دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سریال زیر ذره بیننگاهی اجمالی

سریال «The Shards» چقدر به واقعیت دهه ۱۹۸۰ لس‌آنجلس وفادار است؟

یکی از دانش‌آموزان مدرسه معتبر مارلبرو در دوران ریگان، جزئیات سریال تازه اف‌ایکس را با خاطرات نوجوانی خود مقایسه کرده است؛ از پاتوق‌های مشهور و یونیفرم‌های سخت‌گیرانه تا آزادی‌های خطرناکی که گاهی به‌طرز عجیبی بی‌پایان می‌ماندند

«The Shards»، سریال تازه شبکه اف‌ایکس که از رمان هم‌نام برت ایستون الیس اقتباس شده، لس‌آنجلس دهه ۱۹۸۰ را سرزمینی پرزرق‌وبرق اما ناآرام نشان می‌دهد؛ جایی که نوجوانان ثروتمند مدارس خصوصی با والدین غایب، مواد مخدر، مهمانی‌های بی‌مهار و خطرهایی مرگبار روبه‌رو هستند. حضور یک قاتل زنجیره‌ای خون‌ریز، داستان را آشکارا به قلمرو تریلر و وحشت می‌برد، اما بسیاری از جزئیات اجتماعی و فرهنگی آن چندان هم تخیلی نیستند.

اگرچه شخصیت اصلی سریال مانند نویسنده رمان «برت» نام دارد، نباید تمام داستان را زندگی‌نامه مستقیم برت ایستون الیس دانست. بااین‌حال، توجه وسواس‌گونه او به مکان‌ها، پوشش، موسیقی و رفتار نوجوانان آن دوره باعث شده مرز میان خاطره و داستان در «The Shards» باریک شود.

یکی از اهالی نسل پنجم لس‌آنجلس که در دهه ۱۹۸۰ در مدرسه معتبر مارلبرو تحصیل کرده، جهان سریال را با تجربه واقعی خود مقایسه کرده است. به گفته او، بسیاری از اتفاقات به تجربه عمومی دوران نوجوانی شباهت دارند، اما زندگی در جنوب کالیفرنیا نسخه‌ای تشدیدشده از همان تجربه بود.

پاتوق‌های لس‌آنجلس؛ دقیق‌ترین بخش «The Shards»

بیشترین تحسین این دانش‌آموخته سابق به بازسازی مکان‌هایی مربوط می‌شود که نوجوانان مرفه لس‌آنجلس در دهه ۱۹۸۰ به آن‌ها رفت‌وآمد داشتند. نام‌هایی مانند فلیپرز، اودیسه، لا اسکالا، اومبرتو، مادام وانگز، همبرگر هملت، یستردیز، پوسترمت و لو دوم برای نسلی از جوانان شهر فقط رستوران یا کلوب نبودند؛ هرکدام بخشی از جغرافیای اجتماعی دوران نوجوانی را شکل می‌دادند.

او درباره دقت برت ایستون الیس می‌گوید:

«یکی از کارهایی که برت ایستون الیس در «The Shards» به‌درستی انجام داده، به خاطر آوردن مکان‌هایی است که همه ما به آن‌ها می‌رفتیم. جزئیات یک دوره را طوری بازسازی می‌کند که دوباره آن را زندگی می‌کنید و احساس می‌کنید هنوز همان‌جا هستید.»

فلیپرز و اودیسه از مکان‌هایی بودند که ورود به آن‌ها معمولاً به معرفی یا همراهی فردی آشنا نیاز داشت. رفتن به رستوران لا اسکالا در آخر هفته نیز اتفاق مهمی محسوب می‌شد و گاهی پس از حضور در اومبرتو انجام می‌گرفت. برای این شاهد آن دوران، هنوز عجیب است که والدینش در ۱۴سالگی اجازه می‌دادند به چنین مکان‌هایی برود.

اشاره‌های سریال و رمان به تماشای اجرای گروه گوگوز در ویسکی ا گو گو نیز دقیق توصیف شده است؛ کنسرتی که این زن لس‌آنجلسی شخصاً در آن حضور داشته. بااین‌حال، از نظر او دو مکان استنز دوناتس و آها از فهرست خاطره‌انگیز الیس جا مانده‌اند.

حتی در دل این همه دقت، چند لغزش کوچک هم وجود دارد. برای نمونه، چترهای باشگاه جاناتان سرمه‌ای بودند، نه سبزآبی. رستوران آنجا نیز «کافه» نامیده نمی‌شد و همه آن را «گریل» صدا می‌زدند. البته سفارش ساندویچ بی‌ال‌تی و بستنی نرم در این مکان، کاملاً مطابق واقعیت بازسازی شده است.

یونیفرم‌های مدرسه؛ از رنگ‌های پاستلی تا برگه تخلف

شخصیت‌های نوجوان «The Shards» در مدرسه باکلی درس می‌خوانند، اما فضای مدارس خصوصی سریال برای دانش‌آموزان موسسات مشابه کاملاً آشناست. مدرسه دخترانه مارلبرو در هنکاک پارک قرار داشت و بیشتر با خانواده‌های قدیمی، ثروتمند و دارای سابقه چندنسلی پیوند می‌خورد. این مدرسه غیرفرقه‌ای بود و از نظر هویت اجتماعی با مری‌مانت تفاوت داشت.

مری‌مانت مدرسه‌ای کاتولیک برای دختران بود که در پایان رمان نیز به آن اشاره می‌شود؛ زیرا شخصیت سوزان تحصیلات دبیرستانی خود را آنجا به پایان می‌رساند. ماریشکا هارگیتی از دانش‌آموختگان شناخته‌شده این مدرسه بوده است.

دانش‌آموزان مارلبرو باید یونیفرم‌هایی با رنگ‌های پاستلی، دامن خاکستری و کفش‌های دورنگ موسوم به «سدل» می‌پوشیدند. هرگونه فاصله گرفتن از مقررات پوشش، با دریافت برگه تخلف همراه می‌شد. سخت‌گیری مدرسه فقط به ظاهر یونیفرم محدود نبود؛ نپوشیدن زیرپوش مخصوص زیر لباس نیز تخلف محسوب می‌شد.

این دانش‌آموخته سابق با لحنی طنزآمیز به یاد می‌آورد که خودش چند بار به همین دلیل برگه تخلف گرفته بود. بنابراین، نظم ظاهری و محدودیت‌های پوششی نمایش‌داده‌شده در «The Shards» با واقعیت مدارس خصوصی آن دوره فاصله چندانی ندارد.

آیا والدین واقعاً همیشه غایب بودند؟

یکی از بخش‌هایی که با تجربه این شاهد دهه ۱۹۸۰ همخوانی کامل ندارد، تصویر والدین تقریباً همیشه غایب است. «The Shards» بزرگسالانی را نشان می‌دهد که اغلب درگیر زندگی شخصی خود هستند و نوجوانان را با پول، خودرو و خانه‌های بزرگ تنها می‌گذارند؛ اما این وضعیت دست‌کم در جمع دوستان او آن‌قدر فراگیر نبود.

او توضیح می‌دهد:

«تجربه من این نبود که والدین هیچ‌وقت حضور نداشته باشند. در جمع ما شام خانوادگی وجود داشت. والدین غایب نبودند؛ حتی تقریباً التماس می‌کردیم که کمی کمتر حضور داشته باشند.»

برای یک نوجوان آن دوران، شاغل شدن مادر می‌توانست خبر هیجان‌انگیزی باشد. اگر مادری تصمیم می‌گرفت از زندگی اجتماعی روزانه فاصله بگیرد و مثلاً وارد کار املاک شود، فرزندش پس از بازگشت از مدرسه آزادی بیشتری داشت و کسی دائماً مراقب او نبود.

تصویر خودروهای لوکس دانش‌آموزان نیز در سریال تا حدی اغراق‌شده به نظر می‌رسد. در پارکینگ مارلبرو چند دستگاه بی‌ام‌و دیده می‌شد، اما خودروهای خانوادگی استیشن، جیپ واگنیر یا کروک قدیمی بازسازی‌شده پدرها به همان اندازه رایج بودند.

حتی داشتن جگوار لزوماً نشانه محبوبیت نبود. از نگاه نوجوانان آن محیط، دانش‌آموزی که با جگوار به مدرسه می‌آمد ممکن بود فردی کم‌طرفدار باشد که والدینش با خرید خودرو می‌کوشیدند او را جذاب‌تر نشان دهند.

آزادی پس از گرفتن گواهینامه کاملاً واقعی بود

اگر تصویر والدین غایب در «The Shards» اغراق‌آمیز باشد، آزادی نوجوانان پس از رسیدن به سن رانندگی ریشه محکمی در واقعیت دارد. خودرو امکان می‌داد دانش‌آموزان از فضای کنترل‌شده خانه و مدرسه فاصله بگیرند و بخش‌های مختلف لس‌آنجلس را به قلمرو شخصی خود تبدیل کنند.

آن‌ها با صدای بلند به موسیقی گروه‌هایی مانند اسکوییز و پلیس گوش می‌دادند، سیگار میخکی روشن می‌کردند و گاهی مدرسه را می‌پیچاندند تا مسابقه واترپلو دوست‌پسرهایشان را در مدرسه لویولا تماشا کنند.

همین استقلال ناگهانی، حال‌وهوای ویژه نوجوانی در لس‌آنجلس را شکل می‌داد: شهری گسترده که آزادی در آن بیش از هر چیز به داشتن خودرو وابسته بود. بزرگراه‌ها، خیابان‌های طولانی و فاصله میان محله‌ها باعث می‌شد یک نوجوان پشت فرمان بتواند خیلی سریع از دید بزرگسالان ناپدید شود.

تجربه‌های خطرناک؛ چطور از آن سال‌ها جان سالم به در بردیم؟

یکی از باورپذیرترین مولفه‌های «The Shards»، تصمیم‌های ناگهانی و خطرناکی است که نوجوانان بدون درک کامل پیامدهایشان می‌گیرند. این زن لس‌آنجلسی اعتراف می‌کند وقتی به بعضی از کارهای آن دوران فکر می‌کند، از خود می‌پرسد چگونه جان سالم به در برده است.

او ماجرای شبی را به یاد می‌آورد که در یک مهمانی شبانه دخترانه، سه نفر از آن‌ها از سر بی‌حوصلگی تصمیم گرفتند برای خرید سیگار یا چیزی مشابه بیرون بروند. آن‌ها از بل ایر هیچ‌هایک کردند و سوار خودروی یک غریبه شدند؛ کاری که تنها یک بار در زندگی‌اش انجام داد، اما اکنون نمی‌تواند بفهمد چرا در آن لحظه تصمیم مناسبی به نظر رسیده بود.

این خاطره با صحنه‌ها و هشدارهای «The Shards» درباره سوار شدن به خودروی افراد ناشناس هم‌خوان است. سریال شاید خطر را با حضور یک قاتل زنجیره‌ای تشدید کند، اما بی‌احتیاطی نوجوانان و حس کاذب آسیب‌ناپذیری آن‌ها کاملاً واقعی به نظر می‌رسد.

مواد مخدر و مهمانی‌ها؛ واقعیت یا اغراق نمایشی؟

«The Shards» مصرف مواد مخدر و مهمانی‌های بی‌مهار را بخش نسبتاً عادی زندگی دانش‌آموزان مرفه نشان می‌دهد، اما به گفته این دانش‌آموخته سابق، رفتار واقعی هم‌سالانش به آن شدت نبود.

گاهی هنگام ورود به سرویس بهداشتی مدرسه بوی دود به مشام می‌رسید، ولی سیگار کشیدن و مصرف مواد رفتاری استاندارد و همگانی محسوب نمی‌شد. بااین‌حال، این به معنای پاک و بی‌حاشیه بودن آن دوران نیست. برخی موقعیت‌ها چنان عجیب بودند که به‌راحتی می‌توانستند در یکی از قسمت‌های سریال جا بگیرند.

او از شبی پس از جشن پایان دبیرستان یاد می‌کند که سه یا چهار زوج به مکانی مشهور در لا سیه‌نگا به نام لا کژ او فول رفتند. در همان‌جا، یک شناگر جذاب شروع به آماده کردن خطوط کوکائین روی میز کرد. کمی بعد، یکی از زیباترین درگ‌کوئین‌های حاضر نزد آن‌ها آمد و گفت:

«از حضورتان خوشحالیم و می‌خواهیم بهترین شب را داشته باشید؛ اما روشن باشد که درباره اتفاقات اینجا، بیرون از این مکان صحبت نمی‌شود.»

این خاطره نشان می‌دهد مصرف مواد و ورود نوجوانان به فضاهای شبانه بزرگسالان واقعیت داشت، اما احتمالاً نه با فراوانی و عادی‌بودنی که یک درام تلویزیونی برای تشدید فضای داستان به تصویر می‌کشد.

«The Shards»؛ خاطره‌ای واقعی در قالب یک کابوس داستانی

بزرگ‌ترین موفقیت «The Shards» در ثبت حال‌وهوای یک نسل است، نه بازسازی مو‌به‌موی زندگی تمام نوجوانان لس‌آنجلس. قاتل زنجیره‌ای و بسیاری از شخصیت‌ها حاصل تخیل‌اند، والدین در واقعیت الزاماً آن‌قدر غایب نبودند و مصرف مواد نیز میان همه دانش‌آموزان رواج نداشت. بااین‌حال، مکان‌ها، موسیقی، یونیفرم‌ها، آزادی حاصل از رانندگی و نزدیک شدن بی‌محابا به خطر، همگی ریشه در تجربه‌های واقعی دارند.

لس‌آنجلس دهه ۱۹۸۰ در این روایت، هم شهری واقعی است و هم تصویری تحریف‌شده در حافظه؛ شهری از رستوران‌های مد روز، خودروهای قدیمی، سیگارهای میخکی و نوجوانانی که تصور می‌کردند هیچ اتفاقی برایشان نمی‌افتد. «The Shards» از همین تضاد نیرو می‌گیرد: جزئیات آن‌قدر دقیق‌اند که خاطره را زنده می‌کنند، اما سایه‌ای که روی آن‌ها افتاده، همه‌چیز را شبیه کابوسی می‌سازد که شاید واقعاً می‌توانست رخ دهد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا