شوک بزرگ در افتتاحیه اسپینآف «بیگ بنگ تئوری»: بازگشت راج و مرگی که همه را غافلگیر کرد
سریال «استوارت موفق نمیشود جهان را نجات دهد» در همان قسمت اول، با مرگ نسخهای جایگزین از یکی از محبوبترین شخصیتهای «نظریه بیگ بنگ»، مسیر متفاوت و پرریسکی برای ادامه فرنچایز انتخاب کرد.

اسپینآف تازه «نظریه بیگ بنگ» با عنوان «استوارت موفق نمیشود جهان را نجات دهد» (Stuart Fails To Save the Universe) در اولین قسمت خود نشان داد که قرار نیست صرفاً ادامهای نوستالژیک بر یک کمدی محبوب باشد. سریال تازه شبکه اچبیاو مکس (HBO Max) با یک پاسادینای پساآخرالزمانی، سفر میان جهانهای موازی، شوخیهای فرامتنی، تیتراژهای متفاوت و حتی مرگ یکی از شخصیتهای اصلی نسخه مادر، لحن جاهطلبانهتری را دنبال میکند.
هشدار اسپویل: این گزارش جزئیات مهمی از قسمت نخست سریال «استوارت موفق نمیشود جهان را نجات دهد» را فاش میکند.
در قسمت افتتاحیه که از ۲۳ ژوئیه روی اچبیاو مکس عرضه شد، استوارت بلوم با بازی کوین ساسمن (Kevin Sussman) پس از آنکه بهطور اتفاقی دستگاه «تداخل کوانتومی» ساختهشده توسط شلدون، لئونارد و هاوارد را خراب میکند، باعث نوعی آرماگدون چندجهانی میشود. مأموریت او برای ترمیم واقعیت، خیلی زود به برخوردی تکاندهنده با نسخهای دیگر از راجش کوتراپالی، معروف به راج، با بازی کونال نایار (Kunal Nayyar) ختم میشود؛ برخوردی که پایان خوشی ندارد.
مأموریت استوارت در پاسادینای ویرانشده

داستان از پاسادینا (Pasadena) در وضعیتی پساآخرالزمانی آغاز میشود. استوارت با نسخهای دیگر از خودش، یعنی «استوارت پرایم»، روبهرو میشود؛ شخصیتی که به او توضیح میدهد اگر دستگاه کوانتومی ساختهشده در جهان اصلی تعمیر شود، شاید بتوان از نابودی واقعیت و فروپاشی جهانهای موازی جلوگیری کرد.
برای رسیدن به دستگاه، استوارت همراه با برت کیبلر، زمینشناس آشنای مجموعه با بازی برایان پوزن (Brian Posehn)، باید وارد کلتک (Caltech) شود. در مسیر، آنها با دنیز، عشق قدیمی استوارت با بازی لورن لپکس (Lauren Lapkus)، برخورد میکنند؛ شخصیتی که در این جهان به یک دزد معمولی تبدیل شده است. دنیز همراه دوستپسرش گری با بازی تامی واکر (Tommy Walker)، تصمیم میگیرد به آنها کمک کند.
اما گری، مطابق شوخی اسپویلری که در تیتراژ قسمت آمده، خیلی زود و تقریباً بیمعنا کشته میشود؛ او با گفتن «دنبالم بیایید!» به سمت کلتکِ بهشدت محافظتشده میدود و عملاً فرصت چندانی برای تبدیلشدن به یک شخصیت مهم پیدا نمیکند.
بازگشت راج؛ اما نه آنطور که طرفداران انتظار داشتند

حدود ۱۲ دقیقه پس از آغاز قسمت نخست، یکی از اعضای اصلی «نظریه بیگ بنگ» به داستان بازمیگردد: راجش کوتراپالی. البته این راج، نسخه جهان اصلی نیست، بلکه نسخهای متعلق به یکی از واقعیتهای موازی است.
استوارت، برت و دنیز پس از دستگیری، در کنار راج زندانی میشوند. مشخص میشود راج سالهاست به دستور «شرور بزرگ» یا «خلیفه اعظم پاسادینای جنوبی» در کلتک زندانی شده؛ شخصیتی که بعداً معلوم میشود کسی نیست جز بری کریپکی با بازی جان راس بویی (John Ross Bowie).
راج در این جهان ظاهراً محاسبات لازم برای تعمیر دستگاه و بازگرداندن واقعیت را انجام داده است. او چند ثانیه با نجات جهان فاصله دارد، اما کریپکی برای حفظ قدرت خود، از پشت به او شلیک میکند و راج کشته میشود.
این لحظه از آن جهت برای طرفداران تکاندهنده است که راج در سریال اصلی «نظریه بیگ بنگ» تنها عضو گروه بود که در پایان، برخلاف دیگران، به رابطه عاشقانه پایدار و ازدواج نرسید. در این نسخه جایگزین، او ظاهراً بالاخره به رویای عاشقانهاش رسیده بود؛ حتی گفته میشود با فیل به مراسم عروسی خود رفته، اما عروسش مدت کوتاهی بعد توسط یک پروانه غولپیکر بلعیده شده است. این شوخی تلخ، به راج همان پایان رمانتیکی را میدهد که همیشه میخواست، اما بلافاصله آن را از او میگیرد.
سازندگان: راج فقط در همین جهان مرده است

چاک لوری (Chuck Lorre)، بیل پردی (Bill Prady) و زک پن (Zak Penn)، سازندگان سریال، در گفتوگو با ددلاین به مرگ شوکهکننده راج واکنش نشان دادند. لوری و پردی توضیح دادند که این مرگ به معنای حذف کامل شخصیت نیست: «او فقط در همین یک جهان از بین رفته؛ همانطور که کریپکی در جهان بعدی اشاره میکند.»
زک پن نیز گفت ایده کشتن شخصیتهای آشنای «بیگ بنگ» برای آنها جذاب بوده، چون در ساختار چندجهانی سریال، امکان بازگرداندن آنها وجود دارد. او توضیح داد که این لحظه برای مخاطب قسمت اول میتواند شوکآور باشد: تماشاگر ناگهان با خود میگوید: «وای خدای من، آنها راج را کشتند!»
در گفتوگویی دیگر، پردی گفت انتخاب راج از دل نیاز داستانی آمده است. نویسندگان به شخصیتی نیاز داشتند که «جواب» را بداند و بتواند محاسبات لازم را انجام دهد، اما پیش از استفاده از آن کشته شود. از آنجا که داستان به کسی نیاز داشت که توانایی انجام این ریاضیات را داشته باشد، راج گزینهای طبیعی به نظر میرسید.
جان راس بویی: چه کسی به کونال شلیک میکند؟

جان راس بویی، بازیگر نقش بری کریپکی، نیز درباره این چرخش تاریک شخصیتش گفت کنجکاو است ببیند مخاطبان آمریکا چگونه به آن واکنش نشان میدهند. او توضیح داد که این اتفاق داستان را جلو میبرد، اما در قسمت بعد کریپکی تلاش میکند آن را توجیه کند: شاید آن جهان دیگر وجود نداشته باشد و بنابراین او راج را نکشته باشد؛ یا شاید یکی از بینهایت راج موجود در جهانهای موازی را کشته باشد و در نتیجه، این فقط یک «خطای گرد کردن» باشد.
بویی حتی هنگام بیان این عبارت، با الگوی گفتاری معروف کریپکی و ناتوانی او در تلفظ درست حرف «ر»، عبارت «rounding error» را به شکل طنزآمیز مخصوص شخصیت ادا کرد.
او با این حال تأکید کرد که شلیک به راج برایش آسان نبوده است: کونال نایار را «شیرینترین» توصیف کرد و گفت انگار از «تولهسگها ساخته شده» است. به گفته بویی، شلیک از پشت به چنین شخصیتی حس خوبی نداشت، اما بلافاصله پس از آن برت در طولانیترین صحنه مبارزهای که او و برایان پوزن تاکنون انجام دادهاند، حسابی از خجالت کریپکی درمیآید.
پوزن نیز گفته است برای مخاطبانی که هنگام مرگ راج شوکه میشوند، دیدن کتکخوردن کریپکی توسط برت نوعی رضایت ایجاد میکند.
واکنش کامیککان؛ از شوخی با مرگ راج تا طعنه به هاوارد
در پنل سریال در کامیککان (Comic-Con)، پس از نمایش قسمت افتتاحیه، بویی بابت کاری که شخصیتش با راج کرد، از طرف طرفداران و حتی همبازیانش با شوخی و سرزنش روبهرو شد. او گفت راج شاید «دوستداشتنیترین شخصیت تاریخ تلویزیون» باشد و کشتن او مثل «شلیک به فونزی» است.
بویی برای آرامکردن فضا تأکید کرد که فقط یک بار چنین کاری میکند. بعدتر، وقتی دوباره درباره مرگ راج با او شوخی شد، خطاب به مخاطبان گفت: «دیدید که راج برمیگردد، نه؟» و اضافه کرد اگر قرار بود نشان ندهند راج برمیگردد، او حاضر نمیشد روی صحنه بیاید. سپس با اشاره به هاوارد وولوویتز با بازی سایمون هلبرگ (Simon Helberg)، رقیب مهندسی کریپکی در «بیگ بنگ»، شوخی کرد: «چرا نمیتوانستم فقط به هاوارد شلیک کنم؟» این جمله با خنده شدید حاضران روبهرو شد.
کریپکی؛ شرور آشنا با مسیر احتمالی رستگاری
زک پن توضیح داده است که اضافهشدن کریپکی به «استوارت موفق نمیشود جهان را نجات دهد» ایده بیل پردی بوده است. قرار بوده او نقشی شبیه دکتر زکری اسمیت در «گمشده در فضا» (Lost in Space) داشته باشد؛ یعنی شخصیتی مزاحم، خودخواه و ضدقهرمان که حضورش گروه را به چالش میکشد.
بویی در کامیککان گفت کریپکی همچنان همان کریپکی است و مخاطبان قرار است حرفهای ناخوشایند زیادی از او بشنوند، اما در طول ۱۰ قسمت فصل، مسیری شخصیتی را طی میکند. به گفته او، ضرورت داستان این است که کریپکی در نهایت یاد بگیرد چگونه با دیگران کار کند.
یکی از جملههای بهیادماندنی فصل نیز از زبان همین شخصیت گفته میشود: «آدم عوضی بودن یک سرگرمی است، نه یک حرفه.» بویی گفته این جمله را دوست دارد و گفتنش برای او لحظهای بسیار سرگرمکننده بوده است.
تیتراژهایی که نمیخواهند اسکیپ شوند
یکی از ایدههای متفاوت سریال، تیتراژهای آغازین آن است. هر قسمت از «استوارت موفق نمیشود جهان را نجات دهد» علاوه بر روایت سفر چهار شخصیت اصلی ــ استوارت، دنیز، برت و کریپکی ــ به یک واقعیت جایگزین، تیتراژی اختصاصی دارد که با پیامهای طنزآمیز و شکستن دیوار چهارم، مستقیماً با مخاطب بازی میکند.
این تیتراژها روی موسیقی دنی الفمن (Danny Elfman)، آهنگساز شناختهشده و سازنده تم «سیمپسونها» (The Simpsons)، ساخته شدهاند. چاک لوری در گفتوگو با ددلاین توضیح داد که از فرهنگ «رد کردن تیتراژ» در سرویسهای استریمینگ ناراضی بوده است. به گفته او، سازندگان برای تیتراژها زمان، پول و خلاقیت زیادی صرف میکنند، اما مخاطب با یک دکمه «Skip Titles» از آنها عبور میکند. بنابراین ایده این بود که تیتراژی ساخته شود که بتوان آن را رد کرد، اما بهتر باشد این کار را نکنید.
الفمن نیز گفته پس از نوشتن موسیقی اصلی، لوری از او خواسته ۱۰ نسخه متفاوت از آن بسازد. او ابتدا دو ثانیه فکر کرده و سپس پذیرفته است. به گفته الفمن، هر قسمت الهامبخش تنظیم مخصوص خودش بوده و این کار برای او بیشتر سرگرمکننده بوده تا دشوار.
اسپویلر در تیتراژ؛ شوخی با فرهنگ افشای داستان
تیتراژ قسمتها با یک پیام اسپویلری به پایان میرسد. در قسمت نخست، این پیام مرگ گری را لو میدهد؛ همان شخصیتی که کمی بعد در حمله بیحاصل به کلتک کشته میشود.
سازندگان میگویند این ایده از علاقه آنها به شوخی با فرهنگ آنلاین اسپویلرها آمده است؛ فرهنگی که در آن برخی مخاطبان بهدنبال افشای داستان هستند و برخی دیگر با وسواس از آن فرار میکنند. بیل پردی توضیح داده که ایده یک اسپویلر «تقریباً بیمعنا» برایشان خندهدار بوده است. زک پن نیز گفته تصور میکرده اگر در تیتراژ بنویسند «گری میمیرد»، بسیاری از مخاطبان فکر میکنند ماجرا به این سادگی نخواهد بود؛ بنابراین وقتی او واقعاً میمیرد، همچنان غافلگیرکننده است.
چاک لوری پاسخ سادهتری دارد: هدف این بوده که مردم بخندند.
بازگشت فرنچایز «بیگ بنگ» به کامیککان پس از هشت سال
حضور «استوارت موفق نمیشود جهان را نجات دهد» در کامیککان اهمیت نمادین هم داشت. هشت سال پس از آخرین حضور بازیگران «نظریه بیگ بنگ» در این رویداد، پیش از فصل دوازدهم و پایانی کمدی موفق شبکه سیبیاس (CBS)، چند چهره آشنا دوباره به سالن H بازگشتند.
کوین ساسمن، لورن لپکس، جان راس بویی و برایان پوزن در کنار چاک لوری، بیل پردی و زک پن روی صحنه حاضر شدند. پردی در این پنل وعده داد که چهرههای بیشتری از خانواده «بیگ بنگ» در ادامه سریال ظاهر خواهند شد. او گفت مخاطبان در قسمت نخست یکی از اعضای دوستداشتنی این خانواده را دیدهاند، اما شخصیتهای بیشتری، از جمله برخی نقشهای فرعی محبوب، بازخواهند گشت.
قسمت ویژه دیسی و حضور جیم لی
یکی دیگر از خبرهای مهم پنل، اشاره به یک قسمت با محوریت دیسی کامیکس (DC Comics) بود. جیم لی (Jim Lee)، ناشر و مدیر ارشد خلاقیت دیسی، حضوری کوتاه در پنل داشت و گفت سازندگان درخواست کرده بودند برخی شخصیتهای دیسی در یکی از قسمتها حضور داشته باشند.
در تریلر رسمی سریال که ماه گذشته منتشر شده بود، نمایی از مستر فریز (Mr. Freeze) دیده میشد. جیم لی گفت برایش جالب بوده که سریال تلاش کرده به شخصیتهای دیسی وفادار بماند، اما همزمان از دل آنها کمدی بیرون بکشد.
او همچنین گفت ابتدا انتظار داشته با یک کمدی چنددوربینه شبیه «بیگ بنگ» روبهرو شود، اما وقتی به صحنه آمده، با جلوههای بصری، عناصر اختصاصی فروشگاه کمیک استوارت و یک قوس داستانی ۱۰ قسمتی بسیار جاهطلبانه مواجه شده است. لی این تجربه را شبیه «نردهایی در سفرهای گالیور» توصیف کرد و گفت برخی نسخههای شخصیتهای دیسی در این سریال از بهترین برداشتهایی هستند که از آنها دیده است.
او حتی پس از بازدید از صحنه، جلد یک کمیک اختصاصی با عنوان «استوارت موفق نشد جهان را نجات دهد» را طراحی کرد؛ کمیکی که در خود سریال نیز دیده میشود.
هدف سازندگان: کمدی علمیتخیلی برای طرفداران «بیگ بنگ»
چاک لوری در پنل گفت هدف از ساخت این اسپینآف، تولید یک کمدی علمیتخیلی بوده که شخصیتهای «نظریه بیگ بنگ» خودشان آن را تماشا کنند و دربارهاش بحث راه بیندازند.
کوین ساسمن نیز با شوخی از جلسهای در سال ۲۰۲۲ گفت؛ زمانی که لوری او را فراخوانده و ایده سریال را مطرح کرده بود. ساسمن گفت: «این لطف او بود که طوری وانمود کرد انگار ممکن است من نه بگویم.»
در ساختار سریال، استوارت باید واقعیت را پس از خرابکردن دستگاه ساختهشده توسط شلدون و لئونارد بازسازی کند. او در این مسیر از دنیز، برت و کریپکی کمک میگیرد و در هر قسمت با نسخههای جایگزینی از شخصیتهای آشنای «بیگ بنگ» روبهرو میشود. اما همانطور که عنوان سریال نشان میدهد، قرار نیست همهچیز طبق برنامه پیش برود.
ایستر اِگ غیرمنتظره از «جورجی و مندی»
قسمت نخست یک اشاره پنهان هم به سریال «اولین ازدواج جورجی و مندی» (Georgie & Mandy’s First Marriage) دارد؛ دنباله «شلدون جوان» (Young Sheldon) که همزمان با فصل دوم خود و تولید «استوارت موفق نمیشود جهان را نجات دهد» در دست ساخت بوده است.
در صحنه آغازین، وقتی برت به مرکز کمیک پاسادینا نزدیک میشود، دوربین از یک آدمک بادی تبلیغاتی عبور میکند؛ همان نوع آدمک که به شکلی عجیب از آخرالزمان جان سالم به در برده است. پردی گفته فکر نمیکند چنین آدمکی در فیلمنامه نوشته شده بوده باشد. لوری توضیح داده که چون آنها همین آدمک را پیشتر در «جورجی و مندی» استفاده کرده بودند، در دسترس بوده است.
همان آدمک بادی در فصل دوم، قسمت چهارم «جورجی و مندی» با عنوان «دستهای کثیف و حصار سیمخاردار» دیده شده بود؛ جایی که جورجی با بازی مونتانا جردن (Montana Jordan) آن را برای جذب مشتری به فروشگاه لاستیکفروشی خود در شرق تگزاس میخرد.
اسپینآفی که از نوستالژی عبور میکند
«استوارت موفق نمیشود جهان را نجات دهد» با قسمت نخست خود نشان داده که بهجای تکرار فرمول آشنا، بهدنبال گسترش جهان «نظریه بیگ بنگ» در قالبی پرریسکتر است؛ ترکیبی از کمدی، علمیتخیلی، چندجهانی، ارجاعهای فرامتنی و شوخی با خود فرهنگ طرفداری.
مرگ نسخهای از راج، بازگشت چهرههای قدیمی، نقش شرورانه کریپکی، تیتراژهای ضداسکیپ، حضور دنی الفمن و وعده قسمت دیسی، همگی نشان میدهد این اسپینآف بیش از آنکه یک دنباله ساده باشد، تلاشی برای بازتعریف طنز «بیگ بنگ» در جهانی بزرگتر و غیرقابلپیشبینیتر است.




