پایان عاشقانه و افشاگری بزرگ در فینال فصل اول «Star City»
هشدار؛ این مطلب بخشهایی از داستان را لو میدهد.

قسمت پایانی فصل اول سریال «Star City» با عنوان «The Wolves» که حالا از اپل تیوی پلاس (Apple TV+) پخش شده، هم یک پایان احساسی برای خط داستانی ساشا و آناستازیا رقم میزند و هم یکی از مهمترین رازهای دنیای این مجموعه را فاش میکند: اتحاد جماهیر شوروی در این روایت واقعا به ونوس رسیده بود.
در بخش احساسی فینال، آناستازیا با بازی آلیس انگلرت (Alice Englert) که در یک ماموریت فضایی برای راهاندازی ایستگاه مداری حضور دارد، متوجه میشود ساشا با بازی سالی مکلئود (Solly MacLeod) برخلاف تصور همه زنده مانده، اما به محض بازگشت به زمین در خطر مرگ قرار خواهد گرفت. این دو که پس از یک شب کوتاه اما سرنوشتساز در ازدواجی از پیش تعیینشده، بیشتر فصل را در دوری و دلتنگی گذراندهاند، در فینال به نقطهای میرسند که عشقشان شکل یک تصمیم تمامعیار و پرهزینه به خود میگیرد.
آناستازیا برای نجات ساشا دست به کاری خطرناک میزند: او یک سفینه ترابری را میدزدد، با دقتی بالا در نزدیکی محل حضور او روی زمین فرود میآید و پیش از رسیدن نیروهای کاگب (KGB) تلاش میکند ساشا و لاکشمی با بازی پریا کانسارا (Priya Kansara) را به مرز فنلاند برساند. در یکی از نفسگیرترین صحنههای قسمت، فقط یک میدان آنها را از آزادی جدا کرده، اما ماموران کاگب پشت سرشان هستند. آناستازیا با دزدیدن یک کامیون مسیر تعقیبکنندگان را میبندد و عملا آینده خودش را قربانی میکند. ساشا هم وقتی این صحنه را میبیند، نمیتواند در آن سوی مرز و دور از همسرش بماند؛ او ابتدا لاکشمی را به امنیت میرساند و بعد خودش تسلیم میشود.

مت وولپرت (Matt Wolpert)، یکی از خالقان سریال، گفته این رابطه از همان ابتدا برای تیم نویسندگان اهمیت ویژهای داشته، چون هر دو شخصیت درونگرا و بستهاند، اما در لحظهای کوتاه و بینیاز از دیالوگ، پیوندی عمیق میانشان شکل میگیرد. به گفته او، نیرویی که مدام آنها را از هم جدا میکند، یادآور عاشقانههای کلاسیک روسی مانند «Anna Karenina» و «War and Peace» است؛ جایی که جهان علیه دو عاشق متحد میشود، اما آنها حاضر نیستند تسلیم شوند، حتی اگر بهایش همه چیز باشد.
بن ندیوی (Ben Nedivi) هم درباره این پایان گفته یکی از ایدههای محوری فصل، غلبه بر فشارهای یک نظام سرکوبگر بوده است؛ اینکه انسان بودن، یعنی میل به عشق، فرار، انتخاب و فداکاری. از نگاه او، تصمیم ساشا و آناستازیا نه صرفا یک حرکت احساسی، بلکه شکلی از نافرمانی انسانی در برابر ساختاری است که میخواهد همه چیز را کنترل کند.
با این حال، سرنوشت این دو روشن نیست. وولپرت گفته بازداشت شدن آنها لزوما به معنای پایان داستان نیست. او یادآوری کرده که در سنت سرکوبگر شوروی، همیشه حذف فیزیکی فوری تنها گزینه نبوده و گاهی افراد را برای استفادههای بعدی به گولاگ میفرستادند. بنابراین، زندانی شدن ساشا و آناستازیا میتواند آغاز فصل تازهای از مسیر آنها باشد، نه نقطه پایان.

فینال همچنین مسیر ایرینا با بازی اگنس اوکیسی (Agnes O’Casey) را تیرهتر میکند. او که در طول فصل میان انسانیت و جاهطلبی در نوسان بود، حالا بیشتر در مدار کاگب و سرهنگ راسکووا با بازی آنا مکسول مارتین (Anna Maxwell Martin) قرار گرفته است. ندیوی توضیح داده که هدف سازندگان این بوده که نشان دهند چگونه دختری که در آغاز میخواهد از دیگران محافظت کند، بهتدریج درون یک سیستم خشن تغییر میکند. وولپرت هم گفته داستان ایرینا اساسا درباره انسانی است که در دل یک ساختار سرکوبگر، کمکم بخشی از انسانیتش را از دست میدهد.
اما مهمترین افشاگری اپیزود به ماموریت ونوس مربوط میشود. مشخص میشود شوروی، با طراحی پنهانی چیف دیزاینر با بازی ریس ایفانس (Rhys Ifans)، واقعا به این سیاره رسیده بود. والیا با بازی آدام ناگایتیس (Adam Nagaitis) تصمیم میگیرد خودش را فدا کند و ماموریت را کامل کند تا ساشا و لاکشمی بتوانند به زمین برگردند. او در حالی که عکس همسرش تانیا با بازی روبی اشبورن سرکیس (Ruby Ashbourne Serkis) را در دست دارد، موفقیتش را ثبت میکند و سپس با فشار مرگبار سطح ونوس از بین میرود.
سازندگان سریال گفتهاند همین «نقاط کور» در تاریخ جهان «For All Mankind» یکی از دلایل اصلی ساخت «Star City» بوده است؛ اینکه برنامه فضایی شوروی آنقدر محرمانه بوده که حتی موفقیتهای عظیمش هم از چشم آمریکاییها پنهان ماندهاند. وولپرت این ایده را بسیار جذاب توصیف کرده و گفته اینکه انسانی در اوایل دهه ۱۹۷۰ به ونوس رسیده باشد و هیچکس از آن خبر نداشته باشد، بهتنهایی برای ساختن یک روایت قدرتمند کافی است. ندیوی هم تاکید کرده تراژدی واقعی اینجاست که شوروی نه فقط شکستهایش، بلکه موفقیتهایش را هم پنهان میکرد؛ چون هر موفقیتی میتوانست همزمان نشانهای از ضعف و خشونت ساختار حاکم هم باشد.
در یکی از صحنههای تاثیرگذار دیگر، سرگئی با بازی جوزف دیویس (Josef Davies) تصور میکند با لو دادن اطلاعات ماموریت ونرا، باعث مرگ استادش شده است؛ اما وقتی داخل ون کاگب، چیف دیزاینر را زنده و در بند میبیند، این لحظه به یکی از انسانیترین بخشهای فینال تبدیل میشود. وولپرت گفته این صحنه برای او جوهره اصلی سریال را نشان میدهد: اینکه حتی زیر سنگینترین فشارها هم هنوز میتوان روزنهای از امید و پیوند انسانی پیدا کرد.
فصل اول «Star City» در نهایت با ترکیب عاشقانه، تراژدی فضایی و نقد ساختار سرکوب، فینالی ساخته که هم از نظر احساسی تاثیرگذار است و هم ابعاد تازهای از این جهان داستانی را آشکار میکند. حالا اگر اپل تیوی پلاس چراغ سبز فصل دوم را بدهد، سوال اصلی این است که آیا گولاگ و بازداشت، پایان راه این شخصیتهاست یا فقط شروع مرحلهای تازه از نبردشان برای بقا.





