دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیمصاحبه و گفتگو

جوزف چیو از فصل دوم «Every Year After» می‌گوید؛ از عشق جوردی تا اعتراف زیر باران

جوزف چیو، بازیگر سریال عاشقانه «Every Year After»، لحظه‌ای را که خبر تمدید این مجموعه برای فصل دوم شنید، این‌طور به یاد می‌آورد: «ساعت ۱۰ صبح که زنگ زدند، توی اتاق خوابم از خوشحالی جیغ می‌کشیدم.»

این بازیگر ۲۴ ساله کانادایی در اقتباس پرایم ویدیو (Prime Video) از رمان عاشقانه «Every Summer After» نوشته کارلی فورچون، نقش جوردی لین را بازی می‌کند. چند هفته پس از انتشار فصل اول در ماه گذشته، پرایم ویدیو اعلام کرد «Every Year After» برای فصل دوم بازمی‌گردد و داستان کتاب بعدی فورچون با نام «Our Golden Summer» را دنبال خواهد کرد.

جوردی در کتاب فورچون، بهترین دوست شخصیت اصلی با بازی مت کورنت، نقش بسیار کوچک‌تری دارد و همین موضوع به چیو آزادی داد تا برداشت خودش را از این شخصیت شکل دهد. او می‌گوید: «کاملا متعهد بودم که نقش بهترین دوست را درست بازی کنم و تمام تلاشم را کردم تا سم آدم سازگارتر و متعادل‌تری به نظر برسد. من واقعا استایلز در «Teen Wolf» را دوست دارم و برای انرژی شخصیت بهترین دوست، خیلی به او رجوع می‌کردم.»

چیو درست پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه برای این نقش انتخاب شد و انتظار نداشت همه‌چیز تا این اندازه سریع پیش برود. او در دوران تحصیل و پس از تغییر رشته به بازیگری رسید، هرچند این نخستین تغییر مسیر زندگی‌اش نبود. چیو در ۱۴ سالگی زیر نظر شرکت سرگرمی کره‌ای اف‌ان‌سی انترتینمنت (FNC Entertainment) کارآموز کی‌پاپ بود.

او در گفتگو با هالیوود ریپورتر درباره آن دوره می‌گوید: «سه ماه کارآموز بودم و اتفاقا عملکرد خیلی خوبی هم داشتم، اما مادرم می‌خواست دبیرستان و بعد دانشگاه را تمام کنم.»

فکر می‌کردید فصل اول موفق شده و امیدوار بودید سریال تمدید شود؟

راستش در چنین موقعیت‌هایی هیچ تصوری ندارم. قبلا در سریالی به نام «Motorheads» یک خط داستانی پنج‌قسمتی داشتم و به نظر می‌رسید همه برای فصل دوم خیلی هیجان‌زده‌اند، اما سریال تمدید نشد. من فقط از نتیجه فصل اول برای خودم خوشحال بودم، چون حتی نحوه انتخاب‌شدنم برای این نقش هم ماجرایی عجیب داشت. صرفا بابت اینکه به‌عنوان بازیگر کار داشتم، قدردان بودم.

در ابتدا برای نقش دیگری تست داده بودید و تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بودید. چه زمانی متوجه شدید واقعا چه اتفاقی افتاده است؟

فکر می‌کنم تازه بعد از انتشار سریال همه‌چیز برایم واقعی شد. تا پیش از آن، تمام ذهنم درگیر آماده‌شدن برای شخصیت بود و سعی می‌کردم انتخاب‌هایی را که درباره او انجام داده‌ام، برای خودم توجیه کنم. بخش زیادی از وجودم را وارد جوردی کردم.

برای یک جوان ۲۳ ساله که هنوز دارد هویت و شخصیت خودش را پیدا می‌کند، تصمیم‌گرفتن درباره اینکه چه مقدار از خود واقعی‌ام را نشان بدهم، کمی دشوار و آسیب‌پذیرکننده بود. این نخستین‌بار بود که نقشی ثابت در یک سریال داشتم و قبلا هیچ‌وقت برای بازی در پروژه‌ای با هواپیما به محل فیلم‌برداری نرفته بودم. همیشه در تورنتو یا همیلتون کار کرده بودم.

روز اولی که به محل فیلم‌برداری رسیدم، ایمی بی. هریس از من دعوت کرد صحنه را ببینم. راستش کمی خجالتی بودم، اما نخستین سکانسی که بازی کردم همان صحنه‌ای بود که با آن برای نقش جوردی تست داده بودم. وقتی شروع کردیم، همه‌چیز دوباره سرگرم‌کننده شد. هیچ فشاری برای بی‌نقص‌بودن احساس نمی‌کردم، چون جوردی در کتاب حضور چندانی ندارد. فقط سعی می‌کردم لحظه‌به‌لحظه جلو بروم و تا حد ممکن هنگام بازی مقابل سیدی و آرورا در لحظه حضور داشته باشم.

تجربه فیلم‌برداری چگونه بود و برای فصل آینده چه انتظاری دارید؟

فیلم‌برداری در جزیره بوئن فوق‌العاده بود. هر روز صبح با قایق به محل کار می‌رفتیم. من آلرژی دارم و آن‌قدر آنتی‌هیستامین مصرف می‌کردم که حسابی گیج و خواب‌آلود بودم؛ برای همین مقدار زیادی قهوه تلخ می‌خوردم.

خود جزیره واقعا زیباست. فکر می‌کنم شباهت زیادی به خلیج بری دارد، هرچند هیچ‌وقت آنجا نرفته‌ام و شاید واقعا نباید چنین نظری بدهم!

کارلی از این شباهت راضی بود، پس می‌توانیم به حرف او اعتماد کنیم.

چیزی که می‌توانم بگویم این است که جزیره مرا به یاد ولینگتون در نیوزیلند می‌انداخت؛ جایی که مادربزرگم قبلا زندگی می‌کرد. آنجا نوعی حس آرامش و ملال وجود دارد؛ البته مقدار زیادی ملال! اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌فهمم آن احساس در واقع همان امنیت بود. می‌دانید مردم می‌گویند برو کمی به طبیعت سر بزن و چمن لمس کن؟

بله.

من سه ماه و نیم هر روز چمن لمس می‌کردم؛ پس تجربه خیلی خوبی بود!

فکر می‌کنید جوردی در ادامه داستان در چه موقعیتی قرار می‌گیرد؟

این سوال را دوست دارم، چون حالا می‌توانم خودم را جای نویسنده بگذارم.

پس کمی از داستانی که در ذهنتان ساخته‌اید، برایمان بگویید.

پاسخ رسمی و روابط‌عمومی‌پسندم این است که باید این سوال را از مدیر اجرایی سریال بپرسید؛ اما اگر بخواهم از قدرت محدودم به‌عنوان یکی از بازیگران استفاده کنم، دوست دارم جوردی و شانتال را در یک رابطه واقعی ببینم.

من و آرورا نوع خاصی از شیمی داریم که می‌تواند خیلی کمدی شود، اما بلافاصله به لحظاتی کاملا جدی برسد و زمینه گفت‌وگوهای جذابی را فراهم کند. درباره دلیلا هم باید بگویم که در زندگی واقعی خودم یک عشق دوران کودکی و تجربه عشقی یک‌طرفه داشته‌ام. دوست دارم از آن تجربه استفاده کنم و به لحظه‌ای برسم که جوردی با دلیلا روبه‌رو شود و تمام احساساتی را که مدت‌ها دفن کرده، به زبان بیاورد.

نگاه دلیلا در صحنه پایانی برای من به‌عنوان بازیگر هیجان‌انگیز است، چون می‌توانم تمام احتمالات و پیامدهای آن را تصور کنم. حالا که شانتال هم وارد ماجرا شده، دوست دارم پیشینه رابطه دلیلا و جوردی را بیشتر بررسی کنیم.

آن‌ها در شهری کوچک زندگی می‌کنند و واضح است که جوردی عاشق دلیلاست یا زمانی عاشقش بوده. می‌خواهم ببینم او طی این سال‌ها چگونه با این احساس کنار آمده است. همچنین دوست دارم حسادت جوردی را در گذشته و مسیری را که برای پذیرفتن شرایط طی کرده، ببینم.

ابی بازیگر بسیار بامزه‌ای است و فکر می‌کنم می‌توانیم لحظات کمدی خوبی داشته باشیم که شاید با یک اعتراف عاشقانه بزرگ زیر باران متعادل شود. دلم می‌خواهد جوردی را در ۱۷ سالگی ببینم که در یک کافه حسابی مست کرده و شروع به خواندن «Hey There Delilah» می‌کند؛ چیزی شبیه به این خیلی جذاب می‌شود.

این ایده را دوست دارم.

یک ایده دیگر هم این است که دلیلا برای تماشای مسابقه بسکتبال جوردی بیاید و او هم تمام مدت با ژست‌های خفن سعی کند خودی نشان بدهد!

این روزها توجه زیادی به صنعت سینما و تلویزیون کانادا می‌شود. چنین شرایطی باید برای بازیگر جوانی مثل شما هیجان‌انگیز باشد.

احساس فوق‌العاده‌ای دارد. من و آلیشیا تنها بازیگران کانادایی سریال هستیم، هرچند آلیشیا ساکن لس‌آنجلس است. وقتی در یک پروژه آمریکایی که در تورنتو فیلم‌برداری می‌شود، نقشی ثابت به دست می‌آورید، همکارانتان واقعا برایتان جشن می‌گیرند.

ما در کانادا واقعا تلاش می‌کنیم استعدادهای خودمان را در کانون توجه قرار دهیم و کمک کنیم مسیرشان را تا هالیوود ادامه دهند. این اتفاق برای من باورنکردنی و همان چیزی است که همیشه آرزویش را داشتم. حالا می‌خواهم از دوستانم که آن‌ها هم این حرفه را دنبال می‌کنند، حمایت کنم و استعدادشان را بیشتر نشان بدهم.

ما کانادایی‌ها دسترسی و فرصت دیده‌شدن کمتری داریم. برای همین سعی می‌کنم فعلا از جایگاهی که به دست آورده‌ام برای معرفی دوستانم و کسانی که واقعا تحسینشان می‌کنم، استفاده کنم.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا