«Hamnet»؛ سینمایی که جهان را به اشک نشاند

تعطیلات روز کارگر امسال، سالن «ورنر هرتزوگ» در جشنواره تلیوراید حال و هوایی عجیب داشت؛ جوی سرشار از اشک، سکوت و اندوهی مشترک. فیلم «Hamnet» که اکران رسمیاش برای ۲۷ نوامبر توسط Focus Features برنامهریزی شده، توانست به گفتۀ حاضران، همان تجربه را در سالن ۲۶۰۰ نفری «روی تامسون هال» در جشنواره فیلم تورنتو نیز تکرار کند.
کلویی ژائو، کارگردان برنده اسکار برای «Nomadland»، اینبار سراغ اقتباسی از رمان پرفروش «Hamnet» اثر مگی اوفارل (منتشر شده در ۲۰۲۰) رفته است؛ داستانی عاشقانه ـ تراژیک درباره ویلیام شکسپیر و همسرش، آگنس (با بازی پاول مسکل و جسی باکلی) که با مرگ فرزندشان «همنت» در اثر طاعون، مسیر زندگیشان برای همیشه تغییر میکند. اندوه این فقدان در نهایت به خلق نمایشنامه جاودانه «Hamlet» میانجامد.
از تردید تا پذیرش؛ آغاز همکاری
ژائو درباره مواجههاش با این پروژه گفت:
«وقتی امبلین (Amblin Entertainment) پیشنهاد کارگردانی را به من داد، حتی کتاب را نخوانده بودم و همان ابتدا گفتم نه. در مسیرم به جشنواره تلیوراید، پاول مسکل خواست با من ملاقات کند. راستش نمیدانستم کیست! کارهایش را جستوجو کردم، چند تصویر و ویدئو دیدم و با خودم گفتم چرا که نه، بگذار ببینمش.»
آن دیدار ساده در دل جنگل همهچیز را تغییر داد. مسکل در همان مکالمه گفت کتاب «Hamnet» را خوانده و تاکید کرد ژائو هم باید آن را بخواند. ژائو میگوید:
«بعد از خواندن کتاب فهمیدم که اشتباه میکردم. فوراً میدانستم جسی باکلی باید نقش آگنس را بازی کند. او بازیگری بیتکلف است، درست مثل فران مکدورماند در کار قبلیام؛ کسی که اصالت را فدای خودنمایی نمیکند.»
خلق دنیایی که وجود نداشت
برای بازآفرینی دنیای قرن شانزدهم، ژائو با خود نویسنده ـ مگی اوفارل ـ در نگارش فیلمنامه همراه شد:
«اگر او قبول نمیکرد، این فیلم را نمیساختم. چون دنیا را او در کتابش ساخته بود. او فقط بخشی از دانستههایش را نوشته، بقیه در تحقیقات و دل داستان مانده بود و من به آن نیاز داشتم.»
تنظیم ابتدایی فیلمنامه را اوفارل انجام داد و وقایع را به ترتیب زمانی مرتب کرد. سپس ژائو با بازنویسی، بخشهایی را حذف و اضافه کرد تا به «ستون فقرات» داستان برسند.
استیون اسپیلبرگ نیز در این مسیر با ارائه یادداشتهای مهم، از جمله تاکید بر صحنه احساسی بین «ویلیام» و «همنت»، نقش داشته است.
از «Eternals» تا یک چالش محدود و عمیق
ژائو که تجربه ساخت بلاکباستر پرزرقوبرق «Eternals» را پشت سر داشت، اینبار مسیر متفاوتی انتخاب کرد:
«دیگر غروب آفتابی پرشکوهتر از آنچه در Eternals گرفتم وجود ندارد. اینبار خواستم خودم را محدود کنم: یک قاب، یک اتاق، یک صحنه. وقتی دیوارها تو را محصور میکنند، باید یا به عمق بروی یا به بالا. این سخت ولی ضروری بود.»
روز مذگ «همنت»؛ مراسمی به وسعت یک قبیله
حساسترین روز فیلمبرداری، ضبط صحنه مرگ همنت بود. ژاکوبی جوپ، بازیگر نقش همنت، شب قبل به ژائو گفت: «فردا قلبت را میشکنم.» روز بعد، صحنه به شکلی پیش رفت که حتی خود کارگردان از فریادهای جسی باکلی شگفتزده شد:
«هیچکس دقیق نمیدانست چه اتفاقی میافتد. همه حس میکردیم در یک مراسم سوگواری واقعی هستیم. این حقیقتی بود که با هم ثبت کردیم.»
مواجهه با زخمهای شخصی
ژائو اعتراف میکند دلیل اولیهاش برای رد این پروژه، پرهیز از داستانهای مادرانه بوده است:
«رابطه پیچیدهای با مفهوم مادر داشتم، چه در زندگی شخصی چه از نظر ریشههای خانوادگی. همیشه شخصیت مادر را از داستانهایم حذف کرده بودم. اما اینبار با جنبههای مشترکی از خودم و شکسپیر روبهرو شدم؛ دو سوی متضاد وجودم بالاخره توانستند همدیگر را ببینند.»
اشکهای جمعی و ریشههای نمایش
ژائو فلسفه کارش را چنین توضیح میدهد:
«از دوران باستان، مردم دور آتش جمع میشدند، داستان میگفتند، میرقصیدند و احساساتشان را آزاد میکردند. ما با هم گریه میکنیم چون این بخشی از بقاست. هیچ هنری بالاتر از این اتحاد نیست.»
او در طول فیلمبرداری با بازیگران جلسات مدیتیشن روزانه و «مراسم رقص هفتگی» برگزار میکرد تا فشار عاطفی نقشها کاهش یابد.
صحنه پایانی؛ سکوتی که همه چیز را گفت
در پایان فیلم، آگنس که هم فرزندش را از دست داده و هم شوهرش درگیر اجرای «Hamlet» است، به تئاتر گلوب میآید. ویلیام در نقش «شبح پدر هملت» و نوح جوپ در نقش «هملت» روی صحنهاند.
ژائو این لحظه را «چهار روز دشوار اما دگرگونکننده زندگیام» توصیف میکند:
«هیچ دیالوگ بزرگی وجود ندارد؛ فقط سکوت، نگاهها و موسیقی مکس ریشتر. گاهی حقیقت را تنها در سکوت میتوان حس کرد. این همان چیزی است که شکسپیر هم میخواست: کنار هم بودن انسانها، حتی برای چند ساعت، و محو شدن توهم جدایی.»
«Hamnet»؛ سینمایی برای دیدن، برای گریستن، برای شفا
پس از نمایش در جشنواره تورنتو، ژائو گفت:
«برای آن مدت کوتاه، با هم غم، خشم، ترس و شرم را حمل کردیم. همین کافی بود.»
فیلم «Hamnet» با حال و هوایی متفاوت از آثار قبلی ژائو، نهفقط یک درام تاریخی، که تجربهای جمعی از سوگواری، رهایی و یافتن دوباره پیوند انسانی است؛ تجربهای که، به قول کارگردان، «حتی اگر نتواند دنیا را تغییر دهد، میتواند برای لحظاتی مرزهای جدایی را از بین ببرد.»





