کلائس بانگ در «I Is Another»؛ درمانگر هیملر و معمای یک ناجی جنجالی
فیلم تازه فلیکس راندائو که نخستینبار در جشنواره لوکارنو نمایش داده میشود، سراغ زندگی فلیکس کرستن رفته است؛ مردی که مدعی بود با نفوذ بر هاینریش هیملر جان بسیاری را نجات داده، اما روایتش همواره محل تردید و مناقشه بوده است.

کلائس بانگ، بازیگر دانمارکی شناختهشده «The Square» و «Bad Sisters»، در فیلم «I Is Another» نقش فلیکس کرستن را بازی میکند؛ فیزیوتراپ و ماساژور شخصی هاینریش هیملر، از قدرتمندترین چهرههای حکومت نازی. این فیلم به کارگردانی فلیکس راندائو در جشنواره لوکارنو رونمایی میشود و داستانی واقعی اما پیچیده را بازمیکاود که تا امروز کمتر به شکلی جدی در سینما روایت شده است.
کرستن که در سال ۱۹۶۰ درگذشت، پس از جنگ جهانی دوم ادعا کرد جایگاه ویژهاش در نزد هیملر به او امکان داده بود از جان شمار زیادی از افراد محافظت کند و حتی برای فرارشان کمکرسان باشد. با وجود شواهدی درباره نقش او در نجات برخی افراد، میزان و گستره اقداماتی که کرستن به نام خود ثبت میکرد، از همان زمان با تردیدهای جدی روبهرو بود. به نظر میرسد عطش او برای دیدهشدن و کسب اعتبار، باعث شده بود بخشی از نقش خود را بزرگنمایی کند.
بانگ در گفتوگو با ورایتی، داستان کرستن را «عجیب و پرپیچوخم» خوانده و گفته است که برایش شگفتآور بوده چنین ماجرایی تا این اندازه مهجور مانده است. او توضیح داده که نقطه اتصالش با این شخصیت، نیاز کرستن به تأییدشدن بوده؛ مردی که حتی سودای دریافت جایزه صلح نوبل داشت و میخواست دیگران او را انسانی نیک بدانند.
به گفته بانگ، میل به تحسینشدن تجربهای کاملاً انسانی است؛ همه دوست دارند کارشان دیده و ستوده شود، اما این میل در مورد کرستن به نقطه ضعف و در نهایت دردسر او تبدیل شد. بازیگر دانمارکی این پیچیدگی را به نقشش در «The Square» پیوند میزند؛ جایی که او در نقش متصدی محترم یک موزه بازی میکرد، شخصیتی که از انسانیت و اخلاق حرف میزند، اما با ربودهشدن تلفن همراهش، رفتارش بهتدریج با تصویری که از خود ارائه میدهد در تضاد قرار میگیرد.
در «I Is Another»، والری پاخنر نقش خبرنگاری جاهطلب را بازی میکند که در پی افشای دروغهای احتمالی کرستن است؛ با این حال، خود او نیز رازهایی دارد. همین ساختار، فیلم را از یک بازخوانی تاریخی ساده فراتر میبرد و به تقابل روایتها، خودفریبی و حقیقتهای پنهان نزدیک میکند.
بانگ معتقد است درباره کرستن نباید به داوریهای ساده و قطعی بسنده کرد. او یادآوری میکند که کرستن پیش از احضارشدن برای درمان هیملر، عضو حزب نازی نبود و ارتباطی با این تشکیلات نداشت. در فضای رعبآور آن دوران، نپذیرفتن دستور احضار به مقر اساس میتوانست به معنای تهدیدی مستقیم علیه فرد و خانوادهاش باشد. از نگاه بازیگر، امروز نمیتوان بهآسانی تصور کرد فردی در چنین موقعیتی، زیر سایه خطر بازداشت یا اعدام، چه انتخابی پیش رو داشته است.
کرستن زمانی برای هیملر اهمیت ویژهای پیدا کرد که توانست دردهای شدید و مزمن معده او را تسکین دهد. این نزدیکی، او را در موقعیتی متناقض قرار داد: از یکسو، به ساختار اساس گره خورد و وابستگی رسمیاش به آن تأیید شد؛ از سوی دیگر، تصور میکرد شاید بتواند از این دسترسی هولناک برای نجات جان انسانها استفاده کند.
بانگ میگوید یکی از پرسشهای کلیدی فیلم دقیقاً از همین تضاد بیرون میآید: عضویت یا وابستگی به اساس، در برابر نجات چند جان انسان چه معنایی پیدا میکند؟ پرسشی که پاسخ سادهای ندارد و فیلم نیز ظاهراً قصد ندارد برای آن حکم اخلاقی آماده صادر کند.
«I Is Another» با تهیهکنندگی اوستلیشت فیلمپرودوکسیون و پخش بینالمللی بتا سینما ساخته شده است. اهمیت فیلم بیش از هر چیز در این است که تماشاگر را با شخصیتی روبهرو میکند که نه میتوان او را بیچونوچرا قهرمان نامید و نه بهسادگی در صف همدستان رژیم نازی قرار داد. روایت کرستن یادآور این واقعیت تلخ است که در دل تاریخهای تاریک، مرز میان بقا، همکاری، مقاومت و میل به قهرمانبودن، اغلب بسیار مبهمتر از آن چیزی است که سالها بعد به نظر میرسد.





