دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نگاهی اجمالی

استیون اسپیلبرگ قرار بود «Deep Impact» را کارگردانی کند؛ چرا پروژه به میمی لدر رسید؟

تابستان ۱۹۹۸ هالیوود با یک هم‌زمانی عجیب روبه‌رو شد: دو استودیوی بزرگ تقریباً در یک مقطع، فیلم‌هایی پرهزینه درباره برخورد یک جرم آسمانی عظیم با زمین روی پرده فرستادند. «Deep Impact» روایتی جدی‌تر و علمی‌تر از پایان احتمالی جهان ارائه می‌کرد و «Armageddon» همین ایده را به یک نمایش اکشن پرهیاهو با امضای مایکل بی تبدیل کرده بود.

این دو فیلم از همان زمان به آثاری جدایی‌ناپذیر در حافظه سینمایی تبدیل شدند؛ به‌طوری‌که صحبت کردن درباره یکی بدون اشاره به دیگری تقریباً غیرممکن است. بااین‌حال، تاریخ تولید «Deep Impact» می‌توانست شکل کاملاً متفاوتی پیدا کند. پیش از آنکه میمی لدر پشت دوربین قرار بگیرد، استیون اسپیلبرگ گزینه اصلی کارگردانی فیلم بود.

دو پایان دنیا در یک تابستان

«Deep Impact» به کارگردانی میمی لدر در ماه مه ۱۹۹۸ اکران شد. داستان فیلم درباره کشف دنباله‌داری است که برخورد آن با زمین می‌تواند به یک رویداد در سطح انقراض یا E.L.E منجر شود. مورگان فریمن نقش رئیس‌جمهور آمریکا را بازی می‌کند؛ سیاست‌مداری که باید جامعه را برای احتمال نابودی گسترده آماده کند.

همان‌طور که از یک فیلم فاجعه‌ای کلاسیک انتظار می‌رود، بازیگران شناخته‌شده فراوانی در این اثر حضور دارند. رابرت دووال، تیا لئونی، الایجا وود، جیمز کرامول، جان فاورو و بلر آندروود از جمله اعضای گروه بازیگری آن هستند. فیلم علاوه بر نمایش ابعاد فاجعه، زمان قابل‌توجهی را به واکنش‌های انسانی، فروپاشی روابط و تصمیم‌های دشوار در آستانه پایان جهان اختصاص می‌دهد.

مدتی بعد، «Armageddon» از راه رسید؛ اثری بسیار پرهیاهوتر که در آن گروهی از حفاران نفت برای انجام مأموریتی فضایی آموزش می‌بینند تا با فرود روی سیارکی عظیم، آن را پیش از برخورد با زمین منفجر کنند. بروس ویلیس، بن افلک، لیو تایلر، استیو بوشمی و بیلی باب تورنتون بازیگران اصلی این فیلم بودند.

«Deep Impact» در مقایسه با ساخته مایکل بی، فیلمی سنگین‌تر و موقرتر به نظر می‌رسید. در سوی دیگر، «Armageddon» منطق علمی را فدای سرعت، انفجار، شوخی و احساسات پررنگ می‌کرد. هر دو فیلم در گیشه موفق شدند، اما رقابت میان آن‌ها از همان مرحله تولید آغاز شده بود.

ریشه‌های «Deep Impact» به دهه ۱۹۷۰ بازمی‌گردد

بر اساس گزارشی که مجله استارلاگ در سال ۱۹۹۸ منتشر کرد، شکل‌گیری «Deep Impact» سابقه‌ای طولانی‌تر از آن چیزی دارد که ممکن است تصور شود. ریچارد زانوک و دیوید براون در دهه ۱۹۷۰ قصد داشتند فیلم «When Worlds Collide» محصول ۱۹۵۱ را بازسازی کنند.

فیلم اصلی، ساخته رودولف ماته، داستان مواجهه زمین با جرمی آسمانی را روایت می‌کرد. بااین‌حال، پروژه بازسازی پس از مدتی متوقف شد؛ زیرا تهیه‌کنندگان نتوانستند به فیلم‌نامه‌ای رضایت‌بخش برسند. نویسندگانی مانند آنتونی برجس و استرلینگ سیلیفنت نسخه‌هایی برای آن آماده کردند، اما هیچ‌کدام با انتظارات زانوک مطابقت نداشتند.

این طرح در دهه ۱۹۹۰ و با ورود استیون اسپیلبرگ دوباره جان گرفت. اسپیلبرگ حقوق سینمایی رمان «The Hammer of God» نوشته آرتور سی. کلارک را خریداری کرده بود؛ کتابی که در سال ۱۹۹۳ منتشر شد و درباره تلاش برای منحرف کردن سیارکی در مسیر زمین بود.

همکاری اسپیلبرگ و زانوک باعث شد عناصر پروژه متوقف‌شده «When Worlds Collide» با ایده‌های اقتباسی «The Hammer of God» ترکیب شوند. حاصل این فرایند، طرحی بود که در نهایت به «Deep Impact» تبدیل شد؛ هرچند فیلم نهایی آن‌قدر تغییر کرد که دیگر اقتباسی مستقیم از کتاب کلارک به شمار نمی‌رفت.

چرا اسپیلبرگ از صندلی کارگردانی کنار رفت؟

به گفته ریچارد زانوک، اسپیلبرگ فیلم‌نامه شکل‌گرفته برای «Deep Impact» را دوست داشت و برای کارگردانی آن نیز آماده بود. مشکل اصلی نه اختلاف خلاقانه، بلکه زمان بود.

در همان مقطع، استودیوی رقیب مشغول آماده‌سازی «Armageddon» بود. تهیه‌کنندگان «Deep Impact» می‌دانستند که دو فیلم با موضوعی بسیار مشابه در حال ساخته شدن است و اکران زودتر می‌تواند در عملکرد تجاری آن‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. زانوک معتقد بود وقتی دو اثر شبیه به هم در فاصله‌ای کوتاه عرضه می‌شوند، معمولاً فیلمی که زودتر به سینما برسد شانس بیشتری برای موفقیت دارد.

اسپیلبرگ در آن زمان درگیر ساخت درام تاریخی «Amistad» محصول ۱۹۹۷ بود و نمی‌توانست «Deep Impact» را با سرعت موردنظر تهیه‌کنندگان وارد مرحله تولید کند. زانوک درباره تصمیم نهایی گفته بود: «به این نتیجه رسیدیم که نمی‌توانیم منتظر بمانیم. نمی‌خواستیم دومین فیلم دنباله‌داری باشیم که اکران می‌شود.»

به این ترتیب، میمی لدر برای کارگردانی انتخاب شد و اسپیلبرگ در جایگاه تهیه‌کننده اجرایی باقی ماند. «Deep Impact» نیز توانست چند هفته زودتر از «Armageddon» روی پرده برود.

انتخاب میمی لدر تصمیمی ناگهانی نبود

اگرچه لدر انتخاب نخست پروژه محسوب نمی‌شد، سابقه حرفه‌ای او نشان می‌داد که توانایی مدیریت اثری بزرگ را دارد. او پیش از ورود جدی به سینما، قسمت‌هایی از مجموعه‌هایی چون «L.A. Law»، «China Beach» و «ER» را کارگردانی کرده بود.

لدر در سال ۱۹۹۷ نخستین فیلم بلند خود، «The Peacemaker»، را ساخت؛ تریلری اکشن با بازی جرج کلونی و نیکول کیدمن که تجربه‌ای مهم در مدیریت تولیدی بزرگ برای او بود. یک سال بعد، «Deep Impact» فرصت وسیع‌تری در اختیارش گذاشت تا میان جلوه‌های فاجعه، داستان‌های انسانی و گروه بزرگی از بازیگران تعادل برقرار کند.

رویکرد او به «Deep Impact» با سبک مایکل بی تفاوتی اساسی داشت. لدر به‌جای آنکه تمام تمرکز را روی نمایش نابودی و مأموریت فضایی بگذارد، پیامدهای اجتماعی و عاطفی فاجعه را برجسته کرد. همین تفاوت باعث شد دو فیلم، با وجود شباهت ظاهری داستان‌هایشان، تجربه‌هایی نسبتاً متفاوت باشند.

آیا اکران زودتر به پیروزی «Deep Impact» منجر شد؟

تلاش تهیه‌کنندگان برای رسیدن زودتر به سینما نتیجه‌ای دوگانه داشت. «Deep Impact» با بودجه‌ای حدود ۸۰ میلیون دلار ساخته شد و در گیشه جهانی تقریباً ۳۴۹.۵ میلیون دلار فروخت؛ رقمی قابل‌توجه که فیلم را به اثری موفق تبدیل کرد.

بااین‌حال، اکران زودتر برای شکست دادن رقیب کافی نبود. بودجه «Armageddon» حدود ۱۴۰ میلیون دلار بود و فروش جهانی آن به ۵۵۳.۷ میلیون دلار رسید. بنابراین فیلم مایکل بی، با وجود هزینه تولید بیشتر، برنده تجاری این رقابت شد.

منتقدان به هیچ‌یک از این دو اثر علاقه فراوانی نشان ندادند. «Deep Impact» بر اساس ۹۸ نقد، امتیاز ۴۵ درصد را در راتن تومیتوز ثبت کرده است. «Armageddon» نیز بر پایه ۱۷۷ نقد به امتیاز ۴۲ درصد رسید. راجر ایبرت، منتقد سرشناس آمریکایی، از جمله مخالفان جدی ساخته مایکل بی بود.

این ارقام نشان می‌دهند که تفاوت رویکرد دو فیلم الزاماً به استقبال بسیار متفاوت منتقدان منجر نشد. «Deep Impact» محترمانه‌تر و از نظر علمی قابل‌قبول‌تر بود، اما «Armageddon» دقیقاً همان نمایش بزرگ، احساسی و اغراق‌آمیزی را عرضه می‌کرد که بخش وسیعی از مخاطبان تابستانی می‌خواستند.

«Armageddon» در اسکار هم جلو افتاد

با وجود آنکه «Deep Impact» معمولاً اثر جدی‌تر این دو فیلم شناخته می‌شود، این «Armageddon» بود که چهار نامزدی جایزه اسکار به دست آورد. یکی از این نامزدی‌ها به ترانه مشهور «I Don’t Want to Miss a Thing» با اجرای گروه اروسمیث تعلق داشت.

این ترانه شاید ماندگارترین یادگار فرهنگی رقابت دو فیلم دنباله‌داری سال ۱۹۹۸ باشد. موفقیت جهانی آن باعث شد «Armageddon» نه‌فقط به‌عنوان یک فیلم اکشن فاجعه‌ای، بلکه با موسیقی احساسی خود نیز در فرهنگ عامه باقی بماند.

البته سال ۱۹۹۸ آثار برجسته و پرفروش دیگری هم داشت. کمدی‌هایی مانند «There’s Something About Mary» و «Doctor Dolittle»، انیمیشن «Mulan»، ماجراجویی «The Mask of Zorro» و فیلم جنگی تحسین‌شده اسپیلبرگ، «Saving Private Ryan»، بخشی از تولیدات مهم آن سال بودند. نسخه سال ۱۹۹۸ «Godzilla» نیز با تمام حواشی و واکنش‌های منفی‌اش، یکی دیگر از رویدادهای بزرگ آن تابستان بود.

در چنین سال شلوغی، «Deep Impact» و «Armageddon» تنها بخشی از رقابت گسترده فیلم‌های پرهزینه هالیوود بودند؛ اما شباهت موضوعی آن‌ها سبب شد بیش از بسیاری از آثار هم‌دوره‌شان در کنار یکدیگر به یاد آورده شوند.

آیا «The Hammer of God» هنوز می‌تواند ساخته شود؟

پروژه‌ای که اسپیلبرگ بر اساس رمان آرتور سی. کلارک در نظر داشت، در مسیر تبدیل شدن به «Deep Impact» تغییرات فراوانی را تجربه کرد. فیلم نهایی اقتباسی مستقیم از کتاب نبود و نام کلارک نیز در عنوان‌بندی آن به‌عنوان نویسنده منبع دیده نمی‌شود.

این تفاوت از نظر حقوقی و خلاقانه نکته مهمی را باقی می‌گذارد: «The Hammer of God» همچنان می‌تواند روزی به‌صورت اثری مستقل اقتباس شود. اگر اسپیلبرگ یا فیلم‌ساز دیگری بخواهد به روایت اصلی کلارک بازگردد، محصول نهایی الزاماً بازسازی «Deep Impact» نخواهد بود.

کنار رفتن اسپیلبرگ شاید «Deep Impact» را از نسخه‌ای که می‌توانست به یک رویداد سینمایی متفاوت تبدیل شود محروم کرد، اما انتخاب میمی لدر هویت مستقلی به فیلم بخشید. ساخته او نتوانست از نظر فروش از «Armageddon» عبور کند، ولی با تمرکز بر ترس، فقدان و انتخاب‌های انسانی در آستانه انقراض، جایگاهی ویژه در میان فیلم‌های فاجعه‌ای دهه ۱۹۹۰ به دست آورد. در نهایت، مسابقه برای زودتر رسیدن به پرده یک برنده تجاری داشت، اما باعث شد سینمای سال ۱۹۹۸ دو نگاه کاملاً متفاوت به یک پرسش واحد ارائه کند: اگر آسمان واقعاً در حال سقوط باشد، انسان‌ها چه خواهند کرد؟


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا