Return of Ringo» فقط سراغ بخش پایانی «The Odyssey» رفته و از قسمتهای هیولایی و جادویی آن خبری نیست. نه غول یکچشم، نه جادوگر، نه موجودات دریایی.
تصور یک «سیلا» در غرب وحشی، با حالوهوای کابویی و گردوغبار، ایدهای است که هنوز هم میتواند ذهن هر طرفدار ژانر را قلقلک بدهد. البته فیلم قرار نبوده فانتزی اسطورهای بسازد؛ هدفش این بوده که بازگشت «اودیسه» را در قالب وسترن بازآفرینی کند، و در همین مسیر هم ایدهای جذاب ارائه میدهد.
با توجه به اینکه نسخه تازهای از «The Odyssey» به کارگردانی «کریستوفر نولان» (Christopher Nolan) برای سال ۲۰۲۶ مطرح شده، مقایسه نگاه مدرن نولان با برداشت وسترن و جمعوجور «The Return of Ringo» میتواند برای سینمادوستان جالب باشد. فعلا اما این وسترن ایتالیایی ۱۹۶۵ یادآوری میکند که اقتباس از اسطورهها همیشه لازم نیست پرهزینه، عظیم و پر از جلوههای ویژه باشد؛ گاهی یک شهر خاکی، یک مرد ناشناس و چند هفتتیر کافی است.
«The Return of Ringo» نه دنباله ساده یک فیلم دیگر، بلکه برداشت هوشمندانهای از یکی از قدیمیترین داستانهای بازگشت در ادبیات جهان است. شما این فیلم را دیدهاید؟ به نظرتان ترکیب اسطوره یونانی و وسترن اسپاگتی جواب میدهد یا ترجیح میدهید «The Odyssey» را در همان فضای حماسی و کلاسیک ببینید؟ دیدگاهتان را در کامنتها بنویسید.





